X
تبلیغات
علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران
laboratory Science of Tehran University of Medical Science
ائوزینوفیل یکی از انواع گویچه‌های سفید خون است که به تعداد محدودی در خون یافت می‌شود. تعداد این سلولها در شرایط بیماریهای انگلی و آلرژی افزایش می‌یابد که به این حالت ائوزینوفیلی گویند.




تصویر

مقدمه

بعضی از تغییرات فیزیولوژیک و نیز پاتولوژیک وجود دارند که عامل ایجاد کننده آن یا نامشخص و یا اینکه بسیار متعدند از آن جمله افزایش گلبولهای سفید گرانول‌دار ائوزونوفیل هستند. ائوزینوفیلی می‌تواند به زمانی اطلاق شود که تعداد ائوزینوفیلها بیش از 400 عدد در میلیمتر مکعب خون باشد مکانیسم این افزایش مشخص نیست. زیادی ائوزینوفیلها ممکن است در طی یک آزمایش خون بطور اتفاقی معلوم شود و پزشک بعد از آن تصمیم می‌گیرد که چه عمل درمانی را بستگی به علت بیماری در پیش بگیرد.

سلول ائوزینوفیل

ائوزینوفیلها بطور طبیعی 2 درصد لکوسیتها را تشکیل می‌دهند. این سلولها اهمیت قابل ملاحظه‌ای در حفاظت بدن در برابر عفونتها دارند. این سلولها دارای گرانولهای فراوان هستند و این گرانولها بوسیله ائوزین یا فلوکسین Floxine رنگ می‌گیرند و بزرگتر از گرانولهای نوتروفیلی هستند. این سلولها ، سلولهای فاگوسیتی هستند اما این خاصیتشان کمتر از نوتروفیلهاست ائوزینوفیلها کمپلکس آنتی ژن و آنتی بادی را منهدم می‌کنند و بر علیه انگلها مبازه می‌کنند یکی از عفونتهای انگلی ، شیستوزومیاز نام دارد که ائوزینوفیلها به اشکال جوان انگل چسبیده و بسیاری از آنها را می‌کشند. تعداد ائوزینوفیلها در خون در ساعات مختلف روز متفاوت است. در افراد سالم بیشترین مقدار معمولا در ساعت 3 صبح می‌باشد اما بهرحال کمتر از 400 در میلیمتر مکعب خون است.

شمارش ائوزینوفیل

بعد از تهیه گسترش خونی بر روی لام و رنگ آمیزی آن با رنگهای ائوزین یا فلوکسین و شستشو و خشک کردن لام ، تعداد ائوزینوفیلها در زیر میکروسکوپ قابل شمارش می‌باشد.

ائوزینوپنی

تعداد ائوزینوفیلهای موجود در گردش خون به واسطه درمان با کورتیکواستروئیدها یا در بیمارانی که در آنها میزان تولید این هورمون بالاست کاهش می‌یابد.

مکانیسم عمل ائوزینوفیلها

ائوزینوفیلها غالبا به تعداد زیاد در افراد مبتلا به عفونتهای انگلی تولید می‌شوند و به داخل بافتهای مبتلا به انگل مهاجرت می‌کنند. اگر چه قسمت اعظم انگلها بزرگتر از ائوزینوفیلها هستند با این وجود ائوزینوفیلها از راه مولکولهای سطحی ویژه به انگلها می‌چسبند و موادی آزاد می‌کنند که بسیاری از آنها را می‌کشند. ائوزینوفیلها این کار را به چندین روش انجام می‌دهند.


  • با آزاد کردن آنزیمهای هیدرولیتیک از گرانولهای خود که لیزوزومهای تغییر یافته هستند.
  • با آزاد کردن انواع فوق‌العاده فعال اکسیژن که کشنده هستند.
  • با آزاد کردن یک پلی‌پپتید با خاصیت شدید لارو کش از گرانولها موسوم به پروتئین بازی اصلی major basic protein.



تصویر

ائوزینوفیلی به واسطه آلودگیهای انگلی

تک یاخته‌ایها کمتر موجب ائوزینوفیلی می‌شوند و قارچها معمولا بطور مستقیم موجب ائوزینوفیلی می‌شوند. آلودگیهای کوکسیدی اغلب تولید ائوزینوفیلی می‌کند ولی تنها در آمریکا وجود دارد. قارچ آسپرژیلوس فومیگاتوس ممکن است موجب ائوزینوفیلی در برنشها شود و ائوزینوفیلها همراه با سرفه به بیرون از برنشها رانده شوند. اغلب کرمها می‌توانند تولید ائوزینوفیلی کنند و تصور می‌شود که آنتروبیوس و تیری شوریس تیری شورا ، مواردی هستند که این عمل را انجام می‌دهند. کرمهای انگل موجود در بافتها ایجاد یک ائوزینوفیلی مشخص را می‌کنند، خصوصا کرمهایی که در روده زندگی می‌کنند مثل آسکاریس.

کرمهای روده هنگامی که در روده هستند حساسیت کمتری را بر می‌انگیزند و تا زمانی که به بافتها نروند باعث ایجاد ائوزینوفیلی نمی‌شوند. شیستوزوما موجب ائوزینوفیلی بالا در هنگام نهفته بودن می‌کند، اما در هنگام بلوغ که در جایگاه خود مستقر می‌شوند این اثر را کمتر دارند. زمانیکه یک بیمار مبتلا به بیماری انگلی خونی فوق‌العاده سنگینی باشد ممکن است تعداد ائوزینوفیلها به همان اندازه پایین بیاید که در آلودگیهای منجر به چرکی شدن خون ، و این امر سبب پیش آگهی بعدی در بیمار است (بدین معنی که بدن در مقابل این آلودگی انگلی از نظر سلولی دفاع اختصاصی خود را از دست داده است).

ائوزینوفیلی به واسطه آلودگیهای باکتریایی

عفونتهای باکتریایی کمتر باعث ائوزینوفیلی می‌شوند. ولی پس از وقوع بیماری که درمان انجام شده است، ممکن است ائوزینوفیلی مشاهده شود.

لوسمی ائوزینوفیلی

در بیماری کروموزوم غیر طبیعی (فیلادلفیا) حالتی مشابه ائوزینوفیلی ممکن است بوجود بیاید. از لحاظ بالینی دوره آن مانند لوسمی میلوئیدی مزمن CML است و اغلب دارای تابلوی قلبی و عصبی است از موارد اتفاقی که ائوزینوفیلی دیده می‌شود زمانی است که متاستاز وسیع وجود داشته و بعضی مواقع در بیماری هوچکین نیز ائوزینوفیلی رخ می‌دهد.

ائوزینوفیلی فامیلی

ائوزینوفیلی در آفریقائیان نسبت به اروپائیان بیشتر است. بخصوص در مناطقی که عاری از بیماریهای انگلی باشند و گمان می‌رود عامل نژادی دخالت داشته باشد. سندرم افزایش ائوزینوفیلی در زمانی گفته می‌شود که تعداد ائوزینوفیلها از 1500 عدد در میلیمتر مکعب بیشتر و برای مدت 6 ماه یا بیشتر مداومت داشته باشد. در صورتی که علت آن ناشناخته باشد وجود انگل یا بیماریهای آلرژی می‌تواند عامل این ائوزینوفیلی باشد. تمام انواع فیلاریا می‌تواند ائوزینوفیلی ایجاد کند.

ائوزینوفیلی ریوی طولانی مدت

یک بیماری بسیار مقاوم که بیش از یک ماه طول می‌کشد همراه با تب و کاهش وزن است و ممکن است موجب مرگ شود علت بیماری ناشناخته می‌باشد، اما به خاطر پاسخ بیماران به پرونیزولون گمان می‌رود نوعی آلرژی است. تائید گردیده است که ناهنجاریهای بافتی و تجمع ائوزینوفیلها در بافت بینابینی در داخل آلوئولها از علل این بیماری است.



تصویر

ائوزینوفیلی به واسطه شرایط آلرژیک

بیماران آسماتیک (مبتلا به آسم) مرتبا ائوزینوفیلی را نشان می‌دهند و این مسئله در بیماران جوان مبتلا به آلرژی علت عمده ائوزینوفیلی می‌باشد. در یک شکل آن ائوزینوفیلی برنشیا یک واکنش مقاوم آلرژیک است که موجب ضخیم شدن مخاط می‌شود. این آلرژی ممکن است به علت آلودگی قارچی فومیگاتوس باشد. رینیت فصلی یا تب یونجه یک نوع آلرژی می‌باشد که ممکن است نه تنها با فیلتراسیون ناحیه ای ائوزینوفیل همراه باشد بلکه حضور ائوزینوفیلها در خون را بهمراه داشته باشد بطور طبیعی ریه به نسبت کمی به ائوزینوفیلها مبتلا می‌شوند. تغییرات بیوشیمیایی دیگری در ائوزینوفیلها اتفاق می‌افتد که موجب بوجود آمدن جرمهای ریزی می‌شود و به نظر می‌رسد حذف سلولهای پیر از خون به تاخیر می‌افتد.

ائوزینوفیلی به واسطه تابش اشعه

40 درصد از بیمارانی که برای معالجه نئوبلاستهای داخل شکمی تحت اشعه قرار گرفته‌اند ائوزینوفیلی را نشان داده‌اند. بیماریهای تورم روده‌ای مانند کولیت اولسراتیو و بیماری مزمن روده‌ای نیز می‌توانند آن را ایجاد کنند.

برداشتن طحال

این عمل نیز موجب ائوزینوفیلی می‌شود احتمالا به علت خروج آهسته ائوزینوفیلها از گردش خون می‌باشد. هپاتیت مزمن فعال و تورم پانکراس هموراژیک حاد می‌تواند میزان ائوزینوفیلها را بالا ببرد.

 

برگرفته از : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:24  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

مقدمه

واکنشهای مختلفی که در داخل سلول انجام می‌گیرد به تشکیل ترکیبات زاید در سلول منتهی می‌شود. خروج این ترکیبات از سلول باعث تغییر ترکیب و خواص محیط اطراف سلول می‌شود. به تدریج آن را برای ادامه زندگی نامساعد می‌باشد. در اثر تخریب اسیدهای آمینه که طی آن گروه یا گروههای آمین اسید آمینه طبیعی بدن موجودات طی اکسایش برداشته می‌شوند و در صورتی که جهت سنتز ترکیبات نیتروژن‌دار جدید یا در سایر کنش و واکنشهای متابولیسمی یاخته به مصرف نرسند مجتمع شده و به شکل قابل ترشح درمی‌آیند.




تصویر
ساختمان اوره

اشکال دفع نیتروژن در موجودات زنده

در جانوران مختلف ، نیتروژن گروه آمینو به یکی از سه شکل اصلی زیر ترشح می‌شود. اکثر موجودات آبزی نیتروژن را به صورت آمونیاک (NH3) آزاد می‌سازنند. آمونیاک ترکیبی بسیار سمی است ولی به علت محلول بودن در آب سمیت آن برای موجود زنده کاهش می‌یابد. پرندگان و برخی از خزندگان نیتروژن را به صورت اسید اوریک ترشح می‌کنند. اسید اوریک سمی نیست ولی در آب نامحلول است و به همین دلیل به صورت جاودانه موجود دفع می‌شود.

سایر موجودات ، نیتروژن را به صورت اوره به خارج ترشح می‌کنند اوره نسبت به NH3 سمیت کمتری دارد و در آب نیز حل می‌شود. خون مواد نیتروژن‌دار مثل اوره و اسید اوریک را می‌گیرد و در حین گردش در بدن همواره از کلیه‌ها می‌گذرد. در کلیه‌ها مواد نیتروژن‌دار زاید آب اضافی و مواد دفعی دیگر از خون گرفته شده و به خارج دفع می‌گردد. غلظت اوره در پلاسمای خون 0.03 و مقدار آن را در ادرار 2 درصد است.

چرخه اوره

در جانورانی به نام اورئوتلیک ، آمونیاک حاصل از ‌اسید آمینه (گروه آمین به علت داشتن 'pk بالا در PH خون به صورت یون آمونیوم است)، در کبد بوسیله یک مکانیسم چرخه‌ای به اوره تبدیل می‌شود. ‌این چرخه نخستین بار توسط که بس و همکارانش کشف و به نام چرخه اوره نامگذاری شد. سه ترکیب اصلی این چرخه اسید امینه‌ها هستند. این سه ترکیب عبارتند از: آرژنین که جزء اسیدهای آمینه اصلی سازنده پروتئینها است. اورنیتین و سیترولین دو اسید آمینه کمیاب‌اند و منحصرا در‌این چرخه وارد می‌شوند. آمونیاک حاصل از اسید آمینه در مجاورت ATP با CO2 ترکیب شده و ترکیبی به نام کربومویل فسفات می‌دهد.


CO2 + NH4+ + 2ATP + H2O → 2ADP + Pi




تصویر

مراحل چرخه اوره

مرحله اول

آغاز چرخه با اورنیتین است که در مجاورت کربومویل فسفات به سیترولین مبدل می‌شود. آنزیم اورنتین ترانس کربامیلاز واکنش را کاتالیز می‌کند. این مرحله در ماتریکس میتوکندری انجام می‌گیرد مراحل بعدی در سیتوسل صورت می‌گیرد.


Pi + سیترولین<-------اورنیتین ترانس کربامیلاز------کربومویل فسفات + اورنیتین

مرحله دوم

مرحله‌ای است که در طی آن سیترولین با مصرف انرژی با آسپارتات ترکیب شده و آرژینینو سوکسینات می‌دهد. آنزیم آرژینییو سوکسینات واکنش را کاتالیز می‌کند.
ADP+H+ آرژینینو سوکسینات<-----آرژینینو سوکسینات سنتتاز ---ATP + آسپارتات + سیترولین

مرحله سوم

مرحله تبدیل آرژینینو سوکسینات به آرژنین تحت اثر آنزیم لیاز است طی‌این واکنش فومارات - که یکی از واسطه‌های چرخه کربس است نیز حاصل می‌شود.
فومارات + آرژنین<-------لیاز-------آرژنینو سوکسینات

مرحله چهارم

در ‌این مرحله تحت اثر آنزیم آرژیناز ، اوره فرآورده آغازگر چرخه اوره یعنی اورنیتین ساخته می‌شود.
اوره + اورنیتین <----آرژیناز--------H2O + آرژنیتین




تصویر

نقصهای ژنتیکی چرخه اوره میتوانند زندگی افراد را به خطر اندازند

افراد مبتلا به نقصهای ژنتیکی در هر کدام از آنزیمهای شرکت کننده در تولید اوره ، نمی‌توانند غذاهای غنی از پروتئین را تحمل کنند. اسیدهای آمینه‌ای که بیش از توان مورد نیاز روزانه برای سنتز پروتئین خورده می‌شوند، در کبد دآمینه شده و تولید آمونیاکی می‌کنند که نمی‌تواند به اوره تبدیل و در گردش خون منتقل گردد. آمونیاک شدیدا سمی است. درمانهای متعدی برای مبتلایان به نقص در چرخه اوره صورت می‌پذیرد. تجویز دقیق اسیدهای آروماتیک بنزوات یا فنیل استات در رژیم غذایی می‌تواند به کاهش مقادیر آمونیاک خون کمک کند.

سندرم اورمی

دیالیز در مبتلایان به نارسایی حاد کلیه وقتی سطح نیتروژن ، اوره سرم (SUN) آنها به 100 - 70 میلیگرم در دسی‌لیتر می‌رسد. یا هنگامی که کلیرانس کراتینین آنها به کمتر از 20 - 15 میلی‌لیتر در دقیقه کاهش می‌یابد، شروع می‌شود. به مجموعه نشانه‌ها و علایمی که به علت آثار سمی افزایش مواد نیتروژنی و دیگر مواد زاید در خون ایجاد می‌شود، سندرم اورمی گویند. وضعیت عقلانی و روانی این بیماران تغییر می‌کند و عاقبت دچار گیجی شده و نهایتا به اغما می‌روند.

برگرفته از : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:22  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

 

5

 

                                                             

یک تک یاخته بین ویروس و میکروب است جز کلامیدیاها طبقه بندی میشود عامل عامل بیماری کلامدیاپسیتازیس است که chlamydia pasittasis نامیده میشود .

اسم دیگر بیماری ornithosis است .بیشتر در پرندگان –ماکیان –خانواده طوطیان دیده میشود

اکثرا بصورت اسپورادیک یا انفرادی است.در بعضی مواقع اپیدمیک هم گزارش شده است. انسانهایی که با پرندگان آلوده تماس میگیرند مبتلا به این بیماری میشوند.

1- کبوتر بازان .

2- پرندگانی که در قفس نکهداری میشوند .

3-معمولا در انسان بصورت اسپورادیک مشاهده میشود . مواردی هم همه گیری بوجود آمده و جمعیت تلفات 20-40% در جمعیت انسانی مشاهده شده است این ارگانیسم وقتی با رنگ آمیزی گرم یا گیمسا  رنگ آمیزی

می شود . بصورت  gr- دیده میشود این ارگانیسم معمولا به سلولهایی که حمله میکند ایجاد گنجدیگی های داخل هسته ای بوجود می آورد وجه تشخیص این بیماری و به عبارت دیگر یکی از راههای شناسایی بیماری مشاهده گنجیدگی های داخل هسته است که توسط نمونه برداری مشاهده میشود معمولا برای تشخیص ترشحات بیمار رابه بدن موش داخل صفاقی  تزریق کرده پس از چند روز نمونه هایی که از موش گرفته می شود رنگ آمیزی کرده و این گنجیدگی ها را می بینند معمولا بیماری در طوطی ها و کبوتر ها و در پرنگان زینتی بصورت تورم کبد و تورم طحال مشاهده میشود .معمولا پرندگان بصورت اسحال متمایل به زرد – کاهش اشتها – کزکردن دیده میشود . در بسیاری از موارد پرندگان در اثر بی اشتهایی و عفونت اکثرا تلف میشوند 

عمدتا از نظر سن در گیری انسانی همه طبقثههای سنی میتوانند درگیر شوند . از بچه ها گرفته تا افراد بزرگسال از نظر جنسی هم فرق نمی کند . عللی که باعث دیدن بیماری میشود تماس افراد بیمار با پرندگان مریض است اگر چه انتقال بیماری از یک فرد به فرد دیگر هم  گزارش شده است . عمدتا توسط پرنده بیمار

و یا پرنده به ظاهر سالم از طریق مدفوع و ترشحات پرنده در محیط پراکنده شده بعد از مدتی این ارگانیسم همراه گرد و غبار در محیط پخش شده وارد دستگاه تنفسی انسان سالم میشود و به این ترتیب انسان را مبتلا میکند – ضایعات تنفسی را در انسان مشاهده میکنیم که شامل تب ، لرز ، گلو درد ، سردرد ، تهوع ، تنگی نفس و بیماری است عمدتا بیماری یک مقدار سخت تشخیص داده میشود . خیلی از موارد با پنومونی (tp)

پنومونی آتیک قابل اشتباه است . آن چه کمک به تشخیص می کند استفاده از: 1- ترشحات 2- ارتباط بین این افراد و پرندگان است .

تشخیص : با توجه به مسائل گفته شده انجام میگیرد  درمان در رندگان و انسانها استفاده از آنتی بیوتیک های وسیع الطیف است که با استفاده از این آنتی بیوتیک ها بیماری را مهار میکنیم اگر پرندگانی داریم که درمان میشوند عمدتا تا مدتی به عنوان ناقل بیماری می توانند مطرح باشند حتی آلودگی هوا و گر د و غبار اطراف بیمار قرار دارد خطر بال قوه ای محسوب میشود .

پیشگیری : ابتدا خود پرندگان را از عوامل بیماری زا جدا کرده ، محیط زندگی پرندگان را با ترکیبات ضدعفونی کننده ضدعفونی گردد . در صورت وجود  بیماری پرنده  آلوده را قرنطینه کرده و الباقی را ضمن مقررات بهداشتی تا حدالامکان به نزدیک شدن به پرندگان آلوده پرهیز کرد ارتباط افراد را با پرندگان و افرادی که دوست دارند به پرندگان خیلی نزدیک شوند با توصیه های بهداشتی از این کار جلوگیری کنند . بیماری به صورت فوق حاد و یا مزمن یا سطحی دیده مشود (تحت حاد ) .          

برگرفته از :     http://abbassh.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:21  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

 نوعی بیماری انگلی مشترک بین انسان و دام است که توسط تک یاخته ای بنام toxoplasma gondii ایجاد می شود این تک یاخته اساساً انگل گربه ها است ولی در بین سایر حیوانات و پرندگان سرتاسر دنیا نیز انتشار دارد . اواوسیت عفونت زای این انگل در روده میزبان اصلی گربه سانان تشکیل شده و حیوانات دیگر از جمله انسان بالغ این اواوسیت به بیماری مبتلا میگردند توکسوپلاسما گونده ای به سه فرم :1-تروفوزوئیت 2-کیست 3-اواوسیت وجود دارد:

 تروفوزوئیت ها به تمام سلولهای پستانداران به استثنای گلبولهای قرمز بدون هسته هجوم می آورند و در هنگام مرحله حاد ومزمن بیماری توکسوپلاسموز در نسوج بدن یافت میشوند -کیستها در سلولهای نسوج میزبان تشکیل میشوند و در انتقال بیماری حائز اهمیت هستند زیرا ممکن است در نسوج بدن حیوانات مبتلا وجود داشته باشند و توسط گوشتخواران بلعیده شوند و از این راه بیماری توکسوپلاسموز به انسان و حیوانات گوشتخوار منتقل شود .اواوسیت ها فقط در بافت پوششی روده گربه سانان یافت میشوند و از طریق مدفوع به بیرون راه پیدا میکنند . اواوسیت های دفع شده ابتدا غیر هاگدار و غیر بیماریزا هستند . و طی یک تا پنج روز بسته به شرایط هاگدار و بیماریزا میشوند . انسان به دو گونه به این بیماری مبتلا میشود: 1-بصورت اکتسابی :که در بالغین گاه هیچ گونه علامتی را ندارد و گاه به اشکال بسیار متنوع از یک تب خفیف گرفته تا درگیری اعصاب ،مغز ؛ریه ؛قلب و چشم و غیره متفاوت است. 2-نوع مادر زادی است که مهمترین خطر آن سقط جنین یا زایمان زودرس است . منشا این عفونت معمولا آلودگی مادر در زمان بارداری است البته گاه آلودگی قبل از بارداری به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود .عوارض حاصله متنوع بوده و از عفونت بدون نشانه تا اختلالات شدید چشمی و مغزی و نها یتاً سقط را شامل میشود.

راههای انتقال: 1-خوردن گوشت حاوی کیست بصورت نیم پخته یا گوشت خام (این تک یاخته تحت تاثیر نمک و حرارت درحین مراحل فرآیند تهیه و تولید گوشت قرمز مورد مصرف انسان از بین می رود) 2-مصرف شیر تازه بز:ابتلا، به این بیماری از طریق مصرف شیر خام بز گزارش شده است و بنابراین شیر بز بایستی قبل از مصرف پاستوریزه شود. 3-مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز :توکسوپلاسما با هدفهای مختلف از تخم های حاصل از مرغان فاقد علائم بالینی جدا شده است و به این دلیل تخم مرغهای خام یا نیم پز می توانند از منابع مهم آلودگی شدد انسان به توکسوپلاسموز باشد.4-مصرف آب و غذای آلوده به مدفوع گربه: تماس مستقیم یا مصرف هر گونه مواد غذایی که با مدفوع گربه آلوده باشد ممکن است منجر به بلع اواوسیت ها در انسان شود انتقال اواوسیتها به مواد غذای ممکن است توسط حشرات هم انجام شود. 5-انتقال از طریق جفت:وقتی مادران باردار در جریان حاملگی مبتلا به توکسوپلاسموز می شوند عوامل توکسوپلاسما به جنین منتقل میگردد. توکسوپلاسما گوندئی در نسوج جفت تکثیر حاصل نموده و سپس به نسوج جنین گسترش می یابد اگر چه عفونت انتقالی از طریق جفت در هر مرحله از دوران آبستنی انسان ممکن است اتفاق افتد ولی شدت آلودگی توکسوپلاسموز در مادران باردار به هنگام ابتلا، در نیمه اول آبستنی بیشتر خواهد بود چنانچه زنی بیش از شش ماه قبل از حاملگی مبتلاء به توکسوپلاسموز شده باشد نوزاد وی دچار عفونت نخواهد شد و نیز اگر آلودگی کمتر از شش ماه قبل از حاملگی کسب شده باشد خطر انتقال عفونت به جنین فوق العاده کم است. لازم به ذکر است که آلودگی های قبلی مادر در دوران جوانی نیز به عنوان منشا عفونت قلمداد میشود. عوارض از عفونت بدون علامت ، سقط های خود به خودی ، تولد جنین مرده یا نارس و یا تولد نوزاد آلوده تا اختلالات شدید چشمی و مغزی و نها یتاً سقط را شامل میشود .

پیشگیری و کنترل: 1- دستها باید بطور کا ملا دقیق با آب و صابون پس از تماس با گوشت شسته شود 2- شیر آب دسمشویی ها ، چاقوها ؛ چرخ گوشت ها و سایروسایلی که با گوشت نپخته در ارتباط است بایستی با آب وصابون شستوشو داده شوند .زیرا مراحلی از سیر تکاملی انگل توکسوپلاسما گوندئی که در گوشت انجام می شود شرایطی را قراهم می آورد که به سادگی با آب و صابون از بین میروند .هر نوع گوشتی را با درجه حرارت حداقل 70درجه سانتیگراد پخته و سپس به مصرف رساند . زمان حاملگی بایستی از تماس با گربه ، خاک و گوشت خام پرهیز نمایید ظرف مدفوع گربه ها بایستی روزانه تخلیه شود و این کار با احتیات و دقت بایستی انجام شود و حتی المقدور توسط زنان باردار ین کار صورت نگیرد . در موقع باغبانی در حیاط یا باغچه بایستی افراد ا دستکش اسفاده کنند . زنان باردار باید از خطرات بیماری توکسو پلاسموز و نحوه انتقال آن به انسان آگاه باشند .اگر چه تماس با انگل برای هیچ گروهی توصیه نشده است ولی از نظر تئوریک تماس دختران قبل ار سن ازدواج میتواند با ایجاد ایمنی در آنان خطرات بالقوه بیماری را در دوران آبستنی منتفی سازد.

 

کودک مبتلا به توکسوپلاسموز مادر زادی :

تروفوزوئیت ( تاکی زوئبد ) در توکسوپلاسما :

کیست توکسوپلاسما :

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:20  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

اطلاعات اولیه

علم ژنتیک یکی از شاخه‌های علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم می‌توانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسم‌هاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت می‌کند.



تصویر

تاریخچه ژنتیک

علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمی‌ترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیده‌اند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عده‌ای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجه‌ای نرسیدند.

اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.

در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشته‌ای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها می‌پرداخت ، ادغام شدند و رشته‌ای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشته‌های مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

تقسیم بندی علم ژنتیک

ژنتیک را می‌توان به سه گروه تقسیم بندی کرد.

موضوعات مورد بحث در ژنتیک پایه




تصویر

ژنتیک مندلی

ژنتیک مندلی یا کروموزومی بخشی از ژنتیک امروزی است که از توارث ژنهای موجود در روی کروموزوم‌ها بحث می‌کند، اما برعکس در ژنتیک غیر مندلی که به ژنتیک غیر کروموزومی نیز معروف است، توارث مواد ژنتیکی موجود در کلروپلاست و میتوکندری ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

تغییرات نسبتهای مندلی

نسبتهای فنوتیپی مندلی در مونوهیبریدها (3:1) ، تحت تاثیر عوامل متعددی چون غالبیت ناقص ، هم بارزی ، ژنهای کشنده ، نافذ بودن و قدرت تظاهر یک ژن و چند آللی قرار می‌گیرد که نسبتهای مندلی را تغییر می‌دهد.

احتمالات

آشنایی با قوانین علم احتمالات ، از نظر درک چگونگی انجام پدپده‌های ژنتیکی ، پیش بینی فنوتیپی ، نتایج حاصله از یک آمیزش و برآورد انطباق نسبت فنوتیپی نسل اول و دوم ، با یکی از مکانیزمهای ژنتیکی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌باشد.

پیوستگی ژنها

پدیده پیوستگی ژنها (Linkage) بوسیله سوتون ، در سال 1903 ، عنوان گردید. سوتون با بیان اینکه کروموزوم‌ها حامل عوامل ارثی (ژنها) هستند، روشن نمود که تعداد ژنها به مراتب بیشتر از تعداد کروموزوم‌ها بوده و بنابراین هر کروموزوم ، می‌تواند حامل ژنهای متعددی باشد.

جهش ژنی

موتاسیون ژنی را در اصل ، بدن توجه به تغییرات ماده ژنتیکی ، برای بیان تغییرات فنوتیپی در جانوران یا گیاهان نیز بکار برده‌اند و بدان مناسبت ، موجودی که فنوتیپ آن در نتیجه موتاسیون تغییر می‌کند را موتان می‌گویند.

موضوعات مورد بحث در ژنتیک مولکولی

کشف ساختمان DNA

شناخت امروزی ما در مورد مسیرهای اطلاعاتی از همگرایی یافته‌های ژنتیکی ، فیزیکی و شیمیایی در بیوشیمی امروزی حاصل شده است. این شناخت در کشف ساختمان دو رشته مارپیچی DNA ، توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال 1953 خلاصه گردید. .



تصویر

ژنها و کروموزومها

ژنها قطعاتی از یک کروموزوم هستند که اطلاعات مورد نیاز برای یک مولکول DNA یا یک پلی پپتید را دارند. علاوه بر ژنها ، انواع مختلفی از توالیهای مختلف تنظیمی در روی کروموزومها وجود دارد که در همانند سازی ، رونویسی و ... شرکت دارند.

متابولیزم DNA

سلامت DNA بیشترین اهمیت را برای سلول دارد که آن را می‌توان از پیچیدگی و کثرت سیستمهای آنزیمی شرکت کننده در همانند سازی ، ترمیم و نوترکیبی DNA ، دریافت. همانند سازی DNA با صحت بسیار بالا و در یک دوره زمانی مشخص در طی چرخه سلولی به انجام می رسد.

متابولیزم RNA

رونویسی توسط آنزیم RNA پلیمراز وابسته به DNA کاتالیز می‌شود. رونویسی در چندین فاز ، شامل اتصال RNA پلیمراز به یک جایگاه DNA به نام پروموتور ، شروع سنتز رونویسی ، طویل سازی و خاتمه ، روی می‌دهد. سه نوع RNA ساخته می‌شود.

متابولیزم پروتئین

پروتئینها در یک کمپلکس RNA پروتئینی به نام ریبوزوم ، با یک توالی اسید آمینه‌های خاص در طی ترجمه اطلاعات کد شده در RNA پیک ، سنتز می‌گردند.

تنظیم بیان ژن

بیان ژنها توسط فرآیندهایی تنظیم می‌شود که بر روی سرعت تولید و تخریب محصولات ژنی اثر می‌گذارند. بیشتر این تنظیم در سطح شروع رونویسی و بواسطه پروتئینهای تنظیمی رخ می‌دهد که رونویسی را از پروموتورهای اختصاصی مهار یا تحریک می‌کنند.

فناوری DNA نوترکیبی

با استفاده از فناوری DNA نو ترکیبی مطالعه ساختمان و عملکرد ژن بسیار آسان شده است. جداسازی یک ژن از یک کروموزوم بزرگ نیاز دارد به، روشهایی برای برش و دوختن قطعات DNA ، وجود ناقلین کوچک که قادر به تکثیر خود بوده و ژنها در داخل آنها قرار داده می‌شوند، روشهایی برای ارائه ناقل حاوی DNA خارجی به سلولی که در آن بتواند تکثیر یافته و کلنیهایی را ایجاد کند و روشهایی برای شناسایی سلولهای حاوی DNA مورد نظر. پیشرفتهای حاصل در این فناوری ، در حال متحول نمودن بسیاری از دیدگاههای پزشکی ، کشاورزی و سایر صنایع می‌باشد.



تصویر

موضوعات مورد بحث در ژنتیک پزشکی و انسانی

  • مطالعه کروموزوم‌ها یا ژنتیک سلولی (Cytogenetics).

  • بررسی ساختمان و عملکرد هر ژن یا ژنتیک بیوشیمیایی و مولکولی.

  • مطالعه ژنوم، سازمان‌یابی و اعمال آن یا ژنومیک (genomics).

  • بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیتهای انسانی و عوامل تعیین کننده فراوانی آللها یا ژنتیک جمعیت.

  • بررسی کنترل ژنتیکی تکامل یا ژنتیک تکامل.

  • استفاده از ژنتیک برای تشخیص و مراقبت از بیمار یا ژنتیک بالینی.

  • مشاوره ژنتیکی که اطلاعاتی پیرامون خطر ابتلا به بیماری را ارائه می‌دهد و در عین حال ، حمایت روانی و آموزشی فراهم می‌کند، به حرفه بهداشتی جدیدی تکامل پیدا کرده است که در آن تمام کادر مشاغل پزشکی ، خود را وقف مراقبت از بیماران و خانواده‌های آنها می‌کنند.

  • علاوه بر تماس مستقیم با بیمار ، ژنتیک پزشکی ، از طریق فراهم سازی تشخیص آزمایشگاهی ، افراد و از طریق برنامه‌های غربالگری (Screening) طراحی شده برای شناسایی اشخاص در معرض خطر ابتلا یا انتقال یک اختلال ژنتیکی ، جمعیت را مراقبت می‌کند.

ارتباط ژنتیک با سایر علوم

ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم سیتولوژی و سیتوژنتیک جنبه علمی‌تر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم می‌توان مورفولوژی ، فیزیولوژی و وظایف ضمائم مختلف یک یاخته را مورد بررسی قرار داد. سیتوژنتیک نیز بخشی از علوم زیستی است که روی کروموزوم ، ضمائم یاخته و ارتباط آن با پدیده‌های ژنتیکی بحث می‌کند و در واقع علم دورگه‌ای از سیتولوژی و ژنتیک به شمار می‌رود.

بر گرفته از : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:17  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

آشنایی

آنفلوانزای بسیار بیماریزای پرندگان HPAI) Highly Pathogenic Avian Influenza) بوسیله ویروس آنفلوانزایA تیپ H5 N1 و H7 و احتمالا سایر موارد در جمعیت حیوانات بخصوص ماکیان ایجاد می‌گردد و می‌تواند به انسان منتقل شود. این ویروس می‌تواند انسان را آلوده کرده و موجب بیماری شدید با میزان مرگ بالا گردد. و حتی این توانایی را دارد که خود را با انسان تطبیق داده و به عنوان یک عامل بالقوه بیماریزا برای انسان مطرح گردد و یا با سایر ویروسهای آنفلوانزای انسانی ترکیب شده وموجب پدیدار شدن یک عامل بیماریزا با توانایی ایجاد پاند می‌شود، چون در این صورت انتقال آن خیلی سریعتر صورت می‌گیرد.

مناطق شیوع آنفلوانزای مرغی

در ایران هنوز آنفلوانزای A/H5 و A/H7 به عنوان یک عامل بیماریزا در انسان یا جمعیت حیوانات ثبت و گزارش نشده است.
این بیماری بیشتر در مناطقی مانند ویتنام ، چین ، لائوس ، تایلند ، کمبوجیه ، اندونزی ، کره ، ژاپن ، هنگ کنگ ، سنگاپور و پاکستان فراگیر شده است.



img/daneshnameh_up/9/90/influenza_1.jpg

علایم بیماری در انسان

هر بیمار تب‌دار (بیش از 38 درجه سانتیگراد) به همراه حداقل یکی از علایم سرفه ، گلودرد ، تنگی نفس ، کونژنکتیویت به شرطی که یکی از شرایط تماس زیر را داشته باشد مشکوک به آنفلوانزای مرغی می‌باشد.

  • سابقه تماس در 7 روز قبل از شروع علایم با یکی از موارد زیر
  • پرندگان به خصوص مرغ که به دلیل یک بیماری مرده باشد.
  • یک مورد تایید شده آنفلوانزای A/H7 و A/H5 که در مرحله واگیرداری بیماری بوده است.
  • سطوح و یا محیط آلوده به آنفلوانزای پرندگان.
  • سابقه کار در آزمایشگاهی که نمونه‌های انسانی یا حیوانی مشکوک به آلودگی آنفلوانزای پرندگان داشته‌اند در طی 7 روز قبل از شروع علایم.
  • وجود یک تست آزمایشگاهی مثبت آنفلوانزای A که نتواند نوع ویروس را مشخص کند.
  • همچنین بیماری که به دلیل بیماری حاد تنفسی با علت نامشخص فوت کرده است و در صورتیکه یکی از شرایط زیر را دارا باشد مشکوک به ابتلا به آنفلوانزای مرغی می‌باشد.
  • اقامت در مناطقی که موارد مشکوک یا تایید شده آلودگی با آنفلوانزای پرندگان گزارش شده است.
  • وجود سابقه تماس در طی 7 روز قبل از شروع علایم با یک مورد تایید شده انسانی آنفلوانزای A/H5 که درمرحله واگیرداری بیماری بوده است.

طریقه انتقال بیماری

این بیماری معمولا از پرندگان مبتلا به انسان منتقل می‌شود. هیچگونه شواهدی که نشان دهد بیماری از انسان به انسان منتقل می‌شود وجود ندارد و افراد محدودی که مبتلا شده‌اند تماس مستقیم با پرندگان مبتلا داشته‌اند. انتقال از طریق تماس (کمتر از 1متر) با ماکیان مرده یا زنده ، پرندگان وحشی یا خوک مبتلا که میزبان اصلی این ویروس هستند، صورت می گیرد. البته احتمال انتقال از طریق تماس (لمس کردن یا فاصله شنیدن صحبت معمولی) با مورد انسانی آلوده به آنفلوانزای A/H5 نیز وجود دارد.

دوره نهفته و واگیر بیماری

دوره کمون یا نهفته این بیماری حدود 7 روز می‌باشد. و از یک روز قبل از شروع علایم تا 7 روز بعد از آن بیماری می‌تواند مسری باشد.

افراد در معرض خطر

  • مشاغلی که به هر نوعی با میزبان اصلی این بیماری (پرندگان وحشی ، ماکیان زنده یا مرده و یا خوک) و یا فراورده‌ها و یا مدفوع و محل زندگی آنها سروکار دارند.
  • افرادی که در آزمایشگاههایی که نمونه‌ها برای ویروس‌های آنفلوانزای A/H5 و A/H7 بررسی می‌شوند، فعالیت دارند.
  • کارکنان مراقبتهای بهداشتی
  • افراد ساکن در مناطقی که مرگ ماکیان خانگی وپرندگان وحشی بیش از حد مورد انتظار اتفاق افتاده است.
  • سابقه مسافرت در 7 روز گذشته به مناطقی که طغیان آنفلوانزای A درجمعیت حیوانی گزارش شده به همراه حداقل یکی از موارد زیر
    • تماس کمتر از 1 متر با ماکیان مبتلا
    • مراجعه به محلی که ماکیان و یا خوک مبتلا در 6 هفته قبل وجود داشته اند.
    • تماس با یک مورد انسانی مبتلا به آنفلوانزای A/H5
    • تماس با یک شخص مبتلا به بیماری حاد تنفسی با علت نامشخص که بعدا منجر به مرگ وی شده است.

پیشگیری

مراقبت افراد بر اساس بروز موارد آنفلوانزا در پرندگان و به خصوص مرغداریها و افرادی که از مناطق فعال بیماری در پرندگان مراجعت کرده‌اند، انجام می‌پذیرد. و اقدامات لازم در هنگام بروز آنفلوانزای پرندگان برای افراد در معرض خطر شامل موارد زیر می‌باشد:

  • پس از تایید اولین مورد آلودگی ماکیان کشور به A/H5 در صورت بروز مورد مشکوک به آنفلوانزا در مرغداری داروی ضد ویروسی Oseltamivir به میزان 75 میلی گرم روزانه برای کارکنان مرغداری و افراد شاغل در آن شروع میگردد و در صورت تایید وجود H5 دارو حداقل برای 7 روز یا تا زمانی که افراد در تماس با ماکیان عفونی در مرغداری مزبور و مرغداریهای با شعاع یک کیلومتر با سطوح و محیط آلوده هستند تجویز می‌گردد.

  • ضمنا در صورت تایید وجود H5 در اولین فرصت نسبت به واکسیناسیون این افراد و شاغلین در مرغداری‌های تا شعاع پنج کیلومتری بر علیه آنفلوانزای انسانی نیز اقدام می‌گردد. به علاوه استفاده از وسایل ایمنی شامل دستکش، روپوش و چکمه و ماسک در افراد در معرض خطر الزامی است.

  • در سطح پیشگیری برای عموم مردم ، رعایت نکات بهداشتی ، رعایت بهداشت دستها که شستشوی دست با آب و صابون مهمترین اقدام است، همچنین چون این ویروسها بوسیله گرما از بین می‌روند، پختن کامل فراورده‌های بدست آمده از ماکیان شامل گوشت ، تخم مرغ و غیره و جلوگیری از مصرف نیم پز آنها کافی می‌باشد.

  • در مورد مسافرت به مناطق فراگیر بیماری منعی وجود ندارد و فقط توصیه می‌شود از مراجعه به مراکز آلوده خودداری کنند و بهداشت غذایی را رعایت کنند.

ارزیابی موارد مشکوک

یک نمونه از مجرای تنفسی برای موارد مشکوک گرفته شده و برای آنفلوانزای A به روش PCR بررسی می‌شود. همچنین دو نمونه سرم در مرحله حاد (هفته اول شروع بیماری) و مرحله نقاهت (بعد از 3 هفته از شروع بیماری) جهت بررسی آنتی‌بادی آنفلوانزای پرندگان تهیه می‌شود.

تشخیص

تعریف مورد قطعی مبتلا به آنفولانزای A/H7 و A/H5 بوسیله یکی از آزمایشات زیر صورت می‌گیرد.
  1. نتیجه کشت مثبت
  2. PCR مثبت
  3. آنتی‌بادی آنفلوانزای A/H5 یا A/H7 مثبت به روش ایمینوفلئورسانت
  4. چهار برابر افزایش سطح آنتی‌بادی اختصاصی آنفلوانزای A/H5 یا A/H7 در دو نمونه سرم.

برگرفته از : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:54  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

روشي كه در آزمايشگاهها استفاده مي شود cyanmet hb. مي باشد .

براي اندازه كيري hb. از معرفي به نام drabkin استفاده مي شود كه به رنگ زرد مايل به سبز روشن است و نسبت به نور حساس است و در شيشه هاي قهوه اي رنگ نگهداري مي شود.

با پيپت هايي به نام پيپت سالي 20ميكروليتر از خون حاوي ضد انعقاد برداشته نوك پيپت را با گاز تمييز مي كنيم.

در يك لوله آزمايش 5 ميلي ليتر معرف drabkin ريخته و بعد

پيپت سالي را وارد drabkin كرده وسطح داخلي پيپت را با معرف شستشو مي دهيم.(drabkin سيانور دارد و نبايد وارد دهان شود.)

5 دقيقه بايد بماند كه در اين مدت واكنش كامل شده و در پايان واكنش hb. به cyanmet hb. تبديل مي شود و يك رنگ قرمز پايدار ايجاد مي شود كه مقدار اين رنگ را با اسپكتروفتومتري

در طول موج 540نانومتر اندازه گيري مي كنيم.

Hb. را با استاندارد مقايسه مي كنيم كه استاندارد فقط يك عدد يا يك لوله نيست بلكه نياز به چند استاندارد است بنابراين بايد يك منحني استاندارد رسم كرده و مقدار نمونه Hb. را در منحني قرارداده و محاسبه كرد.

مقدار نرمال Hb. :

                      Man : 14-18 gr/dl

                                         Woman: 12-16 gr/dl

ضد انعقادهاي متداول در هماتولوژي:

متداولترين ضد انعقاد EDTA است كه براي اكثر تستهاي هماتولوژي از جمله CBC بهترين ضد انعقاد بوده كه هم به صورت مايع و هم به صورت بودر است .

ضد انعقاد ديكر تري سديم سيترات است كه مناسب براي تست

انعقادي و تست ESR است .

ضد انعقاد سوم HEPARIN است كه براي تست شكنندگي

اسموزين(OSMOTIC FRAGILITY TEST) مي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:52  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

خون را در لوله هاي حاوي EDTA ،1.5-2 ميلي ليتر وارد مي كنيم به آرامي مخلوط كرده تا خون با ضد انعقاد مخلوط شود. بعد capillary tube را وارد خون مي كنيم طبق خاصيت لوله هاي مويينه خون وارد لوله مي شود وقتي به 2سانتيمتري انتهاي لوله رسيد لوله مويينه را از خون خارج كرده واز قسمت تمييزلوله به طور عمودي سريع وارد خميرهاي مخصوص مي كنيم خمير وارد لوله شده وانتهاي لوله را مي بندد . اطراف لوله مويينه و قسمتي از لوله كه وارد خون شده را با گاز ملايم تمييز ميكنيم و بعد داخل سانتريفوژهاي micro hematocrit قرار مي دهيم شماره اي كه لوله در آن قرار كرفته را ياداشت كرده بعد به مدت 5 دقيقه سانتريفوژ مي كنيم .

 

 

 

بعد ازاينكه سانتريفوژ متوقف شد لوله را خارج مي كنيم درون لوله مويينه دو قسمت كاملاَ مجزا ديده مي شود . در ته لوله و نزديك خمير RBC داريم روي RBC پلاسما است بين اين دو لايه چنانچه خوب دقت شود يك لايه بسيار نازك سفيد رنگ است كه حاوي WBC  وPlatlet است.

 

 

 

با خط كشهاي مخصوصي نسبت حجم RBC ته نشين شده به كل حجم خون محاسبه مي شود .اگر كل حجم خون را يك در نظر بگيريم حجم RBC فشرده شده به صورت اعشار مثلاً40/.

بيان مي شود واگر كل حجم خون 100باشد نسبت حجم RBC

فشرده شده بر حسب درصد است.

مقدار نرمال HCT :

              Adult man: 0.40-0.51 L/L

               Adult woman: 0.36-0.45 L/L

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:51  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

سالروز رحلت پيامبر اعظم(ص) و شهادت امام حسن مجتبي(ع) بر تمامي مسلمين

جهان تسليت باد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:31  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 


تاريخچه:
ساخت بيمارستان مرکز طبي کودکان در سال 1337 توسط مرحوم آقاي دکتر حسن اهري پيشنهاد گرديد. ايشان فکر ساخت اين مرکز را ره آورد سفري که به همراه مرحوم آقاي دکتر محمد قريب بنيانگزار طب نوين اطفال ايران به شهر مونترال کانادا بري شرکت در نهمين کنگره بين المللي بيماريهاي کودکان داشتند ذکر کردند. در اين سفر ايشان از بيمارستانهاي کودکان آن شهر و شهر تورنتو و چند مرکز علمي ويژه کودکان در آمريکا بازديد داشتند. از آنجائيکه بسياري از آن مراکز توسط نيکوکاران کوچک و بزرگ حمايت مي شد ايشان در تحقق اين هدف برروي کمک افراد و سازمانهاي نيکوکار برنامه ريزي نموده و به عنوان اولين گام اندوخته خود را در فروردين سال 1340 براي اين منظور اهدا نمود. پس از آن با ارائه شواهد و آمار موجود در مورد مرگ و مير و شيوع بيماريهاي کودکان به نيکوکاران نظر ايشان جهت ساخت اين مرکز جلب نمود. در جهت تحقق اين هدف همکاري آقاي دکتر فرهاد و دکتر قريب نيز تأثير بسزائي داشت ولي از آنجائيکه اين مبالغ نمي توانست پاسخگوي هزينه هاي ساخت و تجهيز اين بيمارستان باشد به ناچار دست استمداد به سوي سازمانهاي ملي و دولتي دراز نمودند و سرانجام موضوع ساخت اين مرکز در برنامه سوم دولت قرار گرفت و مسئوليت اجراي اين طرح در دي ماه 1340 به خود دکتر اهري واگذار گرديد. ايشان در طراحي اين بيمارستان از نقشه بيمارستانهاي اطفال کانادا، آمريکا و سوئيس الگو گرفت و بالاخره در مهرماه سال 1342 عمليات ساختماني بيمارستان آغاز گرديد. در ساخت و تجهيز بيمارستان علاوه بر کمک خيرين سازمان برنامه وقت، دانشگاه تهران و جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران مشارکت داشتند و خريد تجهيزات خارجي بيمارستان با واسطه صليب سرخ جهاني صورت مي گرفت و بدين ترتيب صرفه جويي قابل توجهي در صرف اعتبارات آن بعمل آمد. آقاي دکتر اهري همزمان با تصويب طرح ساخت اين مرکز جمعيتي را به نام جمعيت طرفداران مرکز طبي کودکان تشکيل دادند که اولين جلسه اين جمعيت در آذرماه 1340 تشکيل شد و در سال 1344 به ثبت رسيده و داراي شخصيت حقوقي گرديد. در  آبان ماه سال 1346 با جلب نظر مسئولين دانشگاه تهران و تصويب آئين نامه هاي مربوطه اداره مرکز به جمعيت طرفداران مرکز طبي واگذار گرديد و جمعيت نيز مسئوليت آماده سازي و افتتاح مرکز را برعهده گرفت. سه ماه پس از اين واقعه يعني در 28 اسفندماه 1346 مصادف با عيد سعيد غدير دو واحد درمانگاهي فيزيوتراپي و دندانپزشکي مرکز افتتاح گرديد. بدنبال آن در ارديبهشت سال 1347درمانگاه بهداشت کودکان و در شهريور ماه همان سال درمانگاه بيماريهاي کودکان و بخش يک بستري بيماران آماده گرديد. سرانجام در پانزدهم آبانماه سال 1347 ساير بخش هاي بيمارستان آماده و بيمارستان رسماً افتتاح گرديد.
آقاي دکتر اهري در روز افتتاح اين مرکز در صفحه اول يک قرآن که براي افتتاح مرکز از منزل خود آورده بودند چنين مرقوم نمودند:

روز چهارشنبه دهم آبانماه سال 1347 شمسي (اول نوامبر 1967 ميلادي) که مصادف با 27 رجب 1387 قمري و عيد بزرگ مبعث بود اين قرآن را به مرکز طبي کودکان آوردم و به فضل خداي متعال و همکاري کارکنان اين مرکز موفق به تکميل وسايل و تجهيز شديم و روز چهارشنبه پانزدهم آبانماه 1347 (6 نوامبر 1968 ميلادي) که مصادف با شب ميلاد حضرت قائم (14 شعبان 1388 قمري) بود ................. مرکز طبي کودکان را افتتاح و از اين جهت مورد پسند و رضايت خداوند گرديد.

دکتر حسن اهري

در ابتدا شروع به کار بيمارستان داراي بخش هاي عفوني، کليه، خون، غدد جراحي، اورژانس و درمانگاه هاي تخصصي بود ولي بتدريج با پيشرفت علم و تکميل کادر علمي بيمارستان بخشهايي همچون گوارش، ايمونولوژي و آلرژي، قلب، روماتولوژي، اعصاب داخلي، جراحي اعصاب، ارولوژي، ارتوپدي، متابوليک و دياليز به آن اضافه گرديد.


 
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:19  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

دکتر محمد قريب بنيانگذار طب نوين اطفال در ايران و از بنيانگذاران بيمارستان مرکز طبي کودکان دکتر حسن اهري بنيانگذار بيمارستان مرکز طبي کودکان
نوشته دکتر اهري بر روي يک جلد قرآن مجيد در روز افتتاح بيمارستان اقامه نماز توسط حضرت آيت الله العظمي مرعشي بر کالبد استاد قريب
لابراتوار لابراتوار
اورژانس ICU
برنامه هاي آموزشي برنامه هاي آموزشي
داروخانه برنامه هاي آموزشي
دياليز دياليز
سمعي - بصري سمعي - بصري
گزارش صبحگاهي گزارش صبحگاهي
مدارک پزشکي مدارک پزشکي
 
  اتاق بازي
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:19  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

ما به عنوان دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه

 تهران عمل وحشیانه رژیم صهیونیستی را در حمله به

 مردم بی پناه غزه محکوم می کنیم و از تمامی مجامع

بین المللی خواستار پایان دادن به این وضع و محاکمه

عاملان این حرکت غیر انسانی هستیم. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:52  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

غزه

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:47  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

آشنایی با رشته  و شغل مامائي

۸۴۴۳۵۴۴۳۴.jpg

هدف

در هر لحظه ، نوزاد يا نوزاداني در گوشه و كنار دنيا متولد مي‌شوند. حادثه‌اي كه كثرت و قدمت آن باعث شده است تا عظمت اين بزرگترين معجزه خلقت از چشمها پنهان بماند. آري! تولد بزرگترين ، باشكوه‌ترين و بحراني‌ترين لحظه زندگي و قديمي‌ترين تجربه بشري است و در ميان مشاغل نيز مامايي( در شكل سنتي آن) يكي از قديمي‌ترين مشاغل است . زيرا از قديم، عده‌اي از زنان بودند كه به دليل تجربه بسيار و اطلاع‌ از داروهاي گياهي و تاثيرات آنها، به زنان ديگر كمك مي‌كردند تا وضع حمل آسان‌تر و ايمن‌تري داشته باشند.

التبه نبايد تصور كرد كه آنچه امروز به نام حرفه و دانش مامايي معروف است، ادامه و دنباله همان مامايي سنتي است بلكه امروزه مامايي دانشي است كه بر مشاهده ،‌ آموزش، پيشگيري ، تحقيق، تشخيص و درمان استوار شده است.

حيطه رشته مامايي:

مامايي يكي از زيرمجموعه‌هاي علوم پزشكي است كه نقشهاي بسيار گسترده‌اي اعم از نقش مشاوره‌اي، آموزشي ، مراقبتي ، حمايتي،‌درمانگري و تحقيقاتي است. البته تمامي اين نقشها در ارتباط با مادر و كودك مفهوم پيدا مي‌كند يعني ماما به مشاوره قبل ،‌بعد و هنگام ازدواج ، آموزش نحوه تنظيم خانواده، مراقبت در دوران بارداري، زايمان طبيعي و مراقبت بهداشتي مادر و كودك و آموزش به دختران در زمينه بهداشت دوران بلوغ و بعد از آن مي‌پردازد.

«حيطه رشته مامايي از دوران قبل از حاملگي شروع مي‌شود و تا پس از زايمان و ۶ سالگي كودك ادامه پيدا مي‌كند.

در دوران قبل از حاملگي ماما بررسي مي‌كند كه آيا يك مادر توانايي حامله شدن را دارد و اگر حامله شود خطري براي خودش يا جنينش بوجود مي‌آيد يا نه؟ براي مثال مادران ديابتي، مادراني كه بيماري قلبي پيشرفته دارند، مادراني كه سابقه خانوادگي واضحي از ناهنجاريهاي ژنتيكي دارند و مادراني كه قبلا بچه معلول به دنيا آورده يا چندبار سقط كرده‌اند، بايد قبل از حاملگي با ماما مشورت كرده و آزمايشهاي لازم را انجام دهند. در واقع در اين مرحله ماما به مشاوره با زنان علاقه‌مند به بارداري و شناسايي زنان پر خطر از نظر بارداري و زايمان مي‌پردازد و آنها را به متخصص مربوط ارجاع مي‌دهد. مرحله بعد حاملگي است كه در اين مرحله مراقبت از باردار در درمانگاهها با كلينيك‌هاي مراقبت از بارداري بر عهده ماما است. در اين دوران خانم باردار در فواصلي معين كه ماما مشخص مي‌كند به كلينيك مراجعه كرده و معاينه مي‌شود تا ماما ضمن معاينه ، مشاوره و آزمايش از سلامت مادر و جنين مطمئن گردد و در صورتي كه خطري مادر يا جنين را تهديد مي‌كند زود تشخيص داده و از عواقب جدي و وخيم آن جلوگيري نمايد. براي مثال مادري كه دچار فشار خون حاملگي شده است اگر زود تشخيص داده نشود به قيمت جان مادر و جنين تمام خواهد شد. گفتني است كه در اين مرحله ماما مي‌تواند در زمينه‌هاي مختلف مانند تغذيه، بهداشت فردي‌، ورزش، كتنيك‌هاي تنفس و اطلاع از سلامت جنين به مادر آموزش داده و او را براي زايمان آماده سازد.

مرحله بعد مرحله زايمان است كه از پذيرش مادر در اتاق درد شروع شده و به وضع حمل در اتاق زايمان خاتمه پيدا مي‌كند. در اين مرحله ماما بررس‌هاي اوليه را انجام مي‌دهد و پس از اطمينان از آمادگي مادر براي زايمان و سلامت مادر و جنين همچنين اطمينان از يك زايمان طبيعي مسووليت زايمان را برعهده مي‌گيرد.

۸۴۵۶۴۵۴۳۴۳.jpg

در اين مرحله اگر زايمان با مشكلي روبرو باشد مثلا جنين در حالت طبيعي نبوده يا مادر بيماري خاصي مثل بيماري قلبي پيشرفته داشته باشد يا اينكه نياز به سزارين باشد، اين وظيفه پزشك زنان و زايمان است كه مسووليت زايمان را در بيمارستان يا زايشگاه بر عهده بگيرد.

در مرحله بعد از زايمان نيز كنترل سلامت نوزاد و مادر و آموزش نحوه رسيدگي و چگونگي نگهداري فرزند بر عهده ماما است.

مرحله بعد نيز واحد بهداشت مادر و كودك است كه در اين مرحله تعيين وضعيت رشد و تكامل كودك شامل رشد فيزيكي و تكامل‌هاي اجتماعي ، رفتاري و گفتاري از ۵ روزگي تا ۶ سالگي و واكسيناسيون كودك بر عهده ماما است. از سوي ديگر بخشي از كار ماما به زنان بر مي‌گردد. در اين بخش ماما در درمانگاههاي زنان يا در مطب‌ها خصوصي به پيشگيريهاي اوليه از سرطان دهانه رحم و پستان پرداخخته يا در مراكز نازايي به عنوان مشاور نازايي فعاليت مي‌كند.

آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:

در مورد فرصت‌هاي شغلي رشته مامايي نظرات متفاوتي وجود دارد. عده‌اي معتقدند كه در حال حاضر فرصت‌هاي شغلي مامايي بيشتر رشته‌هاي علوم پزشكي محدود و بسيار اندك است و از همين رو تعداد بي‌شماري از فارغ‌التحصيلان اين رشته بيكار هستند يا در شغلهاي نامربوط با رشته تحصيلي خود فعاليت مي‌كند. به همين دليل بهتر است كه اين رشته محدود شده يا حتي حذف شده و به جاي آن همچون گذشته «نرس ماما» تربيت گردد. (پرستارهايي كه دوره تخصصي مامايي را نيز آموزش ديده‌اند.)

به هر حال از مراكزي كه يك ماما مي‌تواند در آنها مشغول به كار شود، مي‌توان به بيمارستانها، زايشگاهها، درمانگاهها و مراكز بهداشتي و طرح پزشک خانواده اشاره كرد. همچنين ماما طبق قوانين حاضر در صورت داشتن مدرك كارشناسي مي‌تواند مطلب داير كرده و در آن به ارائه خدمات بهداشتي و درماني بپردازد.

توانايي‌هاي جسمي ، علمي ، رواني و … مورد نياز و قابل توصيه:
 
رشته‌هاي علوم پزشكي بويژه سه رشته پزشكي ، پرستاري و مامايي نياز به علاقه و احساس مسووليت بسيار دارد . براي مثال يك ماما بدون عشق و علاقه لازم نمي‌تواند فريادهاي ناشي از درد يك زائو را تحمل كند و پاسخگوي نيازهاي او باشد.

فراموش نکنیم :

«رشته مامايي عشق و علاقه و صبر و حوصله بسيار بالا مي‌خواهد چون يك خانم در حال زايمان شرايط بسيار حساسي دارد و بسياري از حرفها يا حركاتش در اختيار خودش نيست و يك ماما بايد در حد امكان با صبر و حوصله بسيار به او آرامش و قوت قلب بدهد و توجه داشته باشد كه مسووليت جان دونفر يعني مادر و جنين او را بر عهده دارد. همچنين يك ماما بايد بسيار باهوش و نكته‌سنج باشد و از مقابل مسائل هرچند كه كوچك باشد به سادگي نگذرد ، زيرا خيلي از مسائل يا علائم كوچكي كه در هنگام بارداري يا زايمان ظاهرمي‌شود، در صورت عدم توجه مي‌تواند خطرات جاني براي نوزاد يا مادر به دنبال داشته باشد.

همچنين دانشجوي اين رشته بايد تحمل خون و خونريزي، شب‌كاري و در كل كار در محيط بيمارستان را داشته باشد و به كار عملي نيز علاقه‌مند باشد چون دروس اين رشته بيشتر عملي است و كمتر جنبه تئوري دارد. »

 «در سالهاي اخير دانشجويان مستعد و خوبي وارد رشته مامايي مي‌شوند اما متاسفانه بسياري از دانشجويان شناخت دقيقي از اين رشته ندارند. براي مثال نمي‌دانند كه در ترم‌هاي اول بايد در بيمارستان‌ كارها و خدمات ابتدايي پرستاري را انجام دهند و حتي گاهي اوقات به همين دليل سرخورده مي‌شوند و انصراف مي‌دهند، در حالي كه اگر با علاقه و عشق لازم وارد اين رشته شوند، متوجه مي‌شوند كه مامايي رشته با ارزش و پراهميتي است كه از نظر معنوي مي‌تواند انسان را به معناي واقعي كلمه راضي كند.»

دانشجوي مامايي بايد از نظر جسمي و روحي سلامت كامل داشته و از روابط اجتماعي خوبي برخوردار باشد چون مشاوره و آموزش بخش مهمي از كار يك ماما است».

گفتني است كه رشته مامايي تنها از بين داوطلبان زن دانشجو مي‌پذيرد.

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و … )

كارشناسي ارشد مامائي ناپيوسته به اولين مقطع تحصيلي پس از كارشناسي گفته مي‌شود. طول دوره كارشناسي ارشد حداقل ۲ سال و حداكثر ۳ سال است. دوره دكتراي مامايي كه پس از اتمام تحصيلات در مقطع كارشناسي ارشد، مي‌توان به آن راه يافت به تازگي در شوراي عالي برنامه‌ريزي تصويب شده است.
 http://www.pezeshk.us/?cat=49

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:11  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

رشته کاردانی علوم آزمایشگاهی تشخیص طبی

تعریف و هدف : 

دوره کاردانی علوم آزمایشگاهی مقدمه ای است برای دوره کارشناسی نایوسته نکنولوژی علوم آرمایشگاهی وهدف از تشکیل دوره کاردانی علوم آزمایشگاهی ، تربیت نیروی انسانی مورد نیاز آزمایشگاههای پزشکی جهت انجام آزمایشات روتین زیر نظر مستقیم پاتولوژیست می باشد یک کاردان قادر است در مراکز بهداشتی درمانی سراسر کشور زیر نظر پاتولوژیست خدمات آزمایشگاهی را انجام دهد .

 طول دوره وشکل نظام :

متوسط طول دوره کاردانی علوم آزمایشگاهی تشخیص طبی ۲ سال ونظام آموزشی آن مطابق آئین نامه آموزشی مراکز  آموزش عالی مصوب شورای عالی برنامه ریزی است دروس بصورت عملی ونظری وعملی – نظری وکار آموزی خارج از آموزشکده عرضه می شود . به هر واحد درسی از نوع نظری در هر ترم ۱۷ ساعت  وبرای درس عملی ۳۴ ساعت وبرای کار آموزی در عرصه ۶۸ ساعت وبرای کار آموزی بیمارستانی ۵۱ ساعت اختصاص می یابد  که در طی جلسات متعدد هفتگی آموزش مورد نظر انجام می یابد .

دانشجویان این رشته علاوه بر گذراندن کلیه دروس عمومی ، پایه ، اصلی واختصاصی از ترم آخر به کار آموزی در عرصه طبق برنامه ای مشخص در آزمایشگاهها وبیمارستانهای اموزشی ، آموزش عملی خواهند دید .

- واحد های درسی :

تعداد کل واحد های درسی این دوره ۷۲ واحد وکار آموزی به شرح زیر است :

 دروس عمومی ۱۱واحد

دروس پایه واختصاصی ۴۹ واحد

 کار آموزی در عرصه ۱۲ واحد

برنامه ترم بندی کاردانی رشته علوم آزمایشگاهی

واحد

ترم دوم

واحد

ترم اول

۳

۲

۳

۲

۱

۳

۲

۱- بیوشیمی عمومی

۲- فیزیک کاربردی

۳- زبان عمومی

۴- فیزیولوپی

۵- آناتومی

۶- انگل شناسی

۷- معارف اسلامی

۱

۲

۲

۲

۲

۳

۲

۱

۲

۱- زیست شناسی

۲- زبان پیش دانشگاهی

۳- مقدمات علوم آزمایشگاهی

۴- شیمی پیش دانشگاهی

۵- فیزیک عمومی

۶- شیمی عمومی

۷- اخلاق وتربیت اسلامی

۸- تربیت بدنی

۹- کامپیوتر (اختیاری )

۱۶

جمع

۱۷

جمع

واحد

ترم چهارم

واحد

ترم سوم

۴

۲

۲

۱

۲

۳

۳

۱- بیوشیمی بالینی

۲- شیمی ومیکروب مواد غذایی

۳- پاتولوژی

۴- ویروس شناسی

۵- بانک خون

۶- ایمنولوژی

۷- کار آموزی

۵

۱

۴

۲

۲

۳

۱

۱-هماتولوژی

۲- بافت شناسی

۳- باکتری شناسی

۴- جمعیت شناسی  وتنظیم خانواده 

۵- قارچ شناسی

۶- فارسی

۷- زبان تخصصی

۱۷

جمع

۱۸

جمع

واحد

ترم پنجم

۱۲

۱- کار آموزی در عرصه

 

http://www.pezeshk.us/?cat=49

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:10  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

بيماري هاي انگلي

مقدمه‌:
    امروزه‌ در بسياري‌ از نقاطجهان‌ بيماريهاي‌ مسري‌مشكلات‌ بسياري‌ را براي‌جوامع‌ انساني‌ به‌ وجودمي‌آورد; اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌آسيب‌ها و صدمات‌ و خسارات‌ناشي‌ از اين‌ بيماريها كشورهاي‌در حال‌ توسعه‌ را در مقايسه‌ باكشورهاي‌ صنعتي‌ بيشتر تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. در اين‌ ميان‌بيماريهاي‌ انگلي‌ با انتشاري‌گسترده‌ به‌ عللي‌ از قبيل‌ فقر،سؤ تغذيه‌، بي‌سوادي‌، و ازديادبي‌ رويه‌ جمعيت‌، فقدان‌تسهيلات‌ بهداشتي‌ و دههاعامل‌ ديگر بخش‌ عمده‌اي‌ ازمشكلات‌ را به‌ خود اختصاص‌مي‌دهد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در برخي‌از مناطق‌ جهان‌ سهم‌ بيماريهاي‌انگلي‌ در ايجاد خسارات‌اجتماعي‌، اقتصادي‌ با برخي‌بيماريها نظير سل‌، بيماريهاي‌مقاربتي‌، بيماريهاي‌ قابل‌پيشگيري‌ با واكسن‌ وعفونتهاي‌ حاد تنفسي‌ برابري‌مي‌كند.
    تعريف‌:
    اصولا انگل‌ به‌ موجودي‌ گفته‌مي‌شود كه‌ در داخل‌ يا خارج‌پيكر موجود زنده‌ ديگري‌ به‌طور موقت‌ به‌ سر مي‌برد و ازآن‌ تغذيه‌ مي‌كند و كم‌ و بيش‌موجب‌ ضرر و زيان‌ ميزبان‌خود مي‌شود.
    با توجه‌ همه‌ جانبه‌ به‌ شرايطجوي‌ و جغرافيايي‌ كشورپهناور ما و خصوصيات‌زندگي‌، پايه‌هاي‌ فرهنگي‌ وبهداشتي‌ مردم‌ ما به‌ خوبي‌آشكار است‌ كه‌ انواع‌ مختلف‌انگلها خصوصا گونه‌هاي‌بيماري‌زا مي‌توانند در اين‌كشور زيست‌ كنند و به‌ آساني‌به‌ ميزبانان‌ دست‌ يابند وصدمات‌ لازم‌ را وارد كنند.
  
  انگلها را به‌ دو دسته‌ انگلهاي‌خارجي‌ و داخلي‌ تقسيم‌مي‌نمايند:
    ۱ - انگلهاي‌ خارجي‌: به‌انگلهايي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ درخارج‌ از بدن‌ ميزبان‌ و در سطح‌بدن‌ او زندگي‌ مي‌كنند، مانندشپشها.
    ۲ - انگلهاي‌ داخلي‌: به‌انگلهايي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ داخل‌بدن‌ ميزبان‌ خود زندگي‌مي‌كنند، مانند كرمهاي‌روده‌اي‌.
    سرايت‌ و انتقال‌بيماريهاي‌ انگلي‌ به‌عوامل‌ سه‌ گانه‌ زيربستگي‌ دارد:
    
۱ - وجود ميزبان‌ حساس‌
    
۲ - وجود منبع‌ آلودگي‌
    ۳ - طرق‌ انتقال‌ آلودگي‌.در واقع‌ تحت‌ تأثير عوامل‌ سه‌گانه‌ فوق‌، سرايت‌، شيوع‌ وپراكندگي‌ بيماريهاي‌ انگلي‌ رادر هر زمان‌ و در هر منطقه‌مي‌توان‌ تخمين‌ زد. از آنجايي‌كه‌ بيماريهاي‌ انگلي‌ همواره‌داراي‌ سير مزمن‌ بوده‌ و كمتر باآثار و علايم‌ باليني‌ همراه‌هستند، لذا افراد آلوده‌ ممكن‌است‌ بعد از بهبود ظاهري‌ وبدون‌ داشتن‌ هر گونه‌ علايم‌كلينيكي‌ به‌ صورت‌ ناقلين‌بيماري‌ درآيند و خود نقش‌منبع‌ آلوده‌ را براي‌ افراد سالم‌به‌ عهده‌ بگيرند. به‌ عبارت‌ديگر نظر به‌ اين‌ كه‌ در افرادناقل‌ تعادل‌ بيولوژيكي‌ خاص‌بين‌ انگل‌ و ميزبان‌ به‌ وجودمي‌آيد، لذا اين‌ گونه‌ ناقلين‌ درحالي‌ كه‌ از صدمات‌ انگل‌محفوظ هستند در عين‌ حال‌منبع‌ و ناقل‌ عامل‌ بيماري‌مي‌باشند. بدين‌ جهت‌ آگاهي‌ ازنقش‌ بيماريهاي‌ انگلي‌ وراههاي‌ پيشگيري‌ از آنها ازاهميت‌ خاصي‌ برخوردار است‌.
    ژيارديازيس
    ژيارديالامبليا يك‌ پروتوزوئرفلاژل‌دار است‌ كه‌ عامل‌ ايجاداسهال‌ عفوني‌ مي‌باشد. اين‌عفونت‌ در كودكان‌ بيشتر ازبالغين‌ شايع‌ است‌. از علل‌ مهم‌ابتلا به‌ عفونت‌ در كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌ (همچنين‌ در مراكزنگهداري‌ كودكان‌ عقب‌ مانده‌ذهني‌ و مهدكودك‌ها)ژياردياست‌ كه‌ در افراد مبتلا به‌سوء تغذيه‌ و يا نقص‌ ايمني‌بيشتر است‌.
    
راه‌ انتقال‌:
    ژيارديا لامبليا در انسان‌ ازطريق‌ خوردن‌ كيست‌ به‌ وجودمي‌آيد. كيست‌ها از طريق‌مدفوع‌ افراد آلوده‌ دفع‌مي‌شوند و آب‌ و غذا را آلوده‌مي‌كنند.
    
آلودگي‌ منابع‌ آب‌ آشاميدني‌ بافاضلابهاي‌ حاوي‌ كيست‌ ياتخم‌ انگل‌ و اغذيه‌ دستمالي‌شده‌ با دستهاي‌ آلوده‌ به‌ كيست‌يا تخم‌ انگل‌ از مهمترين‌ منابع‌انتقال‌ بيماري‌ مي‌باشد. گر چه‌كودكان‌ نسبت‌ به‌ ژيارديا ازحساسيت‌ ويژه‌ برخوردارهستند با اين‌ حال‌ بيماري‌ دربالغين‌، حتي‌ ورزشكاران‌ وافرادي‌ كه‌ خوب‌ تغذيه‌ مي‌كنندو شرايط زيستي‌ مناسب‌ دارند،گزارش‌ شده‌ است‌. كلامصونيت‌ در برابر ژياردياحاصل‌ نمي‌شود و انسان‌ هميشه‌ممكن‌ است‌ آلوده‌ شود.
    انتقال‌ اين‌ بيماري‌ از انسان‌ به‌انسان‌ به‌ طور مستقيم‌ نيزامكان‌پذير است‌.
    
اپيدميولوژي‌:
    ميزان‌ بروز در نقاط مختلف‌دنيا از ۵ تا ۵۰ درصد متفاوت‌است‌. عقيده‌ بر اين‌ بود كه‌انسان‌ تنها مخزن‌ ژيارديالامبليا مي‌باشد، ولي‌ امروزه‌عقيده‌ بر اين‌ است‌ كه‌ ژيارديا،سگ‌ و سگ‌ آبي‌ را نيز مبتلامي‌سازد.
    علايم‌ بيماري‌:
    ژيارديازيس‌ در كودكان‌ به‌مراتب‌ بيشتر از بزرگسالان‌علامت‌ دار است‌. علايم‌ در ۴۰تا ۸۰ درصد كودكان‌ آلوده‌ پس‌از يك‌ دوره‌ كمون‌ متوسط ۸روزه‌، آشكار مي‌شود.شايع‌ترين‌ تظاهرات‌ بيماري‌اسهال‌، كاهش‌ وزن‌، دردهاي‌شكمي‌ و نقص‌ در رشدمي‌باشد. شروع‌ علايم‌ آن‌ ممكن‌است‌ شديد و تند و يا تدريجي‌باشد. بيماري‌ خودبخودمي‌تواند محدود شونده‌ و ياتوانايي‌ ايجاد اسهال‌ شديدطولاني‌ مدت‌ و سوء جذب‌ راداشته‌ باشد.
    سوء جذب‌ قندها، چربي‌ها وويتامين‌هاي‌ محلول‌ در چربي‌ممكن‌ است‌ در بيش‌ از نيمي‌ ازبيماران‌ اتفاق‌ بيفتد.
    تشخيص‌:
    كيست‌هاي‌ ژيارديا لامبلياممكن‌ است‌ در نمونه‌هاي‌مدفوع‌ تهيه‌ شده‌ از افراد مبتلاپيدا شود. از آنجا كه‌ ترشح‌ ودفع‌ كيست‌ نامنظم‌ است‌آزمايش‌ نمونه‌هاي‌ متعددمدفوع‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ شود،ولي‌ فقط ۵۰درصد افراد آلوده‌بدين‌ طريق‌ شناسايي‌ مي‌شوندو آزمايش‌ Entero Testآزمايشي‌ مفيد، ساده‌ و روش‌بي‌خطري‌ براي‌ تشخيص‌ژيارديا لامبلياست‌.
    
درمان‌:
    در درمان‌ ژيارديازيس‌داروهاي‌ فورازوليدون‌،مترونيدازول‌ و مانند آن‌استفاده‌ مي‌شود.
    
پيشگيري‌:
    رعايت‌ اصول‌ بهداشت‌ فردي‌ واجتماعي‌ - استفاده‌ از آب‌آشاميدني‌ سالم‌ و بهداشتي‌ -رعايت‌ بهداشت‌ مواد غذايي‌ -كنترل‌ و نظارت‌ بر مراحل‌تهيه‌، توليد، توزيع‌ و فروش‌مواد غذايي‌ - انجام‌ معاينات‌دوره‌اي‌ براي‌ افرادي‌ كه‌ باموادغذايي‌ سرو كار دارند و درصورت‌ ابتلا به‌ انگل‌، درمان‌آنها و آموزش‌ راههاي‌ انتقال‌ وپيشگيري‌ از بيماري‌ به‌ جامعه‌.
    
اكسيور:
    اكسيور يا كرم‌ نخي‌ شكل‌ كه‌ به‌آن‌ كرمك‌ نيز مي‌گويند، كرمي‌است‌ كه‌ به‌ صورت‌ انگل‌انساني‌ در كليه‌ نقاط دنيا ديده‌مي‌شود و كرم‌ بالغ‌ آن‌استوانه‌اي‌ و ريز به‌ شكل‌ نخ‌ وسفيدرنگ‌ يا شفاف‌ بوده‌ وپوسته‌ آن‌ نرم‌ مي‌باشد. كرم‌ بالغ‌در نواحي‌ شكم‌، آپانديس‌ ونواحي‌ تحتاني‌ روده‌ بزرگ‌زندگي‌ مي‌كند. اين‌ كرم‌ها دراواخر شب‌ از مخرج‌ خارج‌مي‌شوند و در سطح‌ جلدي‌ناحيه‌ نشيمنگاه‌ تخمگذاري‌مي‌كنند. وجود كرم‌ بالغ‌ درروده‌ها گاهي‌ علايمي‌ را ايجادمي‌كنند و علايم‌ بيشتر بر اثرحركت‌ كرم‌ ماده‌ بارور ازسوراخ‌ مخرج‌ به‌ خارج‌ ظاهرمي‌شود كه‌ با علايم‌ تحريك‌ وخارش‌ جلدي‌ اطراف‌ نشيمن‌،تب‌ در كودكان‌، ايجاد زخم‌ وخونريزي‌ بر اثر خاراندن‌نشيمنگاه‌ و چركي‌ شدن‌ زخم‌ديده‌ مي‌شود. خارش‌ معمولا درهنگام‌ شب‌ بوده‌ و سبب‌بي‌خوابي‌ كودك‌ مي‌شود كه‌ براثر آن‌ عوامل‌ خستگي‌،بي‌قراري‌ و عصبانيت‌ دركودك‌ بروز مي‌كند. استقراركرم‌ در زايده‌ آپانديس‌ ممكن‌است‌ سبب‌ ايجاد آپانديست‌شود. بعضي‌ علايم‌ ديگر مانندخارش‌ دماغ‌، دندان‌ قروچه‌شب‌ هنگام‌ را نيز به‌ علت‌آلودگي‌ به‌ اكسيور دانسته‌اند.كرم‌ بالغ‌ در ناحيه‌ نشيمنگاه‌قابل‌ مشاهده‌ است‌. براي‌تشخيص‌ قطعي‌ كرمك‌ بايد ازكاغذ سلوفان‌ كه‌ به‌ ناحيه‌نشيمنگاه‌ چسبانده‌ مي‌شوداستفاده‌ كرد; تخم‌هاي‌ انگل‌ به‌اين‌ كاغذ مي‌چسبد و به‌ راحتي‌قابل‌ مشاهده‌ است‌.
    
درمان‌ :
    رعايت‌ بهداشت‌ فردي‌ ومصرف‌ داروهاي‌ ضد انگل‌طبق‌ دارونامه‌ خانه‌ بهداشت‌مي‌باشد.
    
پيشگيري‌:
    ۱ - شستشوي‌ مكرر نشيمن‌ به‌خصوص‌ صبح‌ زود كه‌ طفل‌ ازخواب‌ بيدار مي‌شود.
    ۲ - شستشوي‌ مكرر دستها به‌خصوص‌ پس‌ از اجابت‌ مزاج‌ وكوتاه‌ كردن‌ ناخن‌ها
    ۳ - شستشوي‌ روزانه‌ لباس‌زير و ملافه‌ها در روزهاي‌درمان‌
    ۴ - درمان‌ همزمان‌ همه‌ اطفال‌و اعضاي‌ خانواده‌ كه‌ با هم‌زندگي‌ مي‌كنند.
    ۵ - رعايت‌ ساير مواردپيشگيري‌ مانند پيشگيري‌ درژيارديازيس‌ مي‌باشد.
    
آميبيازيس‌
    آميبيازيس‌ عفونت‌ انساني‌ باآنتامباهيستوليتيكاست‌ كه‌شيوع‌ جهاني‌ دارد. و بيشتر دركانونهاي‌ بومي‌ خصوصا درمناطقي‌ با استاندارد پايين‌ ازنظر بهداشتي‌، اجتماعي‌ واقتصادي‌ شايع‌ است‌.آنتامباهيستوليتيكا دستگاه‌گوارش‌ را آلوده‌ مي‌كند و دراغلب‌ افراد آلوده‌ باعث‌ بيماري‌مختصر، يا بدون‌ ايجاد بيماري‌مي‌شود. در تعداد كمي‌ از افرادممكن‌ است‌ اين‌ انگل‌ به‌ مخاطروده‌ حمله‌ كند يا به‌سايرارگانها مخصوصا كبدمنتشر شود.
    راه‌ انتقال‌:
    عفونت‌ از طريق‌ خوردن‌كيست‌هاي‌ انگل‌ استقرارمي‌يابد; اين‌ كيست‌ها به‌ شرايطمحيطي‌ نظير دماي‌ پايين‌ وغلظتهاي‌ كلر كه‌ در كلرزني‌آب‌ مصرف‌ مي‌شود، مقاوم‌مي‌باشد. انگل‌ با حرارت‌ ۵۵درجه‌ سانتي‌ گراد مي‌تواندكشته‌ شود. به‌ دنبال‌ خوردن‌كيستي‌ كه‌ به‌ اسيديته‌ معده‌ وآنزيمهاي‌ گوارشي‌ مقاوم‌ باشد،كيست‌ در روده‌ باريك‌ مي‌شودو تشكيل‌ فرم‌ فعال‌ انگل‌ رامي‌دهد. انسان‌ ميزبان‌ طبيعي‌ ومخزن‌ آنتامباهيستوليتيكااست‌; عفونت‌ از طريق‌ غذا وآب‌ آلوده‌ منتقل‌ مي‌شود وبنابراين‌ انتقال‌ دهندگان‌موادغذايي‌ كه‌ حامل‌ كيست‌آميب‌ نيز مي‌باشند نقش‌ مهمي‌در گسترش‌ بيماري‌ دارند.
    
اپيدميولوژي‌:
    ميزان‌ بروز عفونتهاي‌ آميبي‌ درسراسر جهان‌ از ۵ درصد تا ۸۱درصد تغيير مي‌كند. تخمين‌زده‌ مي‌شود كه‌ ۱۰ درصدجمعيت‌ در سرتاسر جهان‌ به‌آنتامباهيستوليتيكا آلوده‌هستند.
    اسهال‌ آميبي‌ ناشي‌ از تهاجم‌آميب‌ به‌ مخاط لوله‌ گوارش‌افراد آلوده‌ اتفاق‌ مي‌افتد.انتشار انگلها به‌ ارگانهاي‌داخلي‌ نظير كبد، در ميزان‌كمتري‌ از افراد آلوده‌ اتفاق‌مي‌افتند و در كودكان‌ كمتر ازبزرگسالان‌ مي‌باشد.
    
علايم‌ بيماري‌:
    بيشتر افراد آلوده‌ بدون‌ علامت‌هستند، ولي‌ كيست‌ها درمدفوع‌ آنها پيدا مي‌شوند.تهاجم‌ بافتي‌ در ۲ تا ۸ درصدافراد آلوده‌ اتفاق‌ مي‌افتد.آميبيازيس‌ روده‌ ممكن‌ است‌در عرض‌ ۲ هفته‌ پس‌ ازآلودگي‌ اتفاق‌ بيفتد و يا براي‌ماهها به‌ تأخير افتد شروع‌ آن‌معمولا تدريجي‌ و با دردهاي‌شكمي‌ و حركات‌ گوارشي‌ زيادمي‌باشد و اغلب‌ اسهال‌ نيزهمراه‌ با زور پيچ‌ است‌; مدفوع‌به‌ رنگ‌ خوني‌ بوده‌ و حاوي‌مقدار زيادي‌ موكوس‌ مي‌باشد.
    تشخيص‌:
    بر اساس‌ جستجوي‌ ارگانيسم‌در نمونه‌ مدفوع‌ها يا به‌ ندرت‌در مواد آسپيره‌ شده‌ از آبسه‌كبدي‌ مي‌باشد. حداقل‌ ۳ نمونه‌مدفوع‌ بايد توسط فرد مجرب‌آزمايش‌ شود.
    درمان‌:
    استفاده‌ از مترونيدازول‌ به‌صورت‌ خوراكي‌ با نظر پزشك‌مي‌باشد و معمولا بيش‌ از يك‌قلم‌ دارو مورد نياز است‌.
    عوارض‌ دارو:
    شامل‌ تهوع‌، اسهال‌ و احساس‌مزه‌ فلزي‌ در دهان‌ مي‌باشد;اين‌ عوارض‌ ماندگار نيست‌ و بااتمام‌ درمان‌ از بين‌ مي‌رود.
    پيشگيري‌:
    مانند راههاي‌ پيشگيري‌ دردرمان‌ ژيارديازيس‌ مي‌باشد.
    
تري‌ كيوريازيس‌ ياتريشينوز
    تري‌كيوريس‌تري‌ كيورا(Trichuris Trichiura)يكي‌ از شايع‌ترين‌ عفونتهاي‌كرمي‌ انسان‌هاست‌. تقريبا نيم‌بيليون‌ مورد در سراسر جهان‌وجود دارد. عفونت‌ در آب‌ وهواي‌ گرمسيري‌ شايع‌تر است‌،اما در آمريكا شمالي‌ هم‌ وجوددارد.
    راه‌ انتقال‌:
    عفونت‌ از خوردن‌ تخمهاي‌ بالغ‌انگل‌ است‌ كه‌ در مدفوع‌ افرادآلوده‌ وجود دارد. اين‌ انگل‌ درعرض‌ ۲ تا ۴ هفته‌ در صورت‌وجود شرايط مناسب‌ رطوبتي‌در خاك‌ بالغ‌ مي‌شود. تخمهاپس‌ از ورود به‌ بدن‌ باز مي‌شودو لاروها به‌ روده‌ كوچك‌ نفوذمي‌كنند و در آنجا به‌ مدت‌ ۳ تا۱۰ روز مي‌مانند و سپس‌ به‌آهستگي‌ به‌ سمت‌ پايين‌ حركت‌كرده‌ به‌ كرم‌ بالغ‌ تبديل‌مي‌شوند. محل‌ استقرار نهايي‌كرمها سكوم‌ و كولون‌ صعودي‌مي‌باشد.
    تخم‌ريزي‌ توسط كرمهاي‌ ماده‌بالغ‌ يك‌ تا ۳ ماه‌ بعد از عفونت‌رخ‌ مي‌دهد.
    اپيدميولوژي‌:
    
تري‌ كيوريازيس‌ در جوامع‌روستايي‌ فاقد تسهيلات‌بهداشتي‌ بيشترين‌ شيوع‌ رادارد. انسان‌، ميزبان‌ اوليه‌ آن‌است‌. بيشترين‌ شيوع‌ و شدت‌عفونت‌ در بچه‌هاست‌. انتقال‌تخمهاي‌ جنين‌دار توسطدستها، غذاها يا نوشيدني‌هاي‌آلوده‌ رخ‌ مي‌دهد. تخمها نيزممكن‌ است‌ توسط مگسها وساير حشرات‌ منتقل‌ شوند.
    
علايم‌ بيماري‌:
    بيشتر افراد آلوده‌ بدون‌علامتند. با وجود اين‌ شكايات‌شكمي‌ مبهم‌، قولنج‌، خارش‌ درناحيه‌ مقعد خصوصا شبها ازعلايم‌ اين‌ بيماري‌ است‌. هر كرم‌بالغ‌ ۰/۰۵ سي‌سي‌ خون‌ در هرروز مي‌مكد; بنابراين‌عفونت‌هاي‌ سنگين‌ ايجادكم‌خوني‌ خفيف‌ مي‌كند.
    
تشخيص‌ و درمان‌:
    يافتن‌ تخم‌ كرم‌ درگسترش‌هاي‌ مدفوع‌ راه‌تشيخص‌ مي‌باشد. داروي‌خوراكي‌ مبندازول‌ به‌ ميزان‌تعيين‌ شده‌ در دارونامه‌بهورزي‌ مي‌تواند به‌ درمان‌ اين‌عفونت‌ كمك‌ كند.
    
راههاي‌ پيشگيري‌:
    مانند آنچه‌ در خصوص‌ژيارديازيس‌ گفته‌ شد.
    
شيگلوز
    چهار جنس‌ شيگلا مسؤول‌بيماري‌ هستند كه‌ همه‌ توانايي‌تهاجم‌ به‌ سلولهاي‌ اپيتليال‌كولوني‌ دارند.
    تعداد كمي‌ از شيگلاها ممكن‌است‌ سبب‌ بروز بيماري‌ شود.خوردن‌ ۱۰ عدد از شيگلاديسانتريه‌ در بعضي‌ افرادحساس‌ باعث‌ ايجاد بيماري‌مي‌شود. ولي‌ ارگانيسم‌هايي‌مانند ويبريوكلرا نياز به‌خوردن‌ ۱۰۸ تا ۱۰۱۰ ارگانيسم‌دارند تا ايجاد بيماري‌ كنند.شيگلا به‌ سادگي‌ از فردي‌ به‌فرد ديگر قابل‌ انتقال‌ است‌.
    اپيدميولوژي‌:
    عفونت‌ شيگلايي‌ در آب‌ وهواي‌ معتدل‌ در ماههاي‌ گرم‌ ودر آب‌ و هواي‌ گرمسيري‌ درفصل‌ باراني‌ بيشترين‌ امكان‌بروز را دارد. هر دو جنس‌ به‌طور مساوي‌ مبتلا مي‌شوند.
    اگر چه‌ عفونت‌ در هر سني‌مي‌تواند رخ‌ دهد، ولي‌شايع‌ترين‌ سن‌ براي‌ بيماري‌دومين‌ و سومين‌ سال‌ زندگي‌است‌. عفونت‌ به‌ دلايل‌ نامعلوم‌در ۶ ماه‌ اول‌ نادر است‌.شيرمادر كه‌ در مناطق‌ آندميك‌حاوي‌ آنتي‌ باديهايي‌ بر ضدآنتي‌ژنهاي‌ بيماري‌زاي‌ اين‌ارگانيسم‌ است‌، ممكن‌ است‌ درتوجيه‌ اين‌ شيوع‌ سني‌ كمك‌كننده‌ باشد. آب‌ و غذاي‌ آلوده‌(سالاد يا غذاهاي‌ ديگر كه‌ بادخالت‌ دست‌ درست‌ مي‌شوند)از عوامل‌ مهم‌ انتقال‌ آلودگي‌است‌. انتقال‌ شخص‌ به‌ شخص‌در اكثر نقاط جهان‌ مكانيسم‌اصلي‌ عفونت‌ است‌.
    علايم‌ بيماري‌:
    به‌ دنبال‌ خوردن‌ شيگلا، دوره‌كمون‌ چند روزه‌اي‌ قبل‌ ازشروع‌ علايم‌ به‌ وجود مي‌آيد; به‌طور مشخص‌ درد شكمي‌شديد، تب‌ بالا، استفراغ‌،بي‌اشتهايي‌، دفع‌ مدفوع‌ به‌شكلي‌ دردناك‌ و همراه‌ بااحساس‌ نياز فوري‌ به‌ دفع‌ رخ‌مي‌دهد. در اين‌ زمان‌ ممكن‌است‌ اتساع‌ و حساسيت‌شكمي‌، افزايش‌ صداهاي‌روده‌اي‌ وركتوم‌ دردناك‌ وجودداشته‌ باشد. ابتدا ممكن‌ است‌اسهال‌ آبكي‌ و حجيم‌ باشد وسپس‌ به‌ مدفوع‌هاي‌ مكرربلغمي‌ خوني‌ و كم‌ حجم‌ تبديل‌شود. اما بعضي‌ از بچه‌ها اصلا به‌مرحله‌ اسهال‌ خوني‌ نمي‌رسندو برخي‌ از ابتدا مدفوعشان‌خوني‌ است‌.
    ممكن‌ است‌ دهيدراتاسيون‌شديد مربوط به‌ از دست‌ دادن‌آب‌ و الكتروليت‌ها از راه‌مدفوع‌ و استفراع‌ رخ‌ دهد.اسهال‌ درمان‌ نشده‌ ۱ تا ۲ هفته‌طول‌ مي‌كشد، اما فقط در ۱۰درصد بيماران‌ اسهال‌ بيشتر ازده‌ روز خواهد بود. به‌ جز درشيرخواران‌ مبتلا به‌ سوء تغذيه‌،اسهال‌ مزمن‌ شايع‌ نيست‌.
    
درمان‌:
    همانند گاسترو آنتريت‌هاي‌ناشي‌ از علل‌ ديگر اولين‌ نكته‌در بچه‌هاي‌ مشكوك‌ به‌شيگلوز مسأله‌ اصلاح‌ و حفظآب‌ و الكتروليت‌ هاست‌.داروهاي‌ كاهنده‌ حركت‌ روده‌را نبايد مصرف‌ كرد، چون‌ اين‌خطر وجود دارد كه‌ بيماري‌مزمن‌ شود.
    نكته‌ بعدي‌ تصميم‌گيري‌ درمورد مصرف‌ آنتي‌ بيوتيك‌است‌. اگر چه‌ بعضي‌ به‌ خاطرماهيت‌ محدود شونده‌ بيماري‌،قيمت‌ آنتي‌ بيوتيك‌ و خطرايجاد ارگانيسم‌هاي‌ مقاوم‌، عدم‌استفاده‌ از آنتي‌ بيوتيك‌ راتوصيه‌ مي‌كنند، ولي‌ يك‌نظريه‌ متقاعد كننده‌ به‌ نفع‌تجويز آنتي‌ بيوتيك‌ دربچه‌هاي‌ مشكوك‌ به‌ شيگلوزوجود دارد; حتي‌ اگر بيماري‌كشنده‌ نباشد كودك‌ درمان‌نشده‌ به‌ مدت‌ ۲ هفته‌ يا بيشتركاملا بيمار مي‌باشد و ممكن‌است‌ اسهال‌ عود كننده‌ يا مزمن‌رخ‌ دهد. خطر ايجاد سوء تغذيه‌در حين‌ بيماري‌ طولاني‌ وجوددارد.
    پيشگيري‌:
    دو راه‌ ساده‌ براي‌ پيشگيري‌ ازشيگلوز در كودكان‌ وجود دارد:
    اول‌، تشويق‌ به‌ مصرف‌ شيرمادر در مناطقي‌ كه‌ شيگلوزشايع‌ است‌. شير مادر خطرشيگلوز علامت‌ دار را كاهش‌مي‌دهد و شدت‌ آن‌ را درشيرخواراني‌ كه‌ علي‌رغم‌مصرف‌ شيرمادر، مبتلا شده‌اندكاهش‌ مي‌دهد. دوم‌، آموزش‌تكنيك‌هاي‌ شستن‌ دست‌ها درخانواده‌ به‌ خصوص‌ بعد ازمدفوع‌ كردن‌ و قبل‌ از تهيه‌ ومصرف‌ غذا; ساير اقدامات‌بهداشت‌ عمومي‌ از قبيل‌ اصلاح‌آب‌ و فاضلاب‌، دفع‌ صحيح‌مدفوع‌ و رعايت‌ بهداشت‌موادغذايي‌ نيز مؤثر است‌.

http://www.pezeshk.us/?p=6033

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:58  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله . و علی الارواح التی حلت بفنائک . علیک منی سلام الله

ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار. ولا جعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم . السلام علی

الحسین .و علی علی بن الحسین .  و علی اولاد الحسین . وعلی اصحاب الحسین

 

فرا رسیدن اربعین حسینی را خدمت همه شیعیان جهان به خصوص همکلاسیهای

عزیزمان تسلیت عرض می کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 18:46  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

برای موفقیت در کارها همیشه بایستی برنامه ای جامع داشت.زمان مهم ترین چیزی است که در برنامه ریزی بایستی مورد نظر قرار گیرد.آیا برای آینده خود برنامه ای دارید؟

اگر تمامی انسان ها به این تفکر برسند که می توانند بهترین بازدهی را برای همنوعانشان داشته باشند تمامی امور اصلاح شده و به سمت پیشرفت سوق می یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:29  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

Epinephrine

From Wikipedia, the free encyclopedia

  (Redirected from Epinephrin)
Jump to: navigation, search
(R)-(−)-L-Epinephrine or (R)-(−)-L-adrenaline
Systematic (IUPAC) name
(R)-4-(1-hydroxy-
2-(methylamino)ethyl)benzene-1,2-diol
Identifiers
CAS number 51-43-4
ATC code A01AD01 B02BC09 C01CA24 R01AA14 R03AA01 S01EA01
PubChem 838
DrugBank APRD00450
Chemical data
Formula C9H13NO3 
Mol. mass 183.204 g/mol
Pharmacokinetic data
Bioavailability Nil (oral)
Metabolism adrenergic synapse (MAO and COMT)
Half life 2 minutes
Excretion n/a
Therapeutic considerations
Pregnancy cat.

A(AU) C(US)

Legal status

Prescription Only (S4)(AU) POM(UK) -only(US)

Routes IV, IM, endotracheal

Epinephrine (also called adrenaline; see Terminology) is a hormone and neurotransmitter. It is a catecholamine, a sympathomimetic monoamine derived from the amino acids phenylalanine and tyrosine. The Latin roots ad-+renes and the Greek roots epi-+nephros both literally mean "on/to the kidney" (referring to the adrenal gland, which sits atop the kidneys and secretes epinephrine). Epinephrine is sometimes shortened to epi or to EP in medical jargon.

Contents

[hide]

[edit] History

In May 1886, William Bates reported the discovery of a substance produced by the adrenal gland in the New York Medical Journal. Epinephrine was isolated and identified in 1895 by Napoleon Cybulski, a Polish physiologist. The discovery was repeated in 1897 by John Jacob Abel.[1]

Jokichi Takamine, a Japanese chemist, independently discovered the same hormone in 1900.[2][3]In 1901 he isolated and purified the hormone adrenaline from cow glands.

It was first artificially synthesized in 1904 by Friedrich Stolz.

[edit] Triggers

Adrenaline ampule, 1 mg (Suprarenin®)
Adrenaline ampule, 1 mg (Suprarenin®)

Epinephrine is a "fight or flight" hormone, and plays a central role in the short-term stress reaction. It is released from the adrenal glands when danger threatens or in an emergency. Such triggers may be threatening, exciting, or environmental stressor conditions such as high noise levels or bright light (see Fight-or-flight response).

An example of noise-induced trigger of epinephrine release is tinnitus. The fight-or-flight response caused by tinnitus is a contributor to physical stress seen in tinnitus-patients,[4] exacerbating the case.

[edit] Actions in the body

When secreted into the bloodstream, it rapidly prepares the body for action in emergency situations. The hormone boosts the supply of oxygen and glucose to the brain and muscles, while suppressing other non-emergency bodily processes (digestion in particular).

It increases heart rate and stroke volume, dilates the pupils, and constricts arterioles in the skin and gut while dilating arterioles in skeletal muscles. It elevates the blood sugar level by increasing catalysis of glycogen to glucose in the liver, and at the same time begins the breakdown of lipids in fat cells. Like some other stress hormones, epinephrine has a suppressive effect on the immune system.[5]

Although epinephrine does not have any psychoactive effects, stress or arousal also releases norepinephrine in the brain. Norepinephrine has similar actions in the body, but is also psychoactive.

The type of action in various cell types depends on their expression of adrenergic receptors.

[edit] Adrenergic receptors

β-adrenergic receptors
Further reading: adrenergic receptor

Epinephrine's actions are mediated through adrenergic receptors:

  • It binds to α1 receptors of liver cells, which activate inositol-phospholipid signaling pathway, signaling the phosphorylation of glycogen synthase and glycogen phosphorylase (inactivating and activating them, respectively), leading to breakdown of glycogen (glycogenolysis) so as to release glucose to the bloodstream.
  • Epinephrine also activates β-adrenergic receptors of the liver and muscle cells, thereby activating the adenylate cyclase signaling pathway, which will in turn increase glycogenolysis.

β2 receptors are found primarily in skeletal muscle blood vessels where they trigger vasodilation. However, α-adrenergic receptors are found in most smooth muscles and splanchnic vessels, and epinephrine triggers vasoconstriction in those vessels.

[edit] Therapeutic use

Epinephrine is used as a drug to treat cardiac arrest and other cardiac dysrhythmias resulting in diminished or absent cardiac output; its action is to increase peripheral resistance via α1-adrenoceptor vasoconstriction, so that blood is shunted to the body's core, and the β1-adrenoceptor response which is increased cardiac rate and output (the speed and pronouncement of heart beats). This beneficial action comes with a significant negative consequence—increased cardiac irritability—which may lead to additional complications immediately following an otherwise successful resuscitation. Alternatives to this treatment include vasopressin, a powerful antidiuretic which also increases peripheral vascular resistance leading to blood shunting via vasoconstriction, but without the attendant increase in myocardial irritability.[5]

Because of its suppressive effect on the immune system, epinephrine is used to treat anaphylaxis and sepsis. Allergy patients undergoing immunotherapy may receive an epinephrine rinse before the allergen extract is administered, thus reducing the immune response to the administered allergen. It is also used as a bronchodilator for asthma if specific beta2-adrenergic receptor agonists are unavailable or ineffective. Adverse reactions to epinephrine include palpitations, tachycardia, anxiety, headache, tremor, hypertension, and acute pulmonary edema.[6]

Because of various expression of α1 or β2-receptors, depending on the patient, administration of epinephrine may raise or lower blood pressure, depending whether or not the net increase or decrease in peripheral resistance can balance the positive inotropic and chronotropic effects of epinephrine on the heart, effects which respectively increase the contractility and rate of the heart.

[edit] Biosynthesis

Epinephrine is synthesized from norepinephrine in a synthetic pathway shared by all catecholamines.

Epinephrine is synthesized from norepinephrine in a synthetic pathway shared by all catecholamines, including L-dopa, dopamine, norepinephrine, and epinephrine.

Epinephrine is synthesized via methylation of the primary distal amine of norepinephrine by phenylethanolamine N-methyltransferase (PNMT) in the cytosol of adrenergic neurons and cells of the adrenal medulla (so-called chromaffin cells). PNMT is only found in the cytosol of cells of adrenal medullary cells. PNMT uses S-adenosylmethionine (SAMe) as a cofactor to donate the methyl group to norepinephrine, creating epinephrine.

For norepinephrine to be acted upon by PNMT in the cytosol, it must first be shipped out of granules of the chromaffin cells. This may occur via the catecholamine-H+ exchanger VMAT1. VMAT1 is also responsible for transporting newly synthesized epinephrine from the cytosol back into chromaffin granules in preparation for release.

[edit] Regulation

Epinephrine synthesis is solely under the control of the central nervous system (CNS). Several levels of regulation dominate epinephrine synthesis.

Adrenocorticotropic hormone (ACTH) and the sympathetic nervous system stimulate the synthesis of epinephrine precursors by enhancing the activity of enzymes involved in catecholamine synthesis. The specific enzymes are tyrosine hydroxylase in the synthesis of dopa and enzyme dopamine-β-hydroxylase in the synthesis of norepinephrine.

ACTH also stimulates the adrenal cortex to release cortisol, which increases the expression of PNMT in chromaffin cells, enhancing epinephrine synthesis. This is most often done in response to stress.

The sympathetic nervous system, acting via splanchnic nerves to the adrenal medulla, stimulates the release of epinephrine. Acetylcholine released by preganglionic sympathetic fibers of these nerves acts on nicotinic acetylcholine receptors, causing cell depolarization and an influx of calcium through voltage-gated calcium channels. Calcium triggers the exocytosis of chromaffin granules and thus the release of epinephrine (and norepinephrine) into the bloodstream.

Epinephrine (as with norepinephrine) does exert negative feedback to down-regulate its own synthesis at the presynaptic alpha-2 adrenergic receptor.

A pheochromocytoma is a tumor of the adrenal gland (or, rarely, the ganglia of the sympathetic nervous system), which results in the uncontrolled secretion of catecholamines, usually epinephrine.

In liver cells, epinephrine binds to the β-Adrenergic receptor which changes conformation and helps Gs, a G protein, exchange GDP to GTP. This trimeric G protein dissociates to Gs alpha and Gs beta/gamma subunits. Gs alpha binds to adenyl cyclase thus converting ATP into Cyclic AMP. Cyclic AMP binds to the regulatory subunit of Protein Kinase A: Protein kinase A phosphorylates Phosphorylase Kinase. Meanwhile, Gs beta/gamma binds to the calcium channel and allows calcium ions to enter the cytoplasm. Calcium ions bind to calmodulin proteins, a protein present in all eukaryotic cells, which then binds to Phosphorylase Kinase and finishes its activation. Phosphorylase Kinase phosphorylates Phosphorylase which then phosphorylates glycogen and converts it to glucose-6-phosphate.

[edit] Terminology

Although widely referred to as adrenaline outside of the US, and the lay public worldwide, the USAN and INN for this chemical is epinephrine because adrenaline bore too much similarity to the Parke, Davis & Co trademark adrenalin (without the "e") which was registered in the US. The BAN and EP term for this chemical is adrenaline, and is indeed now one of the few differences between the INN and BAN systems of names.

Amongst US health professionals, the term epinephrine is used over adrenaline. However, it should be noted that universally, pharmaceuticals that mimic the effects of epinephrine are called adrenergics, and receptors for epinephrine are called adrenoceptors.

The terms can also be spelled epinephrin and adrenalin (without the "e"), but the latter can cause confusion as described above.

[edit] Isomers

Natural epinephrine is the (R)-(−)-L-epinephrine stereoisomer

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:15  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 23:57  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

این مطلب از بخش آموزش وب‌سایت المپیاد زیست‌شناسی رشد،انتخاب شده که با فرمت pdf نیز در وب‌سایت المپیاد رشدموجود می‌باشد. برای مشاهده این موضوعات در وب‌سایت المپیاد، به آدرس فهرست مطالب زیست‌شناسی مراجعه کنید. همچنین می‌توانید با کلیک اینجا‌ ، با ویژگی‌های بخش آموزش این وب‌سایت آشنا شوید.


ترکیب نوکلئوپروتئین

ساختار نوکلئوزوم


هر کروموزوم یوکاریوتی از یک قطعه نسبتاً طویل DNA دو رشته ای تشکیل شده است و متوسط سلول های دیپلوئید دارای تعدادی از این قطعاتDNAمی باشند به منظور اینکه در طی تقسیم میوز و میتوز کروموزوم ها به درستی بین سلول های دختر توزیع شود این قطعات بایستی به صورت ساختارهایی فشرده شوند تا سازماندهی آن ها آسانتر گردد. مکانیسمی که بدین منظور توسط یوکاریوت ها به کار گرفته می شود پیچاندنDNA به دور گوی های پروتئینی است. پیچیده شدن DNA بدور این گوی ها اولین مرحله از سری مراحل فرآیند تا شدن و تاب خوردن DNA است که نهایتاً‌ منجر به تولید کروموزوم های کاملاً فشرده ای می شود که در مرحله متافاز می بینیم. هسته را در مرحله اینترفاز می توان با قرار دادن آن در محلول هیپوتونیک مانند آب جدا کرد. هنگامی که این اتفاق روی می دهد ماده کروماتین بیرون می ریزد. هنگامی که این مواد در زیر میکروسکوپ الکترونی مشاهده می شوند ذرات کوچکی که نوکلئوزوم نامیده می شوند دیده می شوند.
این ها همان گوی هایی هستند که DNA به دور آن ها پیچیده شده است و از پروتئین های هسیتون ساخته شده اند که DNA به آن متصل است.
هسیتون ها گروهی از پروتئین های بازی غنی از ریشه های آرژنین و لیزین هستند که نسبتاً به خوبی شناسایی شده اند. آن ها برای اتصال بهDNA که بار منفی دارد بسیار مناسبند. در ابتدا ژنتیکدانان فکر می کردند که اتصال انتخابی این پروتئین ها بهDNA باید بخشی از مکانیسم کنترل رونویسی باشد ولی اکنون می دانیم که هسیتون بسیار یکنواخت از آن هستند که بتواند به عنوان پروتئین های کنترلی انتخابی عمل کنند.
هنگامی که کروماتین در مجاورت نوکلئاز میکروبی قرار داده شود نوکلئوزوم ها به صورت منفرد قابل جداسازی خواهند بود که نشان می دهد DNA بین نوکلئوزوم ها برای تجزیه در دسترس هستند. اگر تجزیه توسط نوکلئاز ادامه یابد همه DNA حفاظت نشده تجزیه می شود و فقط DNA ای باقی می ماند که بوسیله بر هم کنش با هیستون محافظت شده است. نتایج این مطالعات نشان می دهد که 146 جفت باز از DNA نوکلئوزوم ها به دور هیستون ها پیچیده شده اند و در حدود 75 – 50 جفت باز بسته به نوع گونه نوکلئوزوم ها را به یکدیگر متصل می کند (linker DNA)
شکل 724
img/daneshnameh_up/e/e5/mbio0074a.jpg
هنگامی که میزان هیستون های مختلف اندازه گیری شد در هر نوکلئوزوم از هر یک از انواع هیستون های H4,H3,H2B,H2Aدو مولکول از هسیتون نوع H1تنها یک مولکول موجود بود.
مطالعات بر روی تخریب و تشکیل مجدد هیستون ها نشان داد که هیستون H1 یک جزء ضروری برای تشیکل نوکلئوزوم نیست. در مدلی که اخیراً‌ ارائه شده است هیستون H1 به DNA متصل کننده نوکلئوزوم ها به یکدیگر هنگامی که به نوکلئوزوم وارد یا از آن خارج می شود اتصال پیدا می کند.
شکل 725
img/daneshnameh_up/5/52/mbio0074b.jpg
از آنجا که طولی از DNA که در یک نوکلئوزوم قرار می گیرد کوتاه است و چون سازماندهی هیستون ها بسیار منظم است نوکلئوزوم ها به وضوح سازمان دهنده های عمومی DNA هستند. به بیان دیگر نوکلئوزوم ها اولین مرتبه از بسته های DNA می باشند. آن ها طول DNA را کاهش می دهند و بی شک انقباض و تراکم لازم در طی میوز و میتوز را تاحدود زیادی فراهم می کنند.
هر چند به نظر می رسد که توده های DNA یوکاریوتی بوسیله نوکلئوزوم ها سازماندهی شده است نواحی از DNAوجود دارد نواحی وجود دارد که به نظر می رسد فاقد نوکلئوزوم هستند به این نواحی جایگاه های فوق حساس به نوکلئاز گفته می شود. این جایگاه ها که معمولاً از یک ناحیه نوکلئوزومی با حدود 200 جفت باز تشکیل شده است بویژه در برابر نوکلئاز های مختلف نسبت به تجزیه بسیار حساس هستند. هنگامی که این نواحی جدا سازی می شوند معمولاً توالی هایی دارند که در فرآیندهای رونویسی،‌همانند سازی و سایر فعالیت های DNA اعمالی از خود نشان می دهند. برای مثال تعداد زیادی از نواحی پروموتر در DNA موش و Drosophila و انسان در جایگاه های فوق حساس به نوکلئاز قرار دارند.
لذا برخی توالی های ویژه DNA فاقد نوکلئوزوم نگاه داشته می شدند و به نظر می رسد این نواحی همان نواحی هستند که بوسیله آنزیم های مختلف از قبیلRNA پلی مراز تشخیص داده می شوند اینکه این نواحی چطور تشخیص داده می شوند و خالی از نوکلئوزوم حفظ می شوند در حال حاضر ناشناخته است. هر چند این در حالی است که از تحقیقات اخیر می دانیم همانند سازی DNA از روی نوکلئوزوم ها و بدون جدا شدن هیستون ها از DNA صورت می گیرد.



پیوند های خارجی

http://Olympiad.roshd.ir/biology/content/pdf/0158.pdf
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:37  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

به روند ساخته شدن مولکول DNA از روی الگوی آن در هسته سلول را همانند سازی ژنتیکی یا همانند سازی DNA گفته می‌شود. که یکی از مراحل تقسیم میتوز است. طی این همانند سازی ، مولکول DNA بدون تغییر به نسل بعد سلولها منتقل می‌شود.

مقدمه

پیشرفتهایی که در سده اخیر نصیب علم ژنتیک شده است، تا حدود زیادی مرهون مطالعه و بررسی وراثت در باکتریها است. امروزه ثابت شده است که مکانیسمها ژنتیکی در باکتریها از نظر واکنشهای شیمیایی مشابه یاخته‌های یوکاریوت است. پروکاریوتها موجودات ساده و مناسبی برای بررسیهای ژنتیکی هستند. زیرا در آنها تنها یک مولکول DNA در هر یاخته وجود دارد و این DNA دارای ساختار کروموزمی پیچیده‌ای نیست. استفاده از میکروارگانیسمها به عنوان ابزار مطالعه ژنتیکی دارای نقاط ضعفی نیز است.

اول آنکه کوچکی اندازه این موجودات بررسی ویژگیهای ظاهری هر یاخته را دشوار می‌سازد. دوم آنکه تولید مثل جنسی در این موجودات وجود ندارد و یا بطور ناقص دیده می‌شود. پس از اینکه ساختار مولکولی DNA که نخستین بار بوسیله واتسون و کریک معرفی و ارائه شد، نحوه بیوسنتز آن را نیز در یاخته مشخص کردند. در اواخر سالهای 1950 ، کریک اصل بنیادی را مطرح کرد. این اصل بیان کننده چگونگی انتقال اطلاعات ژنتیکی از مولکول DNA به RNA و ترجمه آن در پروتئینها است.

img/daneshnameh_up/7/7b/14.png

همانندسازی DNA

در مطالعات اولیه برای همانندسازی سه الگو مطرح شد که شامل الگوهای حفاظتی ، نیمه حفاظتی و پراکنده است. در الگوی حفاظتی از روی مارپیچ دو رشته‌ای DNA ، یک مولکول کامل DNA ساخته می‌شود. در الگوی نیمه حفاظتی ابتدا دو رشته DNA از هم باز شده و در مقابل هر یک از رشته‌ها ، رشته مکمل ساخته می‌شود. در الگوی پراکنده ابتدا مولکول DNA به قطعاتی تقسیم می‌گردد و هر یک از قطعه رشته مکمل خود را سنتز می‌کند. واتسون و کریک با پژوهشهای خود بر روی مولکول DNA ، الگوی نیمه حفاظتی را منطقی و تنها راه همانند سازی می‌دانستند. سپس مزلسون و استال با انجام آزمایشهای بسیار ظریف و مهم ، درستی چنین الگویی را به اثبات رساندند.

آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال برای اثبات فرآیند همانند سازی آزمایشی انجام دادند که به شرح زیر می‌باشد. آنها ابتدا یاخته‌های باکتری اشرشیاکلی را در محیط کشت ویژه‌ای که نیتروژن آن از نوع سنگین (N15) بود، برای زمان معین کشت دادند و سپس یاخته‌ها را به محیط کشت عادی که نیتروژن آن از نوع سبک (N14) بود، انتقال دادند و در محدوده‌های زمانی معین از یاخته‌های نسلهای اول ، دوم و سوم حاصل از محیط کشت جدید ، نمونه برداری کرده و DNA آنها را به روشهای اختصاصی جدا ساختند. نمونه‌های DNA بر روی گرادیان (شیب) چگالی کلرور منیزیم سانتریفوژ شده و در این روش ترکیبات مختلف بر اساس چگالی آنها جدا سازی می‌شوند.

بدین ترتیب DNA واجد وزنهای متفاوت از یکدیگر جدا می‌شوند. DNA معمولی که N14 دارد (DNA سبک) به علت داشتن چگالی کمتر در بالای لوله قرار می‌گیرد. در حالی که مولکول DNA با (N15 سنگین) در محلی پایین تر از DNA سبک واقع می‌شود. DNA های واجد مقادیر متفاوت N15 و N14 نیز در بینابین این دو حد جای می‌گیرند.

با کشت یاخته‌های دارای DNA واجد نیتروژن سنگین در محیط کشت حاوی نیتروژن سبک مشاهده می‌شود که مولکول DNA ماهیت سبک - سنگین پیدا می‌کند. یعنی دو رشته DNA کاملا از هم باز شده و رشته‌هایی در تکمیل هر یک از دو رشته قبل ساخته می‌شود. این رشته‌های جدید همگی دارای نیتروژن سبک (محیط کشت جدید) هستند. با ادامه کشت در نسلهای دوم و سوم ملاحظه می‌شود که از میزان DNA سبک - سنگین کم شده و به DNA سبک افزوده می‌شود.

نتیجه آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال با چنین مشاهداتی نتیجه گرفتند که همانند سازی در مولکول DNA به طریق نیمه حفاظتی صورت می‌گیرد که مستلزم باز شدن دو رشته از هم و سنتز مولکول DNA جدید در مقابل هر رشته قدیم است. این پدیده به نام همانند سازی مشهور است.

آنزیمهای لازم در همانند سازی

آنزیمهای پلیمراز

آنزیمهایی هستند که پلیمر شدن زنجیره‌های پلی‌نوکلئوتیدی را کاتالیز می‌کنند. تا کنون سه نوع آنزیم پلیمراز به نامهای Ι و ΙΙ و ΙΙΙ جداسازی و مشخصات آنها ارائه شده‌اند. از بین آنها آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نقش اصلی را در سنتز DNA دارد. از خصوصیات مهم آن ، این است که منحصرا نوکلئوتیدها را در جهت '5 به '3 بهم متصل می‌کنند و در جهت عکس نمی‌تواند عمل کند. آنزیم پلیمراز ΙΙ نیز در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد شده و سنتز را در جهت '3 به '5 پیش می‌برد. و آنزیم پلیمراز I عمل ترمیم همانند سازی را انجام می‌دهد.

آنزیم هلیکاز

این آنزیم به مولکول DNA دو رشته‌ای متصل شده و با عمل خود موجب باز شدن دو رشته از یکدیگر می‌شود.

آنزیم لیگاز

در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد عمل شده و دو رشته DNA را بهم پیوند می‌دهد.

آنزیم پریماز

آنزیمی است که در ساختن قطعه کوچک RNA پرایمر ، هنگام همانند سازی وارد عمل شده و نوکلئوتیدهایی از نوع اسید ریبونوکلئوتید را به یکدیگر متصل می‌کند. تعدادی پروتئینهای ویژه وجود دارند که پس از باز شدن دو رشته DNA از یکدیگر به محلهای باز شده متصل شده و مانع اتصال مجدد دو رشته به یکدیگر می‌شوند.

img/daneshnameh_up/c/cb/Molecules-01.gif

همانند سازی متوالی

در روی مولکول DNA نقاطی وجود دارند که همانند سازی از آنها آغاز می‌شود. این نقاط مبدا همانند سازی خوانده می‌شوند. در DNA باکتریها ، یک مبدا همانند سازی و در DNA موجودات عالی ، تعدادی زیادی از این مبدا وجود دارند. هنگام همانند سازی ابتدا آنزیم هلیکاز به مارپیچ دو رشته‌ای DNA متصل شده و پیچش DNA را در آن نقطه باز می‌کند. پرتئینهای DBP به ناحیه باز شده هجوم آورده و با اتصال به DNA تک رشته‌ای مانع از جفت شدن بعدی DNA می‌شوند.

ناحیه‌ای را که هلیکاز به آن متصل می‌شود، چنگال همانند سازی می‌نامند. همانند سازی به صورت دو سویه است. آنزیم پلیمراز ΙΙΙ که اتصال نوکلئوتیدها را به یکدیگر به عهده دارد، فقط می‌تواند همانند سازی را در جهت 3 به 5 پیش ببرد. در این حالت دو رشته مولکول DNA در خلاف جهت یکدیگر هستند. در نتیحه رشته‌ای که در جهت '5 به '3 سنتز می‌شود، به راحتی سنتز DNA را آغاز کرده و پیش می‌برد. این رشته به نام رشته راهنما معروف است. در همانند سازی این رشته را متوالی می‌نامند.

همانند سازی نامتوالی

در مولکول DNA رشته‌ای که '5 آزاد دارد، سنتز DNA طبق آنچه درباره رشته راهنما ذکر شد، انجام نمی‌گیرد. دلیل آن این است که آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نمی‌تواند نوکلئوتیدها را در جهت 3 به 5 کاتالیز کند. لذا می‌بایست مکانیسم دیگری برای سنتز این رشته از DNA وجود داشته باشد. این رشته DNA به نام رشته عمل کننده یا پیرو معروف است. در این حالت ابتدا دو رشته DNA در فواصل معینی از یکدیگر باز شده و آنزیم پریماز در آن محل قرار می‌گیرد و با استفاده از ریبونوکلئوتیدها ، RNA کوچکی ساخته می‌شود که RNA پرایمر نام دارد.

انتهای 3 این RNA کوچک که از روی الگوی DNA ساخته شده است، می‌تواند به آنزیم پلیمراز III امکان دهد تا دزاکسی ریبونوکلئوتیدها را به انتهای آن متصل کند. لذا در این رشته از مولکول DNA قطعاتی از DNA سنتز می‌شوند که قطعات اوکازاکی نام دارد. (اوکازاکی نخستین کسی بود که این قطعات سنتز شده DNA را با میکروسکوپ الکترونی مشاهده کرد).

در این حالت آنزیم پلیمراز I وارد عمل شده و به ترتیب یکی یکی ریبونوکلئوتیدها را در جهت 5 به 3 برداشته و به جای آنها نوکلئوتیدهای از انواع دزاکسی جایگزین می‌کند تا این که قطعات همه از نوع دزاوکسی شوند. سپس انتهای قطعات ساخته شده بوسیله آنزیم لیگاز به هم متصل شده و یک رشته ممتد DNA حاصل می‌شود. اندازه هر قطعه اوکازاکی حدود 1000 تا 2000 نوکلئوتید است.

برگرفته از دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:33  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

انسولین هورمونی است که از سلولهای بتای جزایر لانگرهانس غده لوزوالمعده ترشح می‌شود. ساختمان آن از دو زنجیره پلی‌پپتیدی A و B ساخته شده که بوسیله پیوندهای دی‌سولفور به یکدیگر متصل شده‌اند. نقش این هورمون در تنظیم قند خون (گلوکز) شناخته شده است. ژن انسولین در روی بازوی کوتاه کروموزوم شماره 11 قرار گرفته است.

دید کلی

متابولیزم کربوهیدراتها ، لیپیدها و پروتئینها تحت کنترل و تنظیم خیلی دقیق بوده که این اعمال بوسیله هورمونهای مترشحه از لوزوالمعده صورت می‌گیرند. لوزوالمعده از دو نوع غده مترشحه کاملا متمایز تشکیل یافته است. یکی غده‌ای برون‌ ریز با ساختمان خوشه‌ای که ترشحات خود را برای کمک به هضم مواد غذایی در دوازدهه می‌ریزد و دیگری غده‌ای درون ریز که از جزایر موسوم به جزایر لانگرهانس تشکیل یافته است. جزایر لانگرهانس که در تمام بافت لوزوالمعده پراکنده هستند، مجموعه‌هایی تخم مرغی شکل متشکل از چهار نوع سلول مترشحه (A ، B ، D و F) با وظایف متفاوت هستند.



img/daneshnameh_up/8/87/insulin.jpg
محل ساخت انسولین در پانکراس







ساخت انسولین در سلولهای B جزایر لانگرهانس صورت می‌گیرد. در این حالت انسولین به صورت پیش هورمون است و پس از تغییر و تحولاتی که در ساختار آن ایجاد می‌شود به انسولین تبدیل می‌شود. ترشح انسولین به جریان خون پیچیده بوده، بطوری که یون کلسیم در آن نقش داشته و در نتیجه بوسیله عمل اگزوسیتوز محتویات دانه‌های ترشحی به محیط خارج سلولی ترشح می‌شود. گلوکز محرک ترشح انسولین است. به این صورت که گیرنده‌های اختصاصی گلوکز بر روی سلولهای بتا ، تحریک ترشح انسولین را در زمانی که گلوکز خون زیاد می‌شود، انجام می‌دهند.

تاریخچه

برای اولین بار در سال 1921 بوجود انسولین در عصاره جدا شده از جزایر لانگرهانس پی برده شد و به سرعت اثرات آن در کاهش قند خون شناخته شد و پس از مدت کوتاهی انسولین گاو و خوک در درمان بیماری قند در انسان مورد استفاده قرار گرفت. انسولین نخستین پروتئینی بود که: خواص هورمونی آن شناخته شد، به صورت کاملا خالص و متبلور تهیه شد، نوع و ردیف اسیدهای آمینه آن تعیین گردید و از راه مصنوعی تهیه شد. پروتئین پیش ساز آن شناخته شد و بالاخره اولین پروتئینی بود که به کمک روشهای تولید DNA نوترکیب (Recombinant DNA) برای مصارف تجاری تهیه شد.



img/daneshnameh_up/f/f2/insulin.2.gif

ساختمان شیمیایی انسولین

انسولین پلی‌پپتیدی است که از دو زنجیره پپتیدی A و B تشکیل یافته است. تعداد اسیدهای آمینه در زنجیره‌ها که در زنجیره A برابر 21 و در زنجیره B برابر 30 می‌باشد، در انسولینهای جدا شده از اغلب گونه‌های حیوانی ثابت است. این دو زنجیره به کمک دو پل دی‌سولفور ، یکی بین اسیدهای آمینه شماره 7 از دو زنجیره و دیگری میان اسیدهای آمینه شماره 20 از زنجیره A و شماره 19 از زنجیره B با یکدیگر اتصال دارند. علاوه بر این ، ریشه‌های اسید آمینه ردیف 6 و 11 در داخل زنجیره A بوسیله پیوند دی‌سولفور به یکدیگر متصل هستند. مکان این پیوندها در گونه‌های مختلف ، ثابت است.

پژوهشگران با بررسی اثرات تغییرات شیمیایی هر یک از اسیدهای آمینه در ردیفهای مختلف ساختمان انسولین موفق شده‌اند، قسمتهایی از ساختمان انسولین را که برای بروز اثرات زیست شناختی آن ضروری هستند را تعیین کنند. انسولین در غلظتهای فیزیولوژیک به صورت یک مونومر ساده می‌باشد و در غلظتهای بالاتر ، انسولین پلیمریزه شده و ساختمان کمپلکس را به خود می‌گیرد و یونهای روی (Zn ) نقش بسیار مهمی را در ایجاد این کمپلکس بر عهده دارند.

بیوسنتز انسولین

بیوسنتز انسولین و بسته بندی هورمون به صورت دانه‌های ترشح کننده با نظم معین در درون سلولهای بتا جزایر لانگرهانس غده لوزوالمعده صورت می‌گیرد. ابتدا هورمون به صورت پری پرو انسولین توسط ریبوزومهایی که بر روی شبکه آندوپلاسمی خشن سلولها قرار گرفته‌اند ساخته می‌شود. این پیش ساز که دارای 23 اسیدآمینه آب گریز بنام قطعه رهبر است به داخل شبکه آندوپلاسمی هدایت می‌شود. در داخل شبکه این قطعه جدا شده و پیش ساز به "پرو انسولین" تبدیل می‌شود. آرایش فضایی این مولکول به صورتی است که شرایط ایجاد پلهای دی‌سولفور را فراهم می‌سازد.

در ساختمان پروانسولین ، از جهت ریشه آمین اتنهایی ، ابتدا زنجیره B قرار گرفته که با یک رشته اسید آمینه به نام "پپتید C" متصل شده و انتهای دیگر پپتید C با زنجیره A پیوند یافته است. پروانسولین به داخل دستگاه گلژی منتقل شده تا تحت تاثیر آنزیمهای پروتئولیز کننده، مولکولهای انسولین آزاد می‌شوند که پس از تجزیه دو زنجیره A و B پپتید C آزاد می‌شود. دو زنجیره A و B بوسیله پیوندهای دی‌سولفور به هم متصل می‌شوند و انسولین کامل را بهجود می‌آورند. ساختمان و شکل دانه‌های ترشح کننده انسولین در حین عبور از داخل غشای پلاسمایی تکمیل می‌شود. این هورمون با یون روی ترکیب شده و هگزامرهایی را تشکیل می‌دهند. این دانه‌ها تحت تاثیر تحریکات خاصی با غشای سلول درآمیخته و محتوای خود را به روش اگزوسیتوز به خارج می‌ریزند.

سیستم تنظیم ترشح انسولین

اثر گلوکز

افزایش گلوکز خون ، مهمترین عامل فیزیولوژیک تنظیم کننده ترشح انسولین است. غلظت گلوکز خون در حالت ناشتا (80 - 100 میلی گرم درصد) آستانه غلظتی است که تجاوز از آن با تحریک ترشح انسولین همراه است. و بیشترین اثر محرک گلوکز زمانی حاصل می‌شود که غلظت آن در خون به حدود 500 - 300 میلیگرم درصد برسد.

اثر اسیدهای آمینه ، اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی

غذاهای غنی از پروتئین ، ترشح انسولین را تحریک می‌نمایند و اسیدهای آمینه آرژینین ، لیزین و لوسین از محرکهای قوی ترشح انسولین هستند. اثر غلظتهای فیزیولوژیک اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی در تحریک ترشح انسولین بسیار ضعیف است.

اثر سایر هورمونها

تعداد زیادی از هورمونها در ترشح انسولین موثر هستند. پلی‌پپتید مهار کننده معده‌ای (GIP) ، غلظتهای زیاد گاسترین ، سکرتین و گلوکاگن روده‌ایاز طریق افزایش غلظت AMP حلقوی داخل سلولی ، در تحریک ترشح انسولین شرکت دارند. اثر غلظتهای زیاد و طولانی هورمون رشد ، کورتیزول ، لاکتوژن جفتی ، استروژن و پروستروژن نیز منجر به افزایش ترشح انسولین می‌گردد.

اثر انسولین در تبادلات غشاهای سلولی

سرعت واکنشهای فسفوریلاسیون گلوکز و متابولیسم گلوکز در سلولهای عضلانی و بافت چربی با سرعت انتقال گلوکز به داخل سلول متناسب است. D - گلوکز و قندهای شبیه به آن برای عبور از غشا سلول نیاز به حامل دارند و در اغلب بافتها انسولین نقش تقویت کننده این سیستم حامل را بر عهده دارد. تحت تاثیر انسولین تعداد حاملها افزایش می‌یابد. علاوه بر گلوکز ، انسولین عمل انتقال اسیدهای آمینه ، یونهای پتاسیم و کلسیم ، نوکلئوتیدها و فسفات معدنی را از غشاهای سلولی تقویت می‌کند.




img/daneshnameh_up/6/6a/insulin.1.jpg
عملکرد انسولین




اثرات انسولین در متابولیسم گلوکز

انسولین با افزایش کمی و همچنین افزایش فعالیت تعدادی از آنزیمهای کلیدی در واکنشهای گلیکولیز کبدی مانند آنزیمهای گلوکوکیناز و پیروات کیناز ، مصرف گلوکز در مسیر گلیکولیز را افزایش داده و بطور غیرمستقیم از رها شدن گلوکز در پلاسمای خون جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر ، انسولین با کاهش فعالیت آنزیم گلوکز 6- فسفاتاز موجود در کبد از آزاد شدن گلوکز جلوگیری می‌کند. چون گلوکز 6- فسفات قادر به عبور از غشا سلول کبدی نیست، عمل انسولین منجر به نگهداری گلوکز در داخل سلولهای کبدی می‌شود.

یکی دیگر از اثرات انسولین که منجر به کاهش غلظت گلوکز در پلاسما می‌گردد، اثراتی است دیررس که در نتیجه مهار کردن واکنشهای نوسازی گلوکز حاصل می‌گردد. مهمترین آنزیم کلیدی در واکنشهای نوسازی گلوکز از مواد غیر قندی در کبد آنزیم فسفوانول پیروات کربوکسی کیناز می‌باشد که واکنش تبدیل شدن اگزالواستات به فسفوانول پیروات را کاتالیز می‌کند. انسولین با ویژگی خاص ، اثر بازدارنده در رونویسی ژن این آنزیم داشته و از سنتز RNA پیامبر مربوط به آن ، جلوگیری می‌کند.

اثر انسولین در متابولیزم چربیها

در بافتهای کبدی و چربی ، انسولین دارای اثر بازدارنده قوی در واکنشهای لیپولیز (تجزیه چربیها) است که این اثر نیز خود بطور غیر مستقیم به اثرات آنابولیسمی می‌انجامد. اثر بازدارنده انسولین در واکنشهای لیپولیز از دو راه صورت می‌گیرد. در حالیکه هورمونهای محرک واکنشهای لیپولیز یعنی گلوکاگن و اپی نفرین عمل خود را از طریق افزایش غلظت AMP حلقوی به انجام می‌رسانند، انسولین با اثری مخالف موجب کاهش غلظت AMP حلقوی می‌گردد. انسولین با فعال ساختن یک آنزیم فسفاتاز ویژه ، از فعالیت آنزیم لیپاز ، که در تجزیه چربیها نقش دارد جلوگیری می‌نماید. اثر بازدارنده انسولین در واکنشهای لیپولیز به کاهش غلظت اسیدهای چرب آزاد در جریان خون و نهایتا به افزایش اثرات انسولین در متابولیسم گلوکز می‌انجامد.

اثر انسولین در متابولیسم پروتئینها

انسولین اصولا دارای اثر آنابولیسمی در متابولیسم پروتئینها است به این معنی که واکنشهای سنتز پروتئینها را فعال ساخته و از تجزیه آنها جلوگیری می‌کند. انسولین جذب اسیدهای آمینه خنثی را توسط سلولهای عضلانی افزایش می‌دهد. اثر اصلی انسولین در افزایش سنتز پروتئینهای بدن (اسکلت ، عضله ، قلب و کبد) در طی مراحل واکنشهای بیوسنتز پروتئینها به ویژه در مرحله ترجمه RNA پیامبر به پروتئین ، بروز می‌نماید. انسولین قادر است با تغییراتی که در بعضی RNA های پیامبر (mRNA) ایجاد می‌نماید، در سنتز پروتئینهای خاص تاثیر بگذارد.

بیماریهای ناشی از بروز اختلال در ترشح انسولین

کمبود ترشح انسولین و همچنین پیدایش مقاومت در برابر عمل انسولین منجر به بیماری دیابت قندی می‌گردد. تقریبا 90درصد افراد بیمار ، مبتلا به دیابت قندی نوع II یعنی دیابت قندی غیر وابسته به انسولین هستند. این بیماران معمولا افراد چاقی بوده و غلظت انسولین در پلاسمای خون آنها زیاد است. که این افراد در پروتئینهای پذیرنده انسولین موجود در غشا ، دچار اشکال هستند.

نقش مهم انسولین در رشد و نمو اندامها در دوران جنینی را می‌توان با بررسی نوزادان غیر طبیعی مبتلا به سندرم لپرشونیسم ارزیابی کرد. در این نوزادان ، وزن بدن کمتر از حد طبیعی ، رشد عضلات ناقص ، مقدار چربی زیر پوست کم و عمر نوزاد کوتاه است. این نوزادان در برابر انسولین مقاوم هستند با اینکه مقدار هورمون در خون زیاد است ولی به دلیل نداشتن پروتئین پذیرنده انسولین ، قادر به استفاده از آن نیستند.

برگرفته از دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:30  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

هورمون رشد (growth hormone) ، یک پلی‌پپتید متشکل از 192 اسید آمینه است که در ساختمان آن دو پیوند دی‌سولفور وجود دارد. هورمون رشد در گونه‌های مختلف متفاوت است. هورمون رشد از قسمت قدامی غده هیپوفیز ترشح می‌شود.

دید کلی

قسمت پیشین هیپوفیز ، مهمترین و بزرگترین قسمت هیپوفیز است. این بخش قدامی در انسان 70 درصد وزن غده را تشکیل می‌دهد و محل سنتز و ترشح چندین هورمون است که بیشتر عمل تحریک و تنظیم ترشحات سایر غدد درون ریز را به عهده دارند و به همین جهت آنها هورمونهای محرک (Stimulating hormone) می‌نامند. هورمون پرولاکتین یا لاکتوژن و هورمون رشد یا سوماتوتروپین هورمون ، از مهمترین هورمونهای بخش قدامی هیپوفیز هستند.

تمامی هورمونهای قدامی هیپوفیز از یک پیش ساز گلیکوپروتئینی حاصل می‌شوند. این ترکیب پیش ساز از 264 اسیدآمینه ساخته شده است که پرواوپیوملانوکورتین گویند. این ترکیب هیدرولیزهای آنزیمی مختلفی را تحمل کرده و در نتیجه به پپتیدهایی با اندازه‌های مختلف تبدیل می‌شود که هر کدام از پپتیدهای حاصل ، عمل هورمونی خاصی را انجام می‌دهند. ترکیب پرواپیوملانوکورتین بوسیله سلولهای حلقه قوسی غده هیپوتالاموس و سلولهای قدامی هیپوفیز ، سنتز می‌گردد.



img/daneshnameh_up/a/af/gro.1.jpg

نحوه عملکرد هیپوتالاموس و هیپوفیز قدامی

هیپوتالاموس مغز ، مرکز هماهنگ کننده سیستم آندوکرین می‌باشد که پیامها را از سیستم اعصاب مرکزی دریافت و هماهنگ می‌کند. در پاسخ به پیامها ، هیپوتالاموس تعدادی از هورمونهای تنظیمی (عوامل آزاد کننده) را تولید می‌نماید که مستقیما از طریق عروق خونی اختصاصی و نورونهایی که دو غده را به‌ یکدیگر متصل می‌کنند به غده هیپوفیز مجاور ، منتقل می گردد. غده هیپوفیز از دو قسمت با عملکرد متفاوت تشکیل شده است. به هیپوفیز خلفی انتهای آکسونی نرونهای متعددی می‌رسد که از هیپوتالاموس منشا می گیرند.

هیپوفیز قدامی با تولید هورمونهای محرک به هورمونهای هیپوتالاموسی موجود در گردش خون ، پاسخ می‌دهند. این پلی‌پپتیدها رده بعدی غدد آندوکرین شامل قسمت قشری غدد فوق کلیوی ، غده تیروئید ، تخمدان و بیضه‌ را فعال می‌نمایند. به دنبال تحریک این غدد ، هورمونهای اختصاصی آنها وارد گردش خون شده و به گیرنده‌های هورمونی موجود در روی یا داخل سلولهای هدف ، متصل می‌گردند. هورمون رشد مترشحه از هیپوفیز قدامی بر روی کبد و استخوان ، تاثیر می‌گذارد.

نحوه تنظیم سنتز و ترشح هورمون رشد

غلظت هورمون رشد در بافت هیپوفیزی 15 - 5 میلیگرم بر گرم یعنی بیشتر از غلظت سایر هورمونهای هیپوفیزی است. وزن مولکولی این هورمون 22 هزار دالتون است. همانند بیشتر هورمونهای هیپوفیزی ترشح هورمون رشد ، حالت یک جریان دائمی و یکنواخت را ندارد، بلکه به صورت جریانات ضربانی (Pulsatile) انجام می‌پذیرد. میزان ترشح این هورمون تحت تاثیر تحریکات عصبی و خواب و بیداری می‌باشد. بطوریکه غلظت پلاسمایی این هورمون ، ممکن است در ظرف چند دقیقه 10 برابر شود.

بیشترین افزایش هورمون در پلاسما مدت کوتاهی پس از به خواب رفتن رخ می‌دهد. عوامل موثر در ترشح هورمون رشد عباتند از: شوک وتنشهای عصبی ، درد ، سرما ، عمل جراحی ، گرسنگی ، هیپوگلسیمی ، ورزش ، خوردن غذاهای پروتئینی و بالاخره اسید آمینه آرژینین . شوکهای عصبی از طریق تاثیر کوتاکولامینها بر روی هیپوتالاموس موجب زیاد شدن ترشح هورمون می‌گردند. اثرات کلیه عوامل نامبرده شده با توجه به خاصیت فیزیولوژیک بسیار مهم هورمون رشد که همواره از مصرف گلوکز در بدن جلوگیری می‌کند، توجیه پذیر است.

زیرا به هنگام وقوع شوک عصبی، هیپوگلیسمی ، گرسنگی و خواب، هورمون رشد از یک سو با بکار انداختن واکنشهای لیپولیز مقدار بیشتری اسیدهای چرب آزاد را به سلول می‌رساند و از سوی دیگر ورود اسیدهای آمینه به داخل سلول را زیاد می‌کند (واکنشهای نوسازی گلوکز) ، تا به این ترتیب از مصرف گلوکز جلوگیری نموده و آن را برای نیازهای سلولهای مغزی حفظ کند.



img/daneshnameh_up/f/f9/gro.2.gif

اثر غلظت گلوکز در ترشح هورمون رشد

غلظت گلوکز در سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده هورمون رشد در هسته هیپوتالاموس ، عامل اصلی در تنظیم هورمون رشد می‌باشد. تجربه نشان می‌دهد که ترکیبات مشابه گلوکز (2- دزاکسی گلوکز) که از عوامل مهارکننده واکنشهای گلیکولیز بوده و باعث افزایش غلظت گلوکز در خون می‌شوند، ترشح هورمون رشد را نیز زیاد می‌کنند. در صورتی که قرار بود افزایش گلوکز در پلاسما موجب قطع ترشح هورمون رشد شود. می‌توان نتیجه گرفت که عامل اصلی تنظیم ترشح هورمون ، سرعت و میزان متابولیسم گلوکز در داخل سلولهای ترشح کننده هورمون آزاد کننده رشد است و نه غلظت گلوکز در پلاسمای خون.

اثر آرژینین در ترشح هورمون رشد

اثر محرک آرژینین و یا غذاهای غنی از پروتئین در ترشح هورمون رشد نیز خود مکانیسم تنظیم کننده‌ای است تا به این ترتیب ، اسیدهای آمینه در پلاسما به داخل سلولها انتقال یافته و در ساختمان پروتئینها شرکت جویند و یا به اشکال دیگر ذخیره انرژی تبدیل شود. یکی از کارهای هورمون رشد ، شرکت در پروتئین سازی است.

اثر سایر مواد و هورمونها بر ترشح هورمون رشد

تعداد زیادی از هورمونها یا ترکیبات مشابه آنها مانند استروژن، دوپامین ، ترکیبات آلفا- آدرنرژیک ، سروتونین ، پلی‌پپتیدهای هم اثر تریاک (Opiate) ، هورمونهای روده‌ای و گلوکاگن بر روی سلولهای هسته هیپوتالاموس تاثیر گذاشته و در تنظیم هورمون رشد دخالت می‌نمایند. مهمترین عامل تنظیم ، هورمونی است به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و یا سوماتومدین C که توسط کبد ساخته می‌شود و به نظر می‌آید که مهمترین اثر فیزیولوژیک هورمون رشد یعنی اثر آن در رشد استخوانها با دخالت این هورمون (IGF-1) انجام می‌پذیرد.

خواص فیزیولوژیک و بیوشیمیایی

رشد بدن

اثرات این هورمون در رشد بدن با دخالت پروتئین واسطی به نام فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و یا سوماتومدین C ، انجام می‌پذیرد. این پروتئین واسط از خانواده ژن فاکتورهای شبه انسولین و از نظر ساختمانی شبیه پروانسولین است. پپتید مشابه دیگری نیز به نام (IGF-2) در پلاسمای خون انسان وجود دارد که یک عامل محرک تکثیر سلولی است. (IGF-1) دارای 70 اسید آمینه و (IGF-2) دارای 67 اسید آمینه است. غلظت پلاسمایی (IGF-2) ، دو برابر (IGF-1) است. با وجود این به نظر می‌رسد که واسط اصلی در انجام اثرات هورمون رشد همان (IGF-1) می‌‌باشد، زیرا افرادی که دارای مقدار کافی فاکتور (IGF-2) بوده ولی دچار نقصان (IGF-1) می‌باشند، کوتاهی قد مانده و بدن آنها رشد طبیعی ندارد.

متابولیسم پروتئینها

هورمون رشد سرعت انتقال اسیدهای آمینه به داخل سلولهای عضلانی را زیاد می‌کند و مستقیما نیز دارای اثر فعال کننده سنتز پروتئینهاست. اینگونه اثرات هورمون رشد با انسولین مشابهت دارد.

متابولیسم کربوهیدراتها

در متابولیسم کربوهیدراتها ، هورمون رشد اثری مخالف انسولین دارد. افزایش گلوکز خون پس از تزریق هورمون رشد ، نتیجه دو نوع اثر است. یکی صرفه جویی در مصرف آن در بافتهای محیطی و دیگری افزایش فعالیت واکنشهای نوسازی گلوکز در کبد . هورمون رشد در کبد با فعال کردن واکنشهای نوسازی گلوکز از منشا اسیدهای آمینه ، ذخیره گلیکوژن را نیز افزایش می‌دهد.

در دوره واکنشهای گلیکولیز اثر مهار کنندگی هورمون رشد در چندین مکان بروز می‌کند و به نظر می‌آید که این هورمون از ورود گلوکز به داخل سلول نیز جلوگیری می‌نماید. هورمون رشد در عضله با آزاد نمودن اسیدهای چرب از منشا ذخیره تری‌گلیسریدها نیز از انجام واکنشهای گلیکولیز جلوگیری می‌کند. تجویز هورمون رشد به مدت طولانی ممکن است به بروز بیماری دیابت منجر شود.

متابولیسم چربیها

تجویز هورمون رشد در ظرف مدت 60 - 30 دقیقه باعث افزایش اسیدهای چرب آزاد در خون (از منشا بافت چربی) و افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب در کبد می‌گردد. اثر هورمون رشد در متابولیسم کربوهیدراتها و چربیها بدون دخالت (IGF-1) انجام می‌گیرد.

متابولیزم مواد معدنی

هورمون رشد و فاکتور (IGF-1) باعث افزایش جذب و نگهداری یونهای کلسیم ، منزیم و فسفاتها در بدن می‌گردند و این عمل آنها احتمالا در ارتباط با اثری است که در رشد استخوانهای طویل دارا هستند.



img/daneshnameh_up/0/0f/gro.3.jpg

آیا هورمون رشد می‌تواند مستقیما موجب رشد اسکلت و غضروف شود؟

در جواب باید بگوییم خیر. دانشمندان در سال 1957 آزمایشی انجام دادند. در کشت سلولهای غضروفی در خارج بدن ، پس از تزریق هورمون رشد ، سلولهای غضروفی در پاسخ به هورمون رشد ، رشد نکردند. پس چرا این هورمون در داخل بدن باعث رشد می‌شود و در خارج بدن اثر ندارد؟ اینطور فرض کردند که هورمون رشد باعث تولید ماده دیگری می‌شود و آن ماده است که باعث رشد استخوانها و غضروف می‌شود. تحت تاثیر هورمون رشد یک فاکتور شبه انسولین به نام سوماتومدین C در سلولهای کبدی ساخته می‌شود که نقش اصلی را در رشد اسکلت بدن بازی می‌کند.

بیماریهای ناشی از اختلال در ترشح هورمون رشد

کمبود ترشح هورمون رشد بویژه در دوران کودکی ، حائز اهمیت زیادی است زیرا سبب متوقف شدن رشد طبیعی کودک و کوتاه قدی (Dwarfism) می‌گردد. اختلال در رشد بدن ممکن است به علت کمبود ترشح هورمون رشد باشد که در این صورت تجویز هورمون رشد باعث برطرف شدن کمبود و ادامه رشد می‌گردد.عدم رشد طبیعی ممکن است به علت اختلالاتی در بافتهای هدف و یا فقدان فاکتورهای IGF2 و IGF1 رخ دهد، در این نوع کوتاه قدی تجویز هورمون رشد موثر نخواهد بود.

افزایش ترشح هورمون رشد اگر در سنین کودکی رخ دهد یعنی در زمانی که هنوز انتهای اپی‌فیزی استخوانهای طویل بسته نشده‌اند. در این صورت استخوانهای طویل ، رشدی بیشتر از حالت طبیعی داشته و بیماری بلند قدی و یا غول پیکری یا (Gigantism) بروز می‌کند. اگر افزایش ترشح هورمون رشد پس از دوران بلوغ رخ دهد موجب رشد غیر طبیعی قطری استخوانهای جمجمه ، صورت ، پیشانی ، فکها و دست و پا و درشت پیکری (Acromegaly) می‌گردد که ممکن است با برخی عوارض متابولیسمی و حتی دیابت قندی همراه باشد.

برگرفته از دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:28  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

خلاصه بحث هاي بيوشيمي مايعات بدن توسط استاد عين الهي استاد بيوشيمي دانشگاه تهران

مايع سمينال:(مايع جنسي مردانه)

 

فيزيو لوژي مايع سمينال:

 

اين مايع شامل دو بخش است:

1.      اسپرم كه توسط بيضه ها ساخته مي شود و 5% از حجم را شامل مي شود. اين سلول ها در اپيديديم ذخيره مي شود و تا يك ماه مي تواند در انجا ذخيره شودو زنده بماند. به دليل غلظت بالاي كارنيتين و گليسريل فسفريل كولين و كاهش اكسيژن اسپرم ها در كيسه غير فعال هستند.

2.      پلاسماي مايع سمينال كه از منابع زير منشا مي گيرد:

·        غدد ضميمه جنسي كه 60% حجم را شامل مي شود.مايع چسبنده خنثي يا قليايي به رنگ زرد كه به علت غلظت بالاي فلاوين است(اين مايع در ايجاد فلورسانس مايع موثر است) نقش اين مايع تامين فروكتوز به عنوان ماده مغذي اصلي اسپرم و تامين سوبسترايي استكه پس از انزال در انعقاد مايع نقش دارد.

·        ترشحات پروستات كه 20% از حجم را شامل مي شود اين مايع به رنگ شيري با PH 6.5 مي باشد (به علت غلظت بالاي اسيد سيتريك).اين ترشحات حاوي آنزيم هاي پروتئوليتيك است كه در پديده انعقاد  و ذوب مايع جنسي نقش دارد.وجود اسيد فسفاتاز در آن در شكستن مولكول فسفريل كولين نقش دارد

·        ترشحات اپيديديم-مجاري وازودفران و غدد كوپر و مجاري اورترا كه حدود 15% حجم مايع را تشكيل مي دهد(اهميت بيو شيميايي مايعات اين ناحيه نامشخص است) البته ترشحات اپيديديم پروتئين هايي را به داخل لومن ترشح مي كند كه براي تحرك اسپرم ضروري است.

 

 

 

مكانيسم انعقاد و ذوب

 

1.      تشكيل لخته : توسط آنزيم هاي لخته كننده پروستاتي كه روي پيش سازهاي شبه فيبرينوژني موجود در مايع سمينال وزيكول اثر مي كند.

2.      ذوب:بر اثر آنزيم هاي پروستاتي

3.      تجزيه قطعات پپتيدي توسط آمينوپپتيداز و پپسين و تبديل به آمونياك و اسيد هاي آمينه

 

ارزيابي عملكرد بيضه ها به دو بخش (ارزيابي آندوكريني اين غده) و (ارزيابي آزمايشگاهي اسپرماتوژنز) تقسيم مي شود.

 

آناليز مايع سمينال جهت بررسي subfertility و infertility   انجام ميشود.

 

·        شرايط نمونه گيري :جمع آوري در ظرف هاي دهان گشادو آناليز در يك ساعت

·        مواردي كه مورد بررسي قرار ميگيرد:

1.      مشجصات فيزيكي:نمونه تازه لخته چسبنده كدر يا سفيد مايل به خاكستري است كه طي 20-10 دقيقه ذوب شده و حالت شفاف با درجاتي از كدورت و چسبندگي خواهد داشت. Phآن حدود 7.7 است.اگر كمتر از 7 بود حاكي از ترشح زياد پروستات (به دليل آپلازي مادرزادي مجاري وابران و سمينال وزيكول است).كدورت خيلي مهم نيست و اگر زياد باشد به علت التهاب قسمتي از دستگاه تناسلي و ورود لكوسيت هاست.

با گذشت زمان اسپرمين موجود در مايع پروستاتي با اسيد فسفريك حاصل از تجزيه فسفات هاي آلي مختلف واكنش داده توليد كريستال هاي اسپرمين فسفات مي كند.

پس از ذوب شد ن لخته هاي اسپرم در حين ريختن به ظرف مدرج براي سنجش حجم و ويسكوزيته اقدام مي شود.نمونه طبيعي قطره قطره تخليه مي شود.اگر ويسكوزيته زياد باشد تحرك اسپرم ها كاهش مي يابد

2.      حجم ممكن است بين 5-1 ميلي ليتر باشد.در مردان نابارور حجم افزايش يافته و در نتيجه تعداد سلول ها در واحد حجم كاهش مي يابد.

حجم 2ميلي ليتر..........ph 7.2-7.8: ...............تعداد تام: 40 ميليون

تحرك:50% يا بيشتر حركت رو به جلو

25% يا بيشتر حركت سريع رو به جلو

مقدار فروكتوز 13 ميكرومول در هر نمونه

 

بررسي ميكروسكوپي

 

براي شمارش پس از ذوب نمونه آنرا در ملانژور wbc رقيق مي كنيم

محلول رقيق كنند ه شامل بيكربنات سديم-فرمالين و آب مقطر است.

پس از ريختن نمونه روي لام دو دقيقه صبر مي كنيم تا نمونه ته نشين شود.در دو مربع بزرگ شمارش كرده و در 100000 ضرب مي كنيم تا تعداد كل در ميلي ليتر به دست آيد.

 

 

تحرك: يك قطره نمونه روي لامي كه قبلا در 37 درجه گرم شده مي گذاريم بعد لامل گذاشته و با عدسي 100 چند ميدان را بررسي مي كنيمتا حداقل 200 سلول ديده شود ودرصد حركت رو به جلو گزارش مي شود.

 

انواع حركت:

·        حركت رو به جلو

·        حركت در جا

·        بي حركت

 

حركت رو به جلو:

  • درجه 1:كمترين تحرك به سمت جلو
  • درجه 2:فعاليت ضعيف تا متوسط
  • درجه3:حركت خوب بطوريكه تحرك دم مشهود است
  • درجه 4:بيشترين فعاليت بطوريكه به سختي مي توان دم را ديد.

 

پس از هر ساعت گذشت زمان 5% افت فعاليت ديده مي شود

 

شكل اسپرم :تهيه گسترش مانند نمونه خون و تثبيت با اتانول 95% و رنگ آميزي پاپا نيكولا

اگر انواع غير طبيعي بيش از 80% باشد باروري به 14 % مي رسد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:41  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

ادامه خلاصه مطالب مایعات بدن توسط دکتر دشتی استاد بیوشیمی دانشگاه علوم پزشکی تهران :

                                                       مایع عرق :

بیش از ۲ - ۴ میلیون غده عرق تمام سطح بدن را می پوشاند . غده های عرق از سر تا کف پا وجود دارند. بیشترین تعداد غده عرق در کف پا و کمترین تعداد روی کمر می باشند. غده عرق علاوه بر دفع مواد از بدن در تنظیم دمای بدن هم نقش بسیار مهمی ایفا می کند .

غده عرق توسط اعصاب سمپاتیک کولینرژیک عصب دهی می شوند و نوروترانسمیتر آنها استیل کولین است . غدد عرق توسط اپی نفرین و نور اپی نفرین هم می توانند تحریک شوند.

در سطح پوست ترمورسپتورهایی مشاهده می شوند که گیرنده های گرمایی هستند . این رسپتورها بر روی سطح پوست به شکل لکه لکه قرار می گیرند . این ترمو رسپتورها می توانند سرمایی و یا گرمایی باشند .

آغاز عرق کردن :

هنگامیکه دمای پوست بالای ۳۷ درجه برسد ترمورسپتورهای گرمایی اطلاعات را به هیپوتالاموس منتقل کرده و هیپوتالاموس این پیام را به اعصاب سمپاتیک کولینرژیک فرستاده که در غدد عرق قرار گرفته بنابراین عرق تولید می شود. در حالت نرمال که اعصاب سمپاتیک تحریک شوند غده ، عرق اولیه ایحاد می کنند . این عرق اولیه از محتوی خیلی مشابه پلاسما است . یعنی میزان سدیم آن برابر ۱۴۲ و کلر آن برابر ۱۰۴ میلی اکی والان در لیتر است .

در تابستان عرق اولیه تولید می شود . چون هوا گرم است بنابراین غده دوباره تحریک شده و عرق اولیه ایجاد می شود . فرصت کافی برای بازجذب عرق اولیه وجود نخواهد داشت بنابراین عرق اولیه به سطح پوست می رسد بنابراین چون میزان نمک آن بالاست شور می باشد.

در زمستان عرق اولیه تولید شده ولی غدد دوباره تحریک نمی شود و سلول اپی تلیوم عرق اولیه را باز جذب کرده و بنابراین میزان زیادی از یونها بازجذب شده پس عرق دارای املاح در زمستان نبوده و یا میزان آن خیلی پایین خواهد بود .

در حالت نرمال اگر میزان سدیم عرق را اندازه گیری کنیم ۵۰ و میزان کلر آن ۴۰ میلی اکی والان بر لیتر است .

آلدوسترون باعث کاهش میزان سدیم در عرق می شود ولی در بیماری فیبروز کیستیک میزان سدیم و کلر در عرق زیاد می شود .

عوامل محرک ایجاد عرق :

۱ - گرما              ۲ - استرس                      ۳ - ورزش                     ۴ - مصرف آب زیادی                

۵ - افزایش هورمونهای تیروئیدی                  ۶ - تئوفیلین                    ۷ - چاقی           

۸ - الکل

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 23:21  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

قرص‌های‌ 200 میلی‌ گرم‌ ایبوپروفن‌ یک‌ داروی‌ مسکن‌ است‌ که‌ بدون‌ نسخه‌ پزشک‌ قابل‌ تهیه‌ است‌. اما قرص‌های‌ 400 میلی‌ گرم‌ توسط‌ پزشک‌ تجویز می‌شود. این‌ دارو یک‌ داروی‌ ضد درد غیر مخدر برای‌ دردهای‌ خفیف‌ تا متوسط‌، نظیر سردرد ، دردهای‌ هنگام‌ عادت‌ ماهانه‌، و حملات‌ نقرس‌ است‌. به‌ علت‌ خواص‌ التهابی‌ این‌ دارو در درمان‌ بیمارهای‌ روماتیسمی‌ مثل‌ آرتریت‌ روماتوئید ، و دیگر مشکلات‌ التهابی‌ غیر روماتیسمی‌ مثل‌ آسیب‌های‌ حین‌ ورزش‌ (پیچ‌ خوردگی‌ها و رگ‌ به‌ رگ‌ شدن‌ها)، بورسیت‌ها، تاندونیت‌ها (التهاب‌ تاندون‌)، و استئوآرتریت‌ (آرتروز) بسیار مفید است‌. ایبوپروفن‌ همچنین‌ تب‌ را نیز کاهش‌ می‌دهد. ایبوپروفن‌ از داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیراستروئیدی‌ است‌.

چگونگی‌ مصرف‌


سوسپانسیون‌ ایبوپروفن‌ را با غذا یا داروهای‌ ضداسید معده‌ باید مصرف‌ کرد، پیش‌ از مصرف‌ دارو شیشه‌ آن‌ را به‌ خوبی‌ تکان‌ دهید، قرص‌ ایبوپروفن‌ را باید با غذا و همراه‌ یک‌ لیوان‌ پر از آب‌ خورد. پس‌ از خوردن‌ قرص‌های‌ ایبوپروفن‌ برای‌ جلوگیری‌ از آسیب‌ و تحریک‌ وی‌ 30-15 دقیقه‌ از خوابیدن‌ یا دراز کشیدن‌ اجتناب‌ کنید. اگر روزی‌ یک‌ یا دوبار ایبوپروفن‌ مصرف‌ می‌کنید. و یک‌ نوبت‌ را فراموش‌ کردید، اگر حداکثر تا 2 ساعت‌ آن‌ را به‌ یاد آورید بلافاصله‌ مصرفش‌ کنید، در غیر این‌ صورت‌ نوبت‌ فراموش‌ شده‌ را رها کرده‌، به‌ برنامه‌ منظم‌تان‌ برگردید. اگر روزانه‌ بیش‌ از دو نوبت‌ ایبوپروفن‌ مصرف‌ می‌کنید، به‌ مجردیکه‌ نوبت‌ فراموش‌ شده‌ را به‌ یاد آورید مصرفش‌ کنید. اما اگر تقریباً موقع‌ نوبت‌ بعدی‌ رسیده‌ است‌، نوبت‌ فراموش‌ شده‌ را مصرف‌ نکنید. مقدار دارو را دو برابر نکنید.

هشدارها و عوارض‌ جانبی‌


در صورت‌ بروز هر یک‌ از علایم‌ زیر مصرف‌ ایبوپروفن‌ را قطع‌ کرده‌، با پزشکتان‌ تماس‌ بگیرید: خستگی‌ یا خواب‌ آلودگی‌ شدید ، درد یا سوزش‌ معده‌ ، تهوع‌ یا استفراغ‌ ، مدفوع‌ سیاه‌ و قیری‌ ، علایم‌ شدید آنفلوآنزا (لرز، تب ‌، دردهای‌ عضلانی‌، به‌ ویژه‌ اگر درست‌ هنگام‌ یا پیش‌ از بروز بثورات‌ جلدی‌ رخ‌ دهند ، افزایش‌ وزن‌ ، کبودی‌ یا خونریزی‌ غیرطبیعی‌ ، بثورات‌ جلدی‌ ، زخم‌های‌ دهانی‌ ، یا تب‌ یا گلو دردی‌ که‌ پیش‌ از شروع‌ درمان‌ وجود نداشته‌ و با مشکلی‌ که‌ در حال‌ حاضر به‌ خاطرش‌ تحت‌ درمان‌ هستید ارتباطی‌ نداشته‌ باشد. بیماران‌ مسن‌ بیشتر از سایرین‌ در معرض‌ خطر مشکلات‌ گوارشی‌ و خونریزی‌ دهنده‌ هستند. یک‌ پاسخ‌ حساسیتی‌ نادر به‌ ایبوپروفن‌ آنافیلاکسی‌ است‌، که‌ به‌ توجه‌ و مراقبت‌ فوری‌ پزشکی‌ نیاز دارد. آنافیلاکسی‌ سریع‌ پیشرفت‌ می‌کند. خس‌خس‌ سینه‌ یا مشکل‌ در تنفس‌ مصرف‌ ایبوپروفن‌ را قطع‌ کرده‌ با یک‌ مرکز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید.

موارد احتیاط‌


در صورت‌ وجود هریک‌ از موارد زیر پیش‌ از مصرف‌ ایبوپروفن‌، پزشکتان‌ را مطلع‌ سازید:

  • حساسیت‌ به‌ آسپرین‌ یا دیگر داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیراستروئیدی‌.
  • بارداری‌ یا شیردهی‌.
  • مصرف‌ داروهای‌ دیگر ، به‌ ویژه‌ دیگر داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیر استروئیدی‌ (مثل‌ ناپروکسن‌ )، آسپرین‌، ضدانعقادها (رقیق‌ کننده‌های‌ خون‌، نظیر وارفارین‌آنتی‌بیوتیک‌ها ( سفالسپورین‌ها)، داروهای‌ ضد سرطان‌ (یک‌ داروی‌ مدر)، و والپروئیک‌ اسید یا دیوالپروئکس ‌.
  • مصرف‌ سه‌ قوطی‌ یا بیشتر مشروبات‌ الکلی‌ در روز.
  • ابتلا به‌ سابقه‌ پولیپ‌های‌ بینی‌ مرتبط‌ با آسپرین‌ ، زخم‌ یا التهاب‌ در دستگاه‌ گوارش‌ ، پرفشاری‌ خون‌، هموفیلی‌ یا دیگر مشکلات‌ خونریزی‌ دهنده‌ ، نارسایی‌ مغز استخوان‌ ، زخم‌های‌ دهانی‌ ، یا بیماری‌های‌ کبدی‌ یا کلیوی‌.

توصیه هنگام‌ مصرف‌


  • برچسب‌ روی‌ دارو را مطالعه‌ کرده‌ از دستوراتش‌ پیروی‌ کنید.
  • برچسب‌ سایر داروهای‌ مجاز بدون‌ نسخه‌ را بخوانید تا مطمئن‌ شوید حاوی‌ داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیراستروئیدی‌ (مثل‌ آسپرین‌ یا ناپروکسن‌) یا داروهایی‌ که‌ با ایبوپروفن‌ تداخل‌ ایجاد می‌کنند نباشد.
  • اگر ایبوپروفن‌ را برای‌ درد یا تب‌ می‌خورید و درد ظرف‌ 14 روز و تب‌ ظرف‌ 3 روز بهتر نشده‌ یا حتی‌ بدتر شده‌ است‌ با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.
  • ایبوپروفن‌ را به‌ اندازه‌ تجویز شده‌ مصرف‌ کنید.
  • به‌ طور منظم‌ به‌ پزشکتان‌ مراجعه‌ کنید (اگر برای‌ مدتی‌ طولانی‌ قرار است‌ ایبوپروفن‌ مصرف‌ کنید).
  • پیش‌ از انجام‌ هرگونه‌ عمل‌ جراحی‌ یا کارهای‌ دندانپزشکی‌، دیگر پزشکان‌ را از اینکه‌ ایبوپروفن‌ مصرف‌ می‌کنید مطلع‌ سازید.
  • ایبوپروفن‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌، دور از گرما، نور مستقیم‌ یا حرارت‌ مرطوب‌ نگهداری‌ کنید (در این‌ شرایط‌ ایبوپروفن‌ فاسد می‌شود)
  • ایبوپروفن‌ تاریخ‌ مصرف‌ گذشته‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌ در توالت‌ دور بریزید.

نبایدها


  • نباید بیش‌ از مقدار مشخص‌ شده‌ بر روی‌ جعبه‌ دارو مصرف‌ کنید. مگر طبق‌ دستور پزشک‌. این‌ دارو می‌تواند موجب‌ کبودی‌ و خونریزی‌ بیش‌ از حد شود.
  • نباید مشروبات‌ الکلی‌ بنوشید. زیرا احتمال‌ آسیب‌ به‌ معده‌ بیشتر خواهد شد.
  • نباید تا مشخص‌ شدن‌ پاسخ‌ بدنتان‌ به‌ دارو رانندگی‌ یا در فعالیت‌های‌ خطرناک‌ شرکت‌ کنید. این‌ دارو در برخی‌ از افراد موجب‌ گیجی‌، سرگیجه‌، یا خواب‌ آلودگی‌ می‌شود.

منبع : دانشنامه رشد
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:8  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

آسیکلوویر ACYCLOVIR یا زوویراکس (نام تجاری دارو)

موارد مصرف

آسیکلوویر یک‌ داروی‌ ضد ویروسی‌ رایج‌ است‌. از این‌ دارو برای‌ جلوگیری‌ و درمان‌ عفونت‌های‌ ویروسی نظیر هرپس‌ سیمپلکس‌ و هرپس‌ ژنیتالیا (تناسلی) و درمان‌ آبله مرغان‌ و همچنین درمان انواع عفونت‌های زگیل استفاده‌ می‌شود. اگر برای‌ جلوگیری‌ از تبخال‌ راجعه‌ استفاده‌ شود، آسیکلوویر باید به‌ مجردی‌ که‌ احساس‌ گزگز یا سوزش‌ (که‌ اولین‌ علامت‌ عود مجدد است‌) آغاز شد مورد استفاده‌ قرار گیرد. در مورد آبله‌مرغان‌ اگر درمان‌ ظرف‌ 24 ساعت‌ اول‌ از شروع‌ پیدایش‌ بثورات‌ جلدی‌ آغاز شود بیشترین‌ تأثیر را خواهد داشت‌.

پماد از شدت تبخال‌ها و زگیل‌ها می‌کاهد. در موارد عود و شدت زگیل‌های تناسلی می‌توان آنرا به صورت تزریقی یا خوراکی نیز مصرف کرد.
زونای تبخالی (شنگل) را با قرصهای آسیکلویر مداوا می‌کنند. این دارو را برای اشخاصی که دچار کمبود ایمنی هستند بطور منظم تجویز می‌نمایند. بعلاوه آسیکلوویر را به صورت پماد برای عفونتهای زگیل چشم استعمال می‌کنند.

آسیکلوویر موضعی در شروع بیماری هرپس تناسلی و در موارد محدودی در هرپس موکوسی عفونتهای هرپس سیمپلکس در افراد با سیستم ایمنی سرکوب شده استفاده می‌گردد. آسیکلوویر موضعی در درمان هرپس تناسلی راجعه موثر نمی‌باشد اگرچه ممکن است باعث کاهش انتشار ویروس گردد. همچنین شواهدی مبنی بر موثر بودن این دارو در پیشگیری از انتقال عفونت هرپسی وجود ندارد.

مکانیسم اثر دارو

آسیکلوویر به صورت داخل سلولی توسط آنزیم تیمیدین کیناز ویروسی به شکل منوفسفات تبدیل شده و بدنبال آن بوسیله آنزیمهای سلولی به اشکال دی‌فسفات و تری‌فسفات فعال تبدیل می‌گردد. آسیکلوویر تری‌فسفات فعال با ورود به زنجیره DNA و نیز مهار آنزیم DNA پلیمراز هرپس ویروس، موجب مهار سنتز و همانندسازی DNA ویروس می‌گردد.

چگونگی مصرف دارو


  • اشکال دارو: قرص، مایع، تزریق، کرم، پماد چشمی. کرم موضعی آسیکلوویر 5% در تیوبهای 10 گرمی به بازار عرضه می‌گردد.


  • مقدار و زمان مصرف: 2 تا 5 بار در روز. مقدار مصرف برای بزرگسالان: قرص، مایع روزانه 1-4 گرم و 800 میلیگرم در روز و گاهی 1/6 گرم در روز برای پیشگیری. کرم و پماد چشمی طبق دستور پزشک. به صورت موضعی میزان کافی از کرم هر سه ساعت ( 6 بار در روز ) به محل مورد نظر مالیده می شود .

  • شروع تأثیر دارو ظرف 24 ساعت و ادامه اثر دارو: تا 8 ساعت می‌باشد.

  • فراموش کردن نوبت دارو: برای پماد مساله‌ای نیست. در مورد قرص و مایعات به محض یادآوری، مصرف کنید. البته‌ اگر تقریباً زمان‌ مصرف‌ نوبت‌ بعدی‌ رسیده‌ است‌، نوبت‌ قبلی‌ را رها کرده‌ به‌ برنامه‌ دارویی‌ خود برگردید، مقدار دارو را دو برابر نکنید.

  • متوقف کردن دارو: دوره درمان را تا به آخر ادامه دهید. آسیکلوویر را معمولاً بصورت دوره‌های درمانی کوتاه مدت تجویز می‌کنند.


کپسول ‌، قرص‌ ، و سوسپانسیون‌ خوراکی‌ آسیکلوویر را می‌توان‌ با غذا مصرف‌ کرد. دارو در هر نوبت‌ باید با یک‌ لیوان‌ پر از آب‌ مصرف‌ شود. بهتر است‌ برای‌ حفظ‌ یک‌ سطح‌ ثابت‌ دارو در خون‌، آسیکلوویر در فواصل‌ یکسان‌ در طی‌ 24 ساعت‌ مصرف‌ شود. آسیکلوویر معمولاً 5 بار در روز تجویز می‌شود. برنامه‌ زمانی‌ مصرف‌ دارو می‌تواند 6 صبح‌، 10 صبح‌، 2 بعدازظهر و 6 عصر و 10 شب‌ باشد. بسیار مهم‌ است‌ که‌ دارو سر وقت‌ و به‌ مقدار تجویز شده‌ کامل‌ مصرف‌ شود، حتی‌ اگر احساس‌ می‌کنید حالتان‌ بهتر شده‌ است‌. اگر پیش‌ از مصرف‌ کامل‌ دارویتان‌ آن‌ را قطع‌ کنید، علایمتان‌ ممکن‌ است‌ مجدداً ظهور کنند. پیش‌ از مصرف‌ سوسپانسیون‌ خوراکی‌، شیشه‌ را به‌ خوبی‌ تکان‌ دهید و از وسیله‌ای‌ اندازه‌گیری‌ همراه‌ دارو برای‌ تعیین‌ مقدار مصرفی‌ در هر نوبت‌ استفاده‌ کنید.

هشدارها و عوارض‌ جانبی‌

عوارض نامطلوب ندرتاً بروز می‌کنند. پماد معمولاً در محل استعمال تولید ناراحتی می‌کند. در شکل تزریق دارو اغتشاش شعور و توهم ممکن است در موارد نادر نمایان شوند. در صورت‌ بروز هریک‌ از علایم‌: اسهال‌ ، دردهای‌ شکمی‌، تهوع‌ و استفراغ ‌، سردرد ، یا سیاهی‌ رفتن‌ چشم و سرگیجه ‌با پزشکتان‌ تماس‌ بگیرید. ناراحتی کلیه و اغتشاش شعور و توهم (شیوع بندرت) از شرائط ترک دارو هستند. موارد بسیار نادری از خارش، احساس سوزش و گزش، سوختگی و راش پوستی و جوش با شکل موضعی این دارو وجود دارد. خطر مصرف اضافی کم است و اگر بطور غیرعمد مقدار اضافی مصرف شود جای نگرانی نیست. اما اگر متوجه نشانه‌های غیرطبیعی شدید و یا مقدار بیشتری مصرف نمودید پزشک را در جریان بگذارید. و میزان وابستگی به دارو خیلی کم است.

موارد احتیاط

‌در صورت‌ وجود هریک‌ از موارد زیر پیش‌ از مصرف‌ آسیکلوویر پزشکتان‌ را مطلع‌ سازید:

  • حساسیت‌ نسبت‌ به‌ آسیکلوویر یا گان‌سیکلوویر vitrasert ،cytovene.
  • داشتن ناراحتی کلیه. شکل تزریقی و خوراکی دارو برای مبتلایان به ضعف کلیه با احتیاط تجویز می‌شود. زیرا خطر تجمع آسیکلوویر در بدن بوجود می‌آید.

  • بارداری‌ یا شیردهی‌. برای خانم‌های باردار، استعمال موضعی در این دوران مشکلی پیش نمی‌آورد. به علت نامعلوم بودن اثرات این دارو بر جنین آنرا به صورت خوراکی یا تزریق تجویز نمی‌کنند. در حاملگی جزو داروهای Category B می‌باشد. برای خانم‌های شیرده، استعمال موضعی اشکالی ندارد. اما اگر بصورت تزریقی مصرف شود می‌تواند به درون شیر مادر راه یابد. نظر پزشک را جویا شوید. در شیردهی اگر زخم هرپس نزدیک نوک سینه باشد نباید استفاده گردد.

  • در حال‌ مصرف‌ دیگر داروها، به‌ ویژه‌ آنهایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ برای‌ کلیه‌هایتان‌ مضر باشند، مثل‌ مقادیر بالای‌ استامینوفن‌ تیلنول‌، داروهای‌ ضدالتهابی‌ غیراستروییدی‌ (NSAID) مثل‌ ایبوپروفن، سیکلوسپورین‌، فوسکارنت‌، لیتیم، ریفامپین‌، سولفونامیدها و تتراسایکلین‌ها.

  • مقدار مصرف را در صورت لزوم برای اطفال و کودکان وبرای سنین بالای 60 کاهش دهید. در کودکان سلامت و تاثیر آن ثابت نشده است.

  • در مورد تداخل دارویی، هر دارویی که بر کلیه اثر بگذارد و با آسیکلوویر مصرف شود، خطر عوارض جانبی را افزایش می‌دهد. مثل داروی پروبنسید که مقدار آسیکلوویر را در خون افزایش می‌دهد.
  • از تماس دارو با چشم جدا خودداری گردد.

توصیه در هنگام‌ مصرف‌


  • دوره‌ درمان‌ با آسیکلوویر را به‌طور کامل‌ طی‌ کنید تا عفونت‌ در بدنتان‌ درمان‌ شده‌، از عود بیماری‌ جلوگیری‌ شود؛ حتی‌ اگر احساس‌ بهبودی می‌کنید.

  • اگر خانمی‌ هستید که‌ به‌ علت‌ هرپس‌ ژینتالیس‌ (تبخال‌ در ناحیه‌ تناسلی‌) آسیکلوویر مصرف‌ می‌کنید، هر ساله‌ یک‌ آزمون‌ پاپ اسمیر انجام‌ دهید؛ زیرا این‌ عفونت‌ با افزایش‌ احتمال‌ ابتلا به‌ سرطان‌ گردن‌ رحم‌ همراه‌ است‌.

  • منطقه‌ مبتلا را تا آنجا که‌ می‌توانید تمیز و خشک‌ نگاه‌ دارید. لباس‌ زیر گشادتری‌ بپوشید تا ضایعات‌ آزرده‌ نشوند.

  • آسیکلوویر را دور از دسترس‌ کودکان‌ و دور از حرارت‌، نور مستقیم‌، و حرارت‌ مرطوب‌ نگاه‌ دارید (در این‌ شرایط‌ آسیکلوویر فاسد می‌شود).

  • اگر آسیکلوویر مصرف‌ می‌کنید و در عرض‌ چند روز بهتر نشده‌اید با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.

*مصرف‌ دارو تا وقتی‌ که‌ دارو تمام‌ نشده‌ است‌ را قطع‌ نکنید، مگر اینکه‌ پزشکتان‌ چنین‌ دستور دهد.

  • دارو را در محیط بسته، خنک و خشک و بدور از دسترس اطفال و نور نگهداری کنید.

منبع: دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 23:59  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

داروی جدید ضد ‌ایدز تایید شد

داروی جدید ایدز

سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) یک قرص جدید ضد ایدز را  مورد تأیید قرار داد که می تواند گزینه جدیدی برای بیمارانی باشد که به سایر درمان‌ها پاسخ نداده‌اند.

به گزارش آسوشیتدپرس، شرکت مِرک که سازنده داروی جدید ایسنترس (Isentress) است می ‌گوید :از این پس این دارو در داروخانه‌ها به فروش خواهد رسید.

ویروس ایدز از سه آنزیم متفاوت برای تکثیر و آلوده ‌کردن سلول‌ها استفاده می‌ کند.

داروهای بسیاری در اختیار هستند که دو تا از این آنزیم‌ها یعنی پروتئاز و ترانس‌کریپتاز معکوس را هدف قرار می ‌هند.

ایسنترس اولین دارو از سری جدید داروهاست که سومین آنزیم یعنی "اینتگراز" را مورد هدف قرار می‌ دهند.

این دارو هنگامی که به "کوکتیل" یا مخلوط سایر داروهای ضد ایدز اضافه شود، می ‌تواند مقدار ویروس ایدز یا  HIV  را در خون پایین بیاورد و به سلول‌های ایمنی مقابله‌ کننده با عفونت کمک کند تا  فعالیت خود را از سر بگیرند.

HIV به سرعت دچار جهش می‌شود و نسبت به داروهای گوناگون مقاومت پیدا می ‌کند. FDA نیز استفاده از داروی ایسنترس را برای بیماران بالای 16 سال که آزمایش‌ها نشان ‌دهنده مقاومت آنها نسبت به داروهای رایج قدیمی‌‌تر است، مورد تأیید قرار داده است.

عوارض جانبی این دارو شامل اسهال، تهوع سردرد و خارش است.

داروی ایسنترس با نام ژنریک رالتگراویر (raltegravir)  دو بار در روز مصرف می‌ شود که در  آمریکا 27 دلار هزینه در بر دارد.

دو ماه پیش نیز شرکت فایزر توانسته بود یک داروی جدید ضد ایدز به نام سلزنتری (Selzentry) را به تأیید FDA برساند. این دارو از روش دیگری که مهارکردن راه معمول ورود ویروس ایدز به گلبول‌های سفید است، عمل می‌ کند.

منبع: روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 23:57  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - خانواده

پس از هفت سال تلاش پزشكان و محققان ايراني، داروي زخم پاي ديابت كه براي نخستين بار در جهان توسط پژوهشگران كشورمان ساخته شده صبح امروز در محل بيمارستان امام خميني (ره) تهران رونمايي شد.

به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر محمد باقر لاريجاني، رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران در معرفي داروي آنژي پارس «ANGIPARS»، گفت: اين دارو كه براي نخستين بار توسط پژوهشگران كشورمان ابداع شده است در سه نوع كپسول، آمپول و پماد عرضه مي‌شود و كارآزمايي‌هاي باليني آن نشان داده است كه مصرف آن در يك دوره دو ماهه بين 57 تا 88 درصد بهبودي زخم پاي ديابتي را باعث مي‌شود.

وي با بيان اين كه اثرات «آنژي پارس» بلند مدت بوده و حتي پس از دوره درمان نيز تداوم مي‌يابد، تصريح كرد: اين دارو در دوزهاي درماني هيچ گونه عارضه جانبه جدي براي بيمار ايجاد نمي‌كند.

دكتر لاريجاني با اشاره به تاثير فوق‌العاده آنژي پارس در پيشگيري از قطع عضو بيماران ديابتي يادآور شد: استفاده از اين دارو در درمان زخم پاي ديابتي كاملا مقرون به صرفه است.

وي با اشاره به مطالعاتي كه در جمعيت 20 سال به بالا در شهر تهران صورت گرفته است، شيوع ديابت را در مردان 8/9 درصد و در زنان 8/11 درصد برآورد كرد و افزود: به طور كلي اين بيماري به ميزان 6/10 درصد در افراد شايع است.

15تا 20 درصد افراد دچار زخم پاي ديابتي در نهايت نياز به قطع عضو پيدا مي‌كنند

زخم پاي ديابتي عامل 85 درصد موارد قطع عضو در بيماران ديابتي به شمار مي‌رود

رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران با اعلام اين كه زخم پاي ديابتي بين 6/2 تا 4/3 افراد مبتلا به ديابت را درگير مي‌كند،‌ خاطرنشان كرد: 15 تا 20 درصد اين بيماران در نهايت نياز به قطع عضو پيدا مي‌كنند و اين در حالي است كه مي‌توان از 50 درصد موارد زخم پاي ديابتي پيشگيري كرد.

وي توضيح داد: زخم پاي ديابتي يك عارضه هزينه بر و ناتوان كننده بوده كه مي‌تواند قطع اندام تحتاني را به دنبال داشته باشد.

دكتر لاريجاني با تاكيد بر اين كه بهبود زخم پاي ديابتي حتي در مورد ترميم پذير به تدريج و دو تا پنج ماه به طول مي‌انجامد، اظهار كرد: درمان زخم پاي ديابت نيازمند اعمال مراقبت‌هاي ويژه و اختصاص منابع و هزينه‌هاي سنگين و قابل توجه است. از سوي ديگر برآورد مي‌شود، هزينه مستقيم و غير مستقيم قطع اندام تحتاني با عوامل مختلفي همچون سن بيمار، زمان قطع عضو و عوارض همراه بستگي داشته و بين 20 تا 40 دلار تخمين زده مي‌شود.

وي با بيان اين كه در سال 2003 به ازاي هر يك هزار بيمار ديابتي 7 نفر به علت زخم پاي ديابتي بستري شده‌اند، اذعان كرد: بر اساس مطالعات متعدد بين 14 تا 20 درصد از بيماران ديابتي در طول زندگي نياز به قطع عضو پيدا مي‌كنند و در مجموع زخم پاي ديابتي عامل 85 درصد موارد قطع عضو در بيماران ديابتي به شمار مي‌رود.

به گزارش ايسنا، رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران، بيماري ديابت را شامل گروهي از بيماريهاي متابوليك كه در اثر اختلال عملكرد و ترشح انسولين ايجاد مي‌شود، نام برد و يادآور شد: زخم پاي ديابتي يكي از عوارض مهم ديابت بوده و اثر چشمگيري در وضعيت سلامت افراد مبتلا ايجاد مي‌كند.

وي با بيان اين كه در حال حاضر 6 درصد جمعيت دنيا از بيماري ديابت رنج مي‌برند پيش‌بيني كرد تا سال 2025 ، 300 ميليون نفر در جهان به اين بيماري مبتلا شوند.

15 درصد بيماران ديابتي در طول عمرشان به زخم پا دچار مي‌شوند

تا سال 2025 ، 8/11 درصد جمعيت كشور به ديابت مبتلا مي‌شوند

به گزارش ايسنا، دكتر لاريجاني، همچنين با اعلام اين كه 15 درصد بيماران ديابتي در طول عمرشان به زخم پا دچار مي‌شوند، گفت: شيوع زخم پاي ديابتي در نقاط مختلف جهان از 2/2 درصد تا 6/3 متفاوت بوده و در جمعيت بيماران ديابتي با عارضه نوروپاتي به 2/7 درصد مي‌رسد.

به گزارش ايسنا، وي از سوي ديگر تعداد بيماران مبتلا به ديابت را در كشور نزديك به 6 درصد جمعيت كل يعني حدود 2 ميليون و 566 هزار نفر برشمرد و ادامه داد: پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 2025 اين رقم به بيش از 5 ميليون نفر يعني حدود 8/11 درصد جمعيت كشور افزايش يابد.

رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران با اشاره به روشهاي جديد درمان زخم پاي ديابتي كه شامل فاكتورهاي رشد موضوعي، پيوند پوست، ترميم زخم با استفاده از فشار مكش، درمان با اكسيژن پرفشار، حرارت درماني،‌ درمان با ليزر، سلول‌هاي بنيادي و... مي‌شود، تاكيد كرد: اما داروي آنژي پارس اثر گذاري بسيار مطلوب‌تري و طولاني‌تري را نسبت به روشهاي متداول خواهد داشت.

وي با تاكيد بر اين كه داروي درمان زخم پاي ديابتي توليد شده توسط محققان ايراني تمام آزمايش‌هاي لازم را پشت سر گذاشته و به تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي رسيده است، اعلام كرد: اين دارو به زودي وارد بازار شده و در دسترس بيماران قرار مي‌گيرد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0:16  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

خلاصه بحث هاي بيوشيمي مايعات بدن توسط دكتر دشتي استاد بيوشيمي دانشگاه تهران

 

مايع سينوويال

 

حجم اين مايع 3-0.1 ميلي ليتر است.بسته به اينكه مايع در كجا قرار گرفته باشد مقدار آن متفاوت است.

اين مايع از دياليز پلاسما توسط غشاي سينوويال و ترشح مقداري فيبرينوژن و پروتئين بدست مي آيد.ترشح ايمونوگلبولينها همچنين هيالورونات مشاهده مي شود(پلي مري از گلوكز آمين و گلوكورونيك اسيد)

مايع سينوويال فضاي بين مفاصل را پر مي كند و نقش يك لوبريكانت را القا مي كند(باعث كاهش اصطكاك مي شود).به هر دليلي مقدار مايع سينوويال كافي نباشد استخوان ها به راحتي تا نمي شوندو باعث كاهش اصطكاك مي شود.

 

رنگ طبيعي مايع سينوويال زرد روشن و شفاف است.

 

اگر مايع سينوويال كدر باشد:

1.      نشانه التهاب : التهابي كه شايد عفوني يا غير عفوني باشد

2.      اگر شيري رنگ باشد نشانه آرتريت توبركلوز آرتريت حاد نقرسي و يا آرتريت روماتوئيد كرونيك باشد.

3.      اگر چركي باشد نشانه آرتريت چركي است

4.      اگر سبز رنگ باشد نشانه آرتريت آنفولانزايي است

5.      قرمز بودن مايع سينوويال مي تواند ناشي از ضربه شكستگي مفصل و يا تومور مفصلي باشد

 

بررسي رنگ مايع سينوويال معيار خيلي مهمي نيست و ارزش كلينيكي ندارد.

 

 

ويسكوزيته:

چسبندگي مايع سينوويال بستگي به پلي مريزاسيون هيالورونات دارد.اگر اختلال يا مشكلي در اين پلي مريزاسيون ايجاد شود ويسكوزيته كاهش مي يابد.

معمولا ضربه و التهاب مي توانند باعث كاهش ويسكوزيته سينوويال شوند.

براي بررسي ويسكوزيته مقداري از مايع را بين دو انگشت قرار داده و دو انگشت را جدا مي كنيم معمولا در افراد سالم نخي به طول 4 تا 6  سانتي متر ايجاد مي شود. اگر نخ ايجاد شده زير 3 سانتي متر پاره شود در پلي مريزاسيون اشكال ايجاد شده است.

 

در حالت طبيعي حداكثر تعداد WBC  در مايع سينوويال 200 عدد در ميكروليتر است. اگر از اين تعداد بالاتر باشد نشانه التهاب و عفونت است. علاوه بر عفونت و التهاب در آرتريت و آرتريت حاد نقرسي تعداد گلبول هاي سفيد افزايش دارد.

 

 

كريستال هاي مايع سينوويال:

 

از مهمترين آنها كريستال آپاتيت است كه اين كريستال ها با ميكروسكوپ الكتروني قابل مشاهده است.

 

از كريستال هاي مهم ديگر كه در نقرس ديده مي شود سديم اورات است كه  ميله اي شكل و وابسته به دما هستندبنا به همين در نقرس درمان نشده مفصل مورد حمله بعد از يك مدت بهبود مي يابد چون واكنش هاي التهابي باعث گرم شدن محيط شده و كريستال ها حل مي شوند.

 

از كريستال هاي ديگر دي هيدرات كلسيم پيرو فسفات است كه سوزني شكل است (نقرس كاذب)

 

كريستال هاي تالك :به شكل دانه هاي جو هستند از طريق دستكش هاي جراحي در حين جراحي وارد مايع مي شوند.

 

كريستال هاي كورتيكو استروئيد كه شكل مشخصي ندارند

 

 

بررسي بيوشيميايي مايع سينوويال:

 

1.      پروتئين:مقدار پروتئين در مايع سينوويال 3-1 گرم در دسي ليتر است

2.      گلوكز : همانند قند خون است يا مقداري پايين تر است درآرتريت هاي غير التهابي تفاوت قند خون و مايع 10 ميلي گرم درصد است در صورتي كه در آرتريت غير التهابي تفاوت 25-20 ميلي گرم درصد است

 

3.      ph و اسيد لاكتيك:ph زير 7.3 و اسيد لاكتيك بالاي 20 ميلي گرم در دسي ليتر مي تواند نشانه التهاب باشد.

 

                                                                                         ادامه دارد.....................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0:12  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

با عرض سلام خدمت همکلاسی های محترم و آرزوی داشتن تعطیلاتی خوب لطفا نظرات خودتون رو نسبت به وضعیت کلاس و چند ماهی که با هم بودیم به آدرس www.lstums@yahoo.com ارسال نمایید.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:29  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

نحوه جمع آوري نمونه مدفوع جهت تشخيص عفونت هاي انگلي  

نمونه برداري بايد به نحوي انجام پذيرد كه امكان تشخيص و جداسازي هر انگلي وجود داشته باشد. تشخيص عفونتهاي انگلي به امتحان ميكروسكوپي مدفوع، ادرار، خون، خلط، بافت و در مواردي بررسي ماكروسكوپي نمونه استوار است. نمونه ها بايد در يك ظرف دهان گشاد تميز پلاستيكي يا مومي جمع آوري گردد. در پيچ ظرف بايد كاملاً محكم باشد تا رطوبت نمونه حفظ گردد.

نمونه ها نبايد با آب يا ادرار مخلوط شود زيرا سبب بي حركت شدن تروفوزوئيت تك ياخته و يا موجب از بين رفتن آن مي گردد. آلودگي

 اتفاقي نمونه با خاك و يا آب ممكن است باعث گردد كه نمونه به ارگانيسمهاي داراي زندگي آزاد كه موجود در آب و يا خاك مي باشند آلوده شده كه در اين مورد به آساني با تك ياخته هاي انگلي اشتباه مي شوند و جمع آوري نمونه از توالت فرنگي و نيز مناسب نمي باشد.

تداخل مواد: بعضي از مواد مانند روغنهاي معدني، باريم (كريستالها مانع مشاهده انگل به خصوص تك ياخته ها مي گردند) بيسموت، آنتي بيوتيكها (تتراسيكلين)، داروهاي ضدمالاريا و مواد غيرقابل جذب تركيبات ضد اسهالي در جداسازي انگلهاي روده اي تداخل مي كنند. بعد از مصرف مواد فوق بوسيله بيمار، ممكن است براي مدت يك هفته تا چند هفته نتوان انگل را تشخيص داد. معمولاً دو ماده اي كه به مقدار زياد توسط بيماران مصرف مي گردد باريم و آنتي بيوتيك است كه تتراسيكلين باعث كاهش يا از بين رفتن انگل ها (مخصوصاً تك
ياخته ها) مي گردد و در چنين مواردي بايد نمونه برداري بعد از گذشت 7 روز انجام شود.

 ثبت مشخصات نمونه

هر نمونه بايد داراي مشخصات نام بيمار، نام پزشك، شماره آزمايشگاه، تاريخ و زمان جمع آوري نمونه باشد. برگ درخواست پزشك بايد ضميمه شده و در آن اطلاعات اضافي مانند تشخيص احتمالي بيماري با توجه به علائم آن و يا تاريخچه مسافرت به منطقه خاص و ذكر گرديده باشد.

* بايد توجه نمود كه چون هر نمونه مدفوع مي تواند به عنوان يك منبع مهم باكتري، ويروس و انگل باشد، لذا بايد به عنوان يك منبع آلوده كننده مهم محسوب گردد.

تعداد نمونه ها

حداقل 3 نمونه، به صورت هر روز يا يك روز در ميان بايد جمع آوري گردد (به دليل اينكه معمولاً بعضي از تك ياخته ها و تخم كرمها به صورت تناوبي دفع مي گردند). در مواردي كه بيمار اسهال و درد شكم نداشته باشد مي توان دو نمونه را بطور معمول و يك نمونه را بعد از استفاده از يك مسهل مانند سولفات منيزيم يا Fleets phosho-soda جمع آوري نمود. از مسهل هاي روغني نبايد استفاده كرد زيرا روغن باعث كندي حركت تروفوزوئيت شده و به علت تغيير شكل انگل، تشخيص را مشكل مي سازد . در مواردي كه پزشك مشكوك به آميباز روده اي باشد جمع آوري 6 نمونه بيمار كمك كننده است و باعث تشخيص عفونتهاي آميبي به ميزان
90% مي گردد، اما معمولاً كمتر توسط پزشك درخواست مي گردد. در صورت مثبت بودن آزمايش انگل در نوبت اول، دو نوبت ديگر نيز حتماًُ بايد مورد بررسي قرار گيرد، چون ممكن است بيمار به دو يا چند انگل مختلف آلوده باشد.

زمان جمع آوري

اگر نمونه هاي مدفوع به صورت يك روز درميان جمع آوري گردد، 3 نمونه را بايد حداكثر در فاصله زماني 10 روز جمع آوري كرد. اگر منظور جمع آوري 6 نمونه باشد، بايد آنها را حداكثر در فاصله زماني 14 روز جمع آوري كرد.

* بايد توجه نمود كه نبايد در طي يك روز بيشتر از يك نمونه از بيمار جمع آوري نمود.

زمان صحيح انجام آزمايش بعد از جمع آوري نمونه

بستگي به روش جمع آوري نمونه در آزمايشگاه دارد چون بعضي از آزمايشگاهها از مواد نگهدارنده استفاده
مي كنند.

زمان صحيح به شرح زير است

آبكي (Liquid or watery) : بايد در فاصله زماني 30 دقيقه بعد از جمع آوري نمونه آزمايش شود.

نرم (Soft) : بايد در فاصله زماني 30 دقيقه بعد از جمع آوري نمونه آزمايش شود.

نيمه شكل دار (Semi formed) : بايد در فاصله زماني 60 دقيقه بعد از جمع آوري نمونه آزمايش شود.

كاملاً شكل دار (formed) همان روز يا روز بعد مي تواند آزمايش شود.

بايد توجه نمود كه مي توان نمونه را در يخچال c º(5-3) نگهداري نمود كه در اين حالت، تخمها لاروها و كيستهاي تك ياخته تا چند روز

 بدون تغيير شكل حفظ مي شود اما بايد توجه نمود كه نمونه ها يخ نزند، چون در اثر نگهداري در دماي زير صفر، خصوصيات ظاهري انگل تغيير مي كند. نمونه نگهداري شده در يخچال براي انجام آزمايش مستقيم به هيچ وجه مناسب نيست چون تروفوزوئيت تك ياخته از بين مي رود. همچنين نمونه ها را به هيچ وجه نبايد در انكوباتور قرار داد به علت اينكه باعث تخريب انگل مي گردد.

اگر چه نگهداري نمونه تازه مدفوع در يخچال ممكن است تخريب انگلها را به تاخير بيندازد، اما در صورت عدم توانايي در انجام به موقع آزمايش جهت حفظ خصوصيات ظاهري تروفوزوئيت ها، بهتر است نمونه مدفوع را در ماده نگهدارنده قرار داد و آن را در فرصت مناسب آزمايش نمود

قوام نمونه:

قوام نمونه ممكن است از آبكي تا كاملا شكل دار حتي سخت متغير باشد و معمولا ممكن است به صورت زير مشاهده گردد.
(ايزم، به سختي شكل مي گيرد) Soft ، ( شل، شكل دار خرد مي شود )
Semi Formed, Formed
طبق نظريه سازمان جهاني بهداشت ، بيشتر تقسيمات زير مد نظر بوده و بايد ثبت و گزارش گردد:
 
Loose, Soft, Formed Watery

تروفوزوئيت آميبها و تاژكداران بيشتر در نمونه هاي آبكي يا شل ديده مي شود و سريعاً در درجه حرارت طاق از بين مي روند. همچنين ممكن است در نمونه نرم (soft) نيز تروفوزوئيت تك ياخته مشاهده گردد. معمولاً خصوصيات ظاهري كيستهاي موجود در نمونه شكل دار، در درجه حرارت اطاق و در فاصله زماني يك روز تغيير نمي كند. تخمها و لاروها در هر نمونه اي با هر گونه قوام ممكن است مشاهده ردند اما در نمونه هاي آبكي به علت رقيق بودن نمونه، شانس يافتن آنها كم مي شود، اما در درجه حرارت اطاق به نسبت تروفوزوئيتها و كيستها خصوصيات خود را از دست نمي دهند. فقط اگر بعضي از تخمهاي كرمهاي قلابدار بيشتر از يك روز در درجه حرارت اطاق بماند تبديل به لارو شده و يا در اين شرايط ممكن است لاروهاي فيلاريفرم استرونژيلوئيدس استركوراليس مشاهده گردد.

بعضي مواقع كرم آسكاريس، كرم سنجاقي و يا بندهاي كرمهاي نواري ممكن است در سطح يا زير مدفوع مشاهده شود. بندرت ممكن است كرم تريكوسفال، كرم قلابدار و هيمنولپيس نانا در مدفوع ديده شود و معمولاً دفع اين كرمها بعد از درمان يا مصرف مسهل مشاهده مي گردد. جهت جدا نمودن اين انگلها،مي توان مقداري از نمونه را با سرم فيزيولوژي مخلوط كرده و سپس آن را از چند لايه گاز مرطوب صاف نمود. در مورد عفونتهاي انگلي ناشي از كرمها، بايد 1 تا 2 هفته بعد از درمان، آزمايش مدفوع را تكرار نمود. در مورد عفونتهاي انگلي ناشي از تك ياخته، اين كنترل بايد 3 تا 4 هفته بعد از درمان انجام گرفته و در مورد افراد مداوا شده براي عفونت ناشي از كرم تينا، 6-5 هفته بعد از درمان، انجام آزمايش مجدد توصيه مي گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:21  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

 نحوه جمع آوري نمونه مدفوع جهت تشخيص عفونت هاي انگلي

نگهداري نمونه ها

اغلب يك فاصله زماني بين جمع آوري نمونه تا رسيدن آن به آزمايشگاه و يا زمان انجام آزمايش نمونه وجود دارد. اگر اين مدت زمان بيشتر از فاصله زماني ذكر شده باشد بايد فوراً نمونه را بعد از جمع آوري و يا بعد از دريافت بوسيله آزمايشگاه در ماده نگهدارنده قرار داد.

اگر تعداد نمونه هاي مدفوع آزمايشگاه زياد است، بايد نمونه ها را مورد بررسي قرار داد و در ابتدا سريعاً نمونه ها شل، آبكي و يا داراي خون و موكوس را آزمايش نمود و يا بعد از ثبت خصوصيات ظاهري آنها در ماده نگهدارنده قرار داد. مواد نگهدارنده متنوعي وجود دارد كه پرمصرف ترين آنها فرمالين 5% يا 10% است كه مي توان در روي اين نمونه عمل تغليظ را نيز انجام داد.

مواد نگهدارنده ديگر شامل Sodium*Acetate Acetic-formalin = (SAF)

(مي توان روي نمونه نگهداشته شده در اين ماده عمل تغليظ و رنگ آميزي را انجام داد)

Merthiolate-lodine-formalin = (MIF)

از نمونه نگهداري شده در اين ماده مي توان جهت تهيه گسترش مستقيم و انجام روشهاي تغليظ استفاده نمود اما تهيه گسترش رنگ آميزي با كيفيت مطلوب از آن آسان نمي باشد. بخصوص در مورد نمونه هاي حاوي تروفوزوئيت تك ياخته، كه در رنگ آميز خصوصيات آن مشخص نمي شود.

Schaudinn’s fixative

اين ماده ثابت كننده جهت نمونه هاي مدفوع تازه و يا هر نمونه تهيه شده از مخاط روده (نمونه هاي حاصل از سيگموئيدوسكوپي) مناسب مي باشد.

Polyvinyl Alcohol = (PVA)

اگرچه هر دو روش تغليظ و رنگ آميزي را مي توان در مورد نمونه هاي نگهداري شده در اين ماده بكار برد، اما طبق توصيه National committee for clinical laboratory standards = NCCLS بهتر است عمل تغليظ را روي نمونه هاي نگهداري شده در فرمالين و عمل رنگ آميزي را روي نمونه نگهداري شده در PVA انجام داد.

بايد توجه نمود كه نسبت بين مدفوع و ماده نگهدارنده بايد به نسبت يك قسمت از مدفوع و سه قسمت ماده نگهدارنده بوده و كاملاً با هم مخلوط شوند. به طور كلي مدت زمان مجاورت مدفوع و ماده نگهدارنده نبايد كمتر از 30 دقيقه باشد. نمونه هاي مدفوع موجود در ماده نگهدارنده مي تواند در درجه حرارت اطاق نگهداري شوند.

فرمالين: بيشترين ماده ثابت كننده اي است كه جهت تخم كرمها، لاروها، كيست تك ياخته ها و اووسيست استفاده  مي شود. معمولاً فرمالين خريداري شده 37% است كه يك محلول آبي 37% از گاز فرمالدئيد مي باشد و در موقع ساخت محلولهاي ثابت كننده انگل شناسي بايد به عنوان يك محلول 100% در نظر گرفته شود. دو غلظت مورد استفاده از فرمالين 5% و 10% مي باشد. اگر چه تهيه محلول 5% آن براي تمام اهداف توصيه مي شود اما تمام كارخانه هاي سازنده كيتهاي حاوي ماده نگهدارنده فرمالين، از محلول 10% آن استفاده مي نمايند چون توانايي بيشتري را جهت كشتن تخم كرمها دارد.

مي توان در مورد نمونه هاي نگهداري شده در فرمالين، عمل تغليظ را انجام داد. اما نمي توان بر روي اين نمونه روشهاي رنگ آميزي را بكار برد. فرمالين در سرم فيزيولوژي يا آب مقطر به نسبت 1 به 10 يا 1 به 20 رقيق مي گردد

روش تهيه فرمالين 10% :

 فرمالوئيد (USP)،100 ميلي متر ـ محلول سرم فيزيولوژي 85% ، 900 ميلي متر
فرمالين 5% : فرمالوئيد (USP)، 50 ميلي متر ـ محلول سرم فيزيولوژي 85% ، 950 ميلي متر
 
طرز تهيه = 100 ميلي متر ( يا جهت تهيه محلول 5% ، 50 ميليمتر از فرمالوئيد را با 900 ميلي متر ( يا 950 ميلي متر جهت تهيه محلول 5% ) از محلول سرم فيزيولوژي / g 5/8 رقيق مي كنيم . ( بايد توجه نمود كه از آب مقطر نيز مي توان به جاي سرم فيزيولوژي استفاده نمود.)
استفاده از فرمالين گرم ( 60 ) جهت جلوگيري از انتقال آلودگي بوسيله تخم كرمها توصيه مي شود.

استفاده از فرمالين گرم (c ˚60) جهت جلوگيري از آلوده كنندگي تخم كرمها توصيه مي شود.

بررسي خصوصيات ظاهري نمونه

اصولاً بررسي ظاهر مدفوع و گزارش كامل آن به پزشك اهميت بسيار زيادي جهت تشخيص بيماري دارد. اين بررسي كمك بسيار زيادي به تشخيص عفونتهاي انگلي، يرقانها، خونريزيهاي دستگاه گوارش، اسهال، سوء جذب و مي نمايد. بنابراين بايد شكل و قوام، رنگ، وجود موكوس، خون، مواد غذائي هضم نشده و بررسي و به پزشك گزارش گردد.

بررسي خصوصيات ظاهري نمونه مدفوع بايد روي نمونه هاي تازه انجام شود و نمي توان اين بررسي را در نمونه هاي موجود در ماده نگهدارنده انجام داد. از طرفي تروفوزوئيت انگلها نيز در اين مواد بيحركت مي شود بنابراين گرفتن يك نمونه تازه جهت تشخيص پروتوزوئرهاي متحرك و نيز بررسي خصوصيات ظاهري، ضروري مي باشد

مدت زمان نگهداري نمونه

تازگي نمونه يك عامل مهم در تشخيص عفونتهاي انگلي است چون مرحله تروفوزوئيت تك ياخته ها خيلي زود، بعد از خروج از بدن، از بين مي رود. ثبت تاريخ و زمان جمع آوري نمونه نيز ضروري بوده و بايد انجام شود.

وجود خون وموكوس مي تواند به دليل عفونت آمبيبي، باكتريايي ، التهاب، كوليت، بدخيمي و باشد كه جهت يافتن تروفوزوئيت آميبها حتماً بايد از قسمتهاي خوني و مولكولي مدفوع نمونه برداشت شود.

وجود خون تيره در مدفوع مي تواند دلالت بر خونريزي زياد در مجاري معده ـ روده اي داشته و بر عكس وجود خون روشن دلالت بر خونريزي قسمتهاي تحتاني دارد.

رنگ مدفوع مي تواند بر حسب نوع تغذيه، مصرف دارو، بيماري و تغيير كند.

مصرف سبزيجات زياد باعث رنگ سبز، مصرف گوشت، رنگ آنرا تيره ومصرف لبنيات رنگ آنرا روشن مي سازد.

آهن رنگ مدفوع را سياه و باريم رنگ آن را قهوه اي روشن يا سفيد مي كند كه اين رنگ مي تواند نشاندهنده عدم وجود صفرا در مدفوع نيز باشد.

مدفوع با قوام نرم يا شل و با رنگ خاكستري مي تواند به دليل اسهال چرب باشد.

مركز تحقيقات آزمايشگاههاي رفرانس

آبان ماه 1380

 

Reference:

Procedures for the recovery and identification of parasites from the intestinal tract, Approved Guideline (1997). NCCLS. (M28 – A)

Topley & wilson’s. (1998). Microbiology and Microbial infections. Ninth edition. Volume 5 (parasitology) Pub: Arnold

Ellenjo Baron an sydney M.finegold (1996). Bailey & scott’s. diagnostic Microbiology.

Basic Laboratory Methods in Medical parasitology (1991) pub: world healt organication (WHO).

John bernard Henry, M.D. (1996). Clinical diagnosis and management by laboratory Methods. Nineteenth edition.

Connie R. Mahon. Etal. (1995). Textbook of diagnostic Microbiology. Pub. Saunders.

Elmer W.koneman, etal. (1997). Color Atlas and Diagnostic Microbiology. Fifth edition. Pub. Williams & wilkin’s.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:20  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

 موارد استفاده EDTA بعنوان ماده ضدانعقاد

مقدمه

نمكهاي Ethylenediaminetetra-acetic.Acid (EDTA)  به علت حفظ سلولهاي خوني بعنوان ماده ضد انعقاد مناسب در آزمايشگاههاي هماتولوژي بكار مي رود. اين ماده توانايي پيوند با تعدادي از عناصر را داشته و با اتصال به كلسيم مي تواند آنرا از محيط خارج نمايد. كلسيم و ديگر يونهاي دوظرفيتي مي توانند بعنوان كوفاكتورهاي آنزيم عمل نمايند و بهمين دليل نمكهاي EDTA جهت تعيين مقدار كلسيم، آهن، آلكالن فسفاتاز، كراتين كيناز و لوسين آمينو پپتيد از مناسب نيستند.

موارد استفاده

EDTA جهت آزمايشات زير در هماتولوژي توصيه مي گردد.

1 - هماتوكريت (روش ميكروهماكريت) شمارش پلاكت- شمارش گلبولهاي سرخ و سفيد اندازه گيري هموگلوبين - گسترش خون محيطي جهت افتراق سلولي - شمارش رتيكولوسيت- فلوسيتومتري - سديمانتاسيون (پس از تصحيح باسيترات سديم). نمونه خون تهيه شده با ضد انعقاد EDTA در مدت 6 ساعت در حرارت آزمايشگاه بايد از آزمايش گردد. استفاده از EDTA در ساير موارد مثل اندازه گيري سيكلوسپورين (Cyclosporin) و عناصر بسيار كمياب توصيه شده است. لازم به ذكر است كه نمكهاي EDTA مي توانند با ظروف فلزي يا درب آنها واكنش نشان داده و يونهاي فلزي را آزاد كنند بنابراين براي استفاده از EDTA بايد از ظروف مناسبي استفاده شود.

انواع EDTA

EDTA به صورت اسيد آزاد به تنهائي بعنوان ضد انعقاد مصرف نمي گردد. بيشتر نمكهاي آن مورد استفاده قرار مي گيرد. اسيد آزاد آن داراي وزن ملكولي 2/292 و به صورت پودر سفيد بدون بو مي باشد. محلول اشباع آن (در 20 درجه سانتيگراد) 2000 تا 300 ميلي گرم در ليتر است.

EDTA دي سديك به همراه دو ملكول آب (EDTA-NA2, 2H2O) داراي وزن ملكولي 2/372 و به صورت پودر كريستال بدون بو مي باشد. حلاليت آن در حرارت 20 درجه سانتيگراد است.

EDTA دي پتاسيك به همراه دو ملكول آب (EDTA-K2, 2H2O)  داراي وزن ملكولي 4/404 مي باشد. اين نوع بيشتر در اروپاو ژاپن استفاده مي شود و به تازگي در آمريكا مورد توجه قرار گرفته است. اين نمك نسبت به نمكهاي دي سديك از حلاليت بيشتري برخوردار است.

EDTA تري پتاسيك (EDTA-K3) داراي وزن ملكولي 406 و بصورت مايعي شفاف، بدون بو مي باشد، نوع خشك شده آن به صورت پودر سفيد بدون بو است.

PH نمكها

PH نمكهاي تري پتاسيك نزديك به PH خون (8-7) مي باشد، اين مقدار بالاتر از PH  نمكهاي دي سديك  (35-5/4) است، در تستهاي خاصي كه بستگي به شرايط اسيدي يا قليائي دارند مي توان با توجه به PH مورد لزوم EDTA مناسب را بكار برد. در PH كمتر از چهار، كمپلكس متصل به كلسيم پايدار نبوده و ممكن است تجزيه و جدا گردد.

خواص ضد انعقاد

بطور كلي EDTA بعنوان يك ماده ضد انعقاد در تستهاي انعقادي بكار نمي رود مگر هنگاميكه بررسي و آزمايش پلاكت مورد نظر باشد. بايد توجه نمود كه در بعضي بيماران بعلت وجود آنتي باديهاي پلاكتي، با وجود EDTA پلاكتها به صورت چسبيده به يكديگر مشاهده مي شوند، لذا در اين موارد نبايد EDTA مصرف گردد. در ضمن قابل ذكر است كه فاكتور V در مقابل EDTA ناپايدار است.

مقادير لازم

ميزان مصرف EDTA-K3 ، 2/1 ميلي گرم براي هر ميلي ليتر خون است ولي EDTA دي پتاسيك و دي سديك همراه با دو ملكول آب 25/0 ± 5/1 ميلي گرم براي هر ميلي ليتر خون مورد استفاده قرار مي گيرد.

پايداري نمونه

در حرارت آزمايشگاه بيشتر از 6 ساعت از زمان گرفتن خون در لوله حاوي EDTA نبايد بگذرد ولي در حرارت 4 درجه سانتيگراد (يخچال) تا 24 ساعت P.C.V, Hb, W.B.C, R.B.C, MCV, Platelet پايدار است.

مقدار EDTA مصرفي بايد متناسب با مقدار خون باشد و اگر EDTA بيشتر از اندازه مصرف گردد گلبولهاي سرخ و سفيد چروكيده و منهدم مي گردند كه اين به علت افزايش غلظت يوني مي باشد. افزايش EDTA بيش از 2 ميلي گرم در ميلي ليتر سبب كاهش قابل توجهي در P.C.V و در نتيجه افزايش MCHC مي شود و نيز همين افزايش بر روي پلاكتها اثر گذاشته و سبب تورم و پاشيدگي آنها مي شود، شمارش مجدد اين ذرات پلاكني سبب افزايش غيرواقعي تعداد پلاكتها مي گردد. كاهش ميزان EDTA باعث ايجاد لخته هاي ريز گرديده كه تاثير قابل توجهي در اندازه گيري پلاكتها مي گذارند.

تشخيص EDTA

روشهاي متفاوتي جهت تشخيص انواع EDTA وجود دارد كه ساده ترين آن عبارتست از :

دو قطره از محلول تيوسيانات آلومينيوم (8 گرم درصد ميلي ليتر آب مقطر) و دو قطره از محلول كلرور فريك (9 گرم درصد ميلي ليتر آب مقطر) را به 5 ميلي ليتر آب مقطر بدون يون در لوله آزمايش اضافه مي كنيم محلول قرمز رنگي حاصل مي شود. تقريباً در حدود 50 ميلي گرم نمك مورد نظر را به محلول فوق اضافه كرده در صورت وجود EDTA ، رنگ قرمز تبديل به زرد خواهد شد.

 

آزمايشگاه خون شناسي       

مركز تحقيقات آزمايشگاههاي رفرانس

 

Reference:

1 – NCCLS Vol. 12, No. 17 September 1992.

2 – Department of Clinical Parasitology, Teaching Sheet, May 1995

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:18  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

 روش پيشنهادي اندازه گيري پروتئين  ادرار 24 ساعته

مقدمه :

اساس اندازه گيري پروتئين در ادرار به صورت كمي و نيمه كمي و كيفي بر پايه روشهاي ايمونوشيمي، كدورت سنجي و شيميايي با استفاده از نوارهاي تشخيصي مي باشد. در اين ميان روش كدورت سنجي به علت ساده و مقرون به صرفه بودن در آزمايشگاهها كاربرد بيشتري دارد. با توجه به تحقيقات انجام شده در آزمايشگاه رفرانس (2) روش TCA با استفاده از طول موج 405 نانومتر براي سنجش مقادير كم پروتئين بعنوان روش انتخابي معرفي مي شود. نكات مورد توجه در معرفي روش پيشنهادي عبارتند از :

bullet

كيفيت قابل قبول نتايج آزمايش

bullet

توجه به روشهاي رايج اندازه گيري

bullet

سهولت دسترسي به مواد و ابزار مورد نياز

bullet

امکانات بيمار در ارتباط با تقبل هزينه هاي آزمايش

ضمناً در بررسي روشها، عوامل كيفي شامل صحت، دقت، محدوده اندازه گيري، خطي بودن و يكنواختي نتايج در استفاده از كاليبراتورهاي متفاوت تعيين گرديده و سپس روش اصلح انتخاب شده است.

  اساس آزمايش

در اين روش پروتئين ادرار توسط تري كلرواستيك اسيد 12.5% رسوب داده مي شود. كدورت ايجاد شده متناسب با مقدار پروتئين (آلبومين و گلبولين) موجود در ادرار است. غلظت پروتئين رسوب داده شده با در نظر گرفتن غلظت اسيد، دما و زمان سپري شدن بين اضافه كردن اسيد تا ايجاد رسوب پروتئين محاسبه مي گردد.

جمع آوري نمونه

در اين آزمايش مي توان از ادرار بصورت انتخابي (Random) استفاده كرد ولي ادرار 12 يا 24 ساعته ترجيح داده مي شود. البته نمونه ادرار 12 يا 24 ساعته بايد بدون افزودن ماده نگهدارنده جمع آوري شده و در تمام مدت نمونه گيري، ظرف حاوي نمونه در محل خنك نگهداري شود. براي جمع آوري بايد از ظرف تميز و عاري از آلودگي استفاده نمود و به بيمار آموزش داده شود كه براي جمع آوري ادرار 24 ساعته، از ساعت 8 صبح تا 8 صبح روز بعد تمامي نمونه هاي پس از ساعت 8 بطور كامل جمع آوري شده ولي ادرار ساعت 8 صبح روز اول جمع آوري نگردد. بايد توجه نمود كه اگر اندازه گيري پروتئين ادرار در مدت 48 ساعت پس از نمونه گيري انجام نمي شود، مي توان نمونه را خوب مخلوط كرده و پس از تعيين حجم نمونه، بخشي از آن را تا روز انجام آزمايش در فريزر نگهداري نمود.

طرز تهيه TCA 100% ذخيره :

توجه: به علت حالت خورندگي TCA بايد تهيه محلول با احتياط و با محافظت از چشمها و دستها انجام گيرد و پس از پايان كار ظروف مورد استفاده كاملاً شسته شوند.

175ml آب مقطر ديونيزه شده را به يك ظرف حاوي 500g از TCA اضافه مي كنيم. درب ظرف را بسته و به آرامي تكان مي دهيم تا كاملاً حل شود. سپس تمام مواد را به طور كامل به يك بالن 500ml  حجمي منتقل مي كنيم و حجم كل را به 500ml مي رسانيم. براي انحلال كامل طي مدت 24 ساعت، محلول راگهگاه با عمل چرخش مخلوط مي نمائيم.

محلول TCA 100% را در يك ظرف تيره و در دماي اتاق نگهداري مي كنيم. اين محلول براي 12 ماه پايدار است.

طرز تهيه (765 mmol/l) TCA 12.5%

با استفاده از پيپت حجمي 25 ميلي متري، مقدار 25ml از محلول TCA100% را به بالن ژوژه200 ميلي ليتري منتقل مي نماييم و با استفاده از آب مقطر حجم آن را به 200ml مي رسانيم. محلول حاصله را كاملاً مخلوط كرده و در ظرف شيشه اي تيره در دماي اتاق نگهداري مي نماييم. اين محلول در دماي اتاق به مدت يك ماه پايدار است.

كنترل :

از سرم كنترلهاي تجاري به عنوان كنترل استفاده مي گردد (رقتي برابر1/300 با استفاده از سرم فيزيولوژي تهيه مي شود).

استاندارد :

براي آزمايشهاي روتين (روزانه) از سرم كنترلهايي ترجيحاً با ارزش مرجع مانند precipath و  Bioradو precinorm مشابه استفاده مي شود. براي انجام كار ابتدا غلظت پروتئين اين سرم كنترلها را به مقداري كه امكان وجود آن در ادرار است مي رسانيم. (براي رقيق كردن از سرم فيزيولوژي استفاده ميشود)

لاز به ذكر است ك اين روش تا 500mg/L خطي ميباشد، بنابراين نمونه ها اعم از ادرار و استاندارد بايد طوري رقيق شود كه غلظت پروتئين موجود در آنها حداكثر 500mg/L باشد.

توجه: از يك نوع نمونه كنترل نمي توان همزمان بعنوان كنترل و استاندارد استفاده نمود.

روش كار

1 - 10 ml از ادرار مورد آزمايش را سانتريفوژ نموده سپس با استفاده از نوار ادراري پروتئين آن را بررسي مي كنيم و نتيجه را ثبت مي نماييم. اگر غلظت پروتئين بيش از 1+ بود نمونه ادرار را قبل از شروع آزمايش با سرم فيزيولوژي رقيق ميكنيم. (نمونه هاي 1+ تقريباً به نسبت 1/50 و نمونه هاي 2+ تقريباً 1/10 و نمونه هاي 3+ تقريباً 1/15 رقيق مي شوند). اگر نيتريت ادرار مثبت باشد، مي بايد بيمار را براي نمونه گيري مجدد با رعايت شرايط نمونه گيري راهنمايي نموده و در صورت تكرار آلودگي نمونه، بيمار جهت مشاوره و لزوم بررسي نتايج كامل ادرار و احتمالاً درخواست كشت به پزشك معرفي گردد.

2 - براي هر آزمايش (نمونه، كنترل و استاندارد) دو لوله در نظر مي گيريم (يكي به عنوان بلانك و ديگري به عنوان آزمايش)

3 - 1.6ml از نمونه ادرار، استاندارد و كنترل را در لوله هاي مربوطه ريخته و سپس 0.4ml از محلول TCA12.5% به همه لوله ها اضافه مي نماييم. به آرامي لوله ها را مخلوط كرده (بهتر است سرلوله ها را با پارافيلم مسدود نموده و با واژگون كردن لوله ها آنها را مخلوط نماييم).

دما در اين مرحله مؤثر بوده و مي بايد بين 23 تا 27 درجه سانتي گراد باشد.

لوله هاي بلانك را بعد از مدت 20 دقيقه به مدت 10 دقيقه با دور 1500 سانتريفوژ مينماييم.

لوله هاي آزمايش را بعد از 35 دقيقه كاملاً مخلوط نموده و جذب نوري آنها را در طول موج 405 يا 450nm در مقابل مايع رويي بلانك مربوطه بدست مي آوريم.

رعايت زمان 35 دقيقه براي اين آزمايش ضروري مي باشد.

محاسبه :

mg/24h پروتئين = ضريب رقت نمونه * حجم ادرار 24 ساعته (ميلي ليتر) * F * جذب نوري آزمايش

   = فاكتور(F)

ارزش استاندارد

-----------------------

OD استاندارد

دامنه مرجع

با توجه به توانائي اين روش براي سنجش مقادير كم پروتئين (حدود 25 ميلي گرم در ليتر پروتئين و بيشتر)، از اين روش مي توان براي غربالگري وضعيت كليوي جمعيتهاي مستعد به بيماري كليوي مانند مبتلايان به ديابت در راستاي بررسي ميكروپروتئينوري استفاده نمود.

در افراد سالم مقدار دفع پروتئين تام تا 150mg/L در ادرار طبيعي مي باشد.

نكات قابل توجه :

* كدورت حاصله از اضافه شدن TCA به ادرار به دليل وجود آلبومين و گلبولين مي باشد.

* هر نمونه بايد در مقابل بلانك مربوط به خود اندازه گيري شود.

PH*  قليايي و پيگمانهاي ادرار باعث ايجاد نتايج مثبت كاذب مي شود.

* دفع پروتئين در ادرار به طور دائم ثابت و مشخص نمي باشد و در دوره هاي24 ساعته تغيير قابل ملاحظه اي دارد. بنابراين براي اندازه گيري پروتئين دفع شده بهتر است از ادرار 24 ساعته استفاده نمود.

* ممكن است بين نتايج بدست آمده از روش كدورت سنجي TCA و بررسي ادرار توسط نوارهاي ادراري تفاوت وجود داشته باشد. مشاهده نتايج منفي يا مقادير كمي پروتئين با نوار ادراري و نتيجه مثبت با روش TCA به طور همزمان ممكن است به دلايل زير باشد :

وجود پروتئين Myeloma (گاما گلبولين و پروتئين بنس جونز) در ادرار.

نمونه هاي غير هموژن به علت استفده از داروهاي خاص مانند Tolmetin و داروهاي ضدالتهاب كه در درمان آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود. متابوليتهاي اين داروها مي تواند باعث ايجاد نتايج مثبت كاذب شود.

 

Reference:

1 - CLINICAL CHEMISTRY / LAWRENCE A.KAPLAN 1989 P: 1062-1064.

2 – TIETZ TEXTBOOK OF CLINICAL CHEMISTRY 1992 P: 717-722.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:16  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

خلاصه بحث هاي بيوشيمي مايعات بدن توسط دكتر دشتي استاد بيوشيمي دانشگاه تهران

 

مايع مغزي نخاعي                                                                              cerebral spinal fluid    

حجم مايع csf 150 ميلي ليتر است كه از اين مقدار 130 ميلي ليتر فضاي زير عنكبوتيه را پر كرده است و 20 ميلي ليتر آن در سيستم بطني است.

توليد و جذب مداوم (turn over) حدودا 500 ميلي ليتر است.

روي سطح مغز سه لايه وجود دارد كه اين سه لايه عبارتند از :

Pia mater……………….arachnoid mater……………………….dura mater

خارجي ترين لايه سطح مغز (dura mater) است

به اين سه لايه روي هم مننژ مي گويند.

سلول هايي به نام choroids plexuses كه اين سلول ها در سيستم بطني قرار گرفتند و مايع مغزي نخاعي را ترشح مي كنند.

 

مايع csf يكسري اعمال مهم را براي ما انجام مي دهد:

1.      حمايت مكانيكي مغز:مغز در مايع csf شناور است. اگر ضربه خيلي شديد باشد صدمه به مغز وارد مي شود اما در ضربه هاي معمولي مايع مغزي نخاعي جلوي آسيب را مي گيرد.

2.      دفع مواد زائد

3.      انتقال پيا مبرهاي شيميايي(نورو ترانسميتر ها)

4.      حفظ محيط شيميايي مغز

 

 

سد خوني مغز                                                                   blood brain                        سد خوني يك سد فيزيو لوژيك است.اين سد اجازه نمي دهد مواد و مولكول ها به راحتي از csf وارد خون شود و يا بالعكس

عبور مواد از bbb بستگي دارد به:

1.      وزن ملكولي

2.      اتصال به پروتئين ها

3.      حلاليت در چربي (bbb يك غشاي حاوي چربي است)

 

 

عوامل موثر بر سد خوني مغزي:

1.      التهاب:وجود التهاب در bbb باعث عبور مواد از اين سد است مثل اثر پني سيلين در التهاب در بيماري مننژيت

2.      ايجاد رگهاي جديد

3.      كودكان زير 6 ماه: چون bbb درست عمل نمي كند بنابراين بر عبور مواد اثر مي گذارد

4.      مسموميت:سموم به علت ايجاد التهاب بر bbb تاثير مي گذارند چون باعث ايجاد واكنش هاي ايمني مي شود.

5.      استروئيد هاي آدرنال و هورمون هاي تيروئيدي:مقادير نرمال اين هورمون ها باعث عملكرد نرمال اين سد مي شود.

 

نمونه گيري:

در نمونه گيري از lumbar puncture استفاده مي شود.محل قرار گيري بين مهره 3 كمري و 4 مي باشد.

با سر سرنگ 2-1 ميلي ليتر csf را مي كشيم.اگر اين مقدار خوني باشد ممكن است در مسير رگها پاره شده باشند و يا ممكن است csf‌واقعا خوني باشد در دو صورت اين 2-1 ميلي ليتر را دور ميريزيم و دوباره نمونه گيري مي كنيم.

حداكثر مقدار برداشت csf‌10 ميلي ليتر است كه در ظرف هاي استريل جمع آوري مي شود

بهترين زمان براي انجام آزمايش درست بعد از نمونه گيري است!!!!!!!!!!!!

براي نگهداري csf حداكثر زمان 30 دقيقه است

 

تركيبات نرمال در csf :

  1. ميزان قند 100-45 ميلي گرم درصد است.
  2. ميزان پروتئين 45-10 ميلي گرم درصد است.
  3. ph آن 7.31 است.
  4. از نظر شفافيت و رنگ همانند آب مي باشد.

 

 

عوامل موثر بر شفافيت csf:

  1. حالتهاي پاتولوژيك:مانند جراحي و يا عفونت
  2. حالت گزانتو كروميك: حالتي است كه در آن ذرات خون را در csf‌داريم. 6 ساعت بعد از ضربه مغزي حالت گزانتو كروميا ايجاد مي شود. در اين حالت csf‌ابتدا قرمز سپس صورتي و در نهايت زرد مي شود
  3. اگر ميزان مصرف كاروتيد ها (مثل آب هويج) زياد باشد وارد csf شده و csf‌ را نارنجي ميكند

 

                                                                                                                                                       ادامه دارد..........

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:31  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

اي نگاهت نخي از مخمل و ابريشم                                         چند وقت است كه هر شب به تو مي انديشم

 

به تو آري به تو اي منظر دور                                                  به همان سبز صميمي به همان باغ بلور

 

به همان سايه همان وهم همان تصويري                               كه سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري

 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم                                   يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

 

نفس هاي تو در سايه سنگين سكوت                                 به سخن هاي تو با لهجه شيرين سكوت

 

شبي چند است آفت جانم شده است                                  اول اسم كسي ورد زبانم شده است

 

در من انگار يك نفر در پي انكار من است                          يك نفر مثل خودم تشنه ديدار من است

 

يك نفر سبز چنان سبز كه از سبزيش                              مي توان پس زد از احساس خود تا دل خويش

 

آي بي رنگ تر از آيينه يك لحظه بايست                        راستي آن شبح حاشيه تصوير تو نيست

 

حتم دارم كه تويي آن شبح آيينه پوش                          عاشقي جرم قشنگي است به انكار مكوش

 

آري آن سايه كه شب آفت جانم شده بود                     آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود

 

اينك از پشت دل آيينه پيدا شده است                         و تماشا گه اين خيل تماشا شده است

 

آن الفباي دبستاني دلخواه تويي                                   عشق من آن شبح شاد شبانگاه تويي

 

 

شاعر:بهروز ياسمي

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:26  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

نقرس ديگر بيماري ثروتمندان نيست؛
مصرف نوشابه‌هاي شيرين و بدون الكل خطر ابتلا به نقرس را تشديد مي‌كند

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - عمومي

در حالي كه از مدت‌ها پيش تصور مي‌شد، نقرس بيماري ثروتمندان است اما مطالعات جديد نشان داده است؛ مصرف نوشيدني‌هاي بدون الكل و شيرين، خطر ابتلا به اين بيماري را در تمام افراد افزايش مي‌دهد.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، گروهي از پژوهشگران بين‌المللي با انجام اين مطالعه گسترده دريافتند كه مصرف زياد نوشابه‌هاي بدون الكل و آب ميوه‌هايي كه شيرين هستند، خطر ابتلا به نقرس را كه يك بيماري دردناك مفصلي است، تشديد مي‌كند.

به گفته متخصصان؛ اين اولين و بزرگترين مطالعه‌اي است كه تاكنون براي كشف اين ارتباط صورت گرفته است.

اين پژوهشگران دريافتند كه مصرف بالاي فروكتوز، نوعي قند موجود در نوشابه‌هاي شيرين، ‌خطر ابتلا به نقرس را دو برابر بيشتر مي‌كند.

اين مطالعات از سوي پژوهشگران دانشگاه بيريتيش كلمبيا انجام گرفته و طي آن بيش از 46 هزار مرد بالاي 40 سال بدون هيچ سابقه ابتلا به نقرس طي 12 سال گذشته و مقدار استفاده آنها از آب ميوه و نوشابه‌هاي بدون الكل قندي مورد آزمايش و بررسي قرار گرفت.

اين گروه از پژوهشگران دريافتند كه خطر بروز نقرس در مرداني كه در روز دو قوطي يا بيشتر نوشابه مي‌نوشند، 85 درصد بيشتر از آنهايي است كه كمتر از يك نوبت در ماه از اين نوشيدني‌ها را مصرف مي‌كنند.

لازم به ذكر است كه اين تاثير نامطلوب در مرداني كه از نوشابه‌هاي بدون قند (رژيمي) استفاده مي‌كردند، مشاهده نشد.

نتايج اين تحقيق در مجله بيريتيش مديكال منتشرشده است.

نقرس بيماري است كه خود را با علايم افزايش اسيداوريك خون، التهاب مفصلي دردناك و رسوب كريستال‌هاي اورات سديم و سنگ‌هاي كليوي اسيداوريكي نشان مي‌دهد.

شايع‌ترين علامت بيماري نقرس در كنار افزايش سطح اسيداوريك خون، التهاب مفصلي دردناك است. همان طور كه گفته شده معمولا به صورت درد در مفصل اندام تحتاني و در درجه اول انگشت شست پا است كه البته ساير محل‌هاي درگير به ترتيب شيوع بعد از مفصل انگشت شست پا، مي‌تواند مچ پا،‌ پاشنه‌ها، زانوها، مچ انگشتان دست‌ها و آرنج باشد.

به گفته متخصصان؛ داشتن وزن ايده‌آل و رژيم غذايي مطلوب و مناسب مي‌تواند تا حدود زيادي، بيماران را از مصرف دارو و عوارض حاصل از بيماري محفوظ نگه دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:1  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

پايان كابوس قطع پاي ديابتي، رهاورد تازه محققان ايراني
داروي زخم پاي ديابتي 14 بهمن رونمايي مي‌شود

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - عمومي

داروي جديد درمان پاي ديابت كه براي نخستين بار در جهان از سوي پژوهشگران ايراني ساخته شده است يكشنبه هفته آينده مصادف با چهاردهم بهمن ماه و همزمان با ايام مبارك دهه فجر رونمايي مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين دارو كه براي نخستين بار در ايران و جهان ساخته شده مي‌تواند در درمان زخم پاي ديابت كه از عوارض هزينه بر و طاقت فرساي بيماري است و ممكن است منجر به قطع پاي بيمار شود تاثيرگذار باشد.

به گزارش ايسنا، زخم پاي ديابت حتي در موارد قابل درمان نيازمند صرف هزينه و زمان 2 تا 5 ماهه است كه اين امر بيماران ديابتي را با مشكلات بسياري مواجه مي‌كند.

در اين زمينه مدير كل روابط عمومي وزارت بهداشت به ايسنا گفت: داروي درمان پاي ديابت هيچ گونه عارضه جانبي ندارد و پس از دو هفته تاثيرات مثبت خود را نمايان مي‌كند.

دكتر عباس زارع نژاد خاطرنشان كرد: تاثيرات اين دارو بلند مدت است و حتي پس از اتمام دوره درمان نيز باقي مي‌ماند.

مراسم رونمايي درمان پاي ديابت در تالار بيمارستان امام خميني (ره) و با حضور معاون علمي رييس جمهور، وزير بهداشت، روساي دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي برگزار مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:57  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران 

در ابتدای نيمه ی قرن بيستم ، محصول ايمنی همورال يعنی آنتی بادی ها يکی از نقاط عطف در مقوله ی روش های سنجش را بوجود آوردند . آنتی باديها با اتصال ويژه به آناليتی که بر ضد آنها تهيه شده اند ، به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش های ويژه و سريع در اختيار محققان قرار گرفتند . روش هايی که از آنتی باديها به عنوان فاکتور شناساگر بهره می گيرند ، روش های سنجش ايمنی نام دارند .

تمامی سنجش های ايمنی که بر اساس واکنش تعادلی و غير کووالانسی بين ايمونوگلوبولين و آناليت ها بنا شده اند ، در اصل از مهمترين روش های سنجش اتصال ليگاند به شمار می آيند . بر هم کنش آنتی بادی با آناليت عمدتاً از نوع هيدروژنی و واندروالس است . اين بر هم کنش ناشی از مکمل بودن شکل فضايی ناحيه متغير آنتی بادی با بخشی از ساختمان آناليت می باشد . اغلب ، آنتی بادی های پلی کلونالی که در سنجش های ايمنی بکار می روند از نوع IgG هستند .

بر هم کنش ميان آناليت و آنتی بادی فيزيکی است ، يعنی تغيير شيميايی در ساختمان آناليت يا آنتی بادی بوجود نمی آيد . به هر حال واکنش ويژه ميان آناليت و آنتی بادی اساس کليه روش های سنجش ايمنی می باشد . به منظور رديابی واکنش مذبور از سيگنال دهنده های مختلفی بهره گرفته اند . مثلاًاستفاده از ماده ی راديو اکتيو سنجش های RIA ، IRMA و استفاده از سيگنال دهنده های آنزيمی سنجش های EIA ، IEMA را بوجود آورده است .

 

·        اساس روش های سنجش ايمنی

 

شناسايی آناليت ، اولين مرحله در اين نوع سنجش محسوب می شود . اين عمل توسط آنتی بادی انجام می پذيرد . به عبارتی ، جزء لا ينفک هر سنجش ايمنی واکنش ميان آنتی ژن و آنتی بادی است . در محدوده ی معينی از غلظت آنتی ژن و آنتی بادی انجام واکنش منجر به تشکيل رسوب قابل رويت ( قبل يا بعد از رنگ آميزی ) می گردد . اما در اغلب موارد ، قبل و بعد از انجام واکنش آنتی ژن و آنتی بادی تغيير قابل مشاهده ای وجود ندارد ، به همين دليل وجود سيستم نشانه گذاری ضروری به نظر می رسد . نوع طبقه بندی سنجش های ايمنی آنزيمی بر اساس نوع نشاندار سازی است .

همانطو که اشاره شد در اين روش نيز می توان جهت رديابی واکنش ، آنتی ژن و ِيا آنتی بادی را با آنزيم نشاندار ساخت . به عمل نشاندار سازی ، کونژوگاسيون و به مولکول آنزيم دار ، کونژوگه ی آنزيمی نيز می گويند . چنانچه آنتی ژن کونژوگه گردد روش را EIA ( Enzyme Immuno Assay ) گويند و اگر آنتی بادی کونژوگه گردد روش را IEMA ( Immuno Enzymo Meteric Assay ) می نامند .

اساس روش EIA  ، رقابت ميان آنتی ژن کونژوگه و آنتی ژن آزاد در نمونه مورد سنجش بر سر اتصال به آنتی بادی است . در اينجا ميزان کمپلکس آنزيم دار با آنتی ژن آزاد رابطه معکوس دارد . لذا می توان بسته به نياز آنتی بادی های پلی و يا مونو کلونال استفاده کرد . البته در برخی سنجش ها آنتی بادی های اليگو کلونال پاسخ بهتری ايجاد می کنند . چنانچه چند نوع آنتی بادی مونو کلونال را با هم مخلوط کنيم ، مجموعه حاصله را آنتی بادی اليگو کلونال می نامند .

 

·        مزايای IEMA نسبت به EIA :

 

1- سادگی نشان دار کردن             4 – سرعت بيشتر واکنش       

2 - افزايش حساسيت                 5 – محدوده ی وسيع تر از غلظت آناليت

3 - ويژگی بالاتر                     6 – مقاومت بيشتر در برابرشرايط آزمايش

 

اجازه دهيد به برخی از مزايای روش های سنجش ايمنی آنزيم دار نسبت به سنجش ايمنی راديو اکتيو اشاره ای داشته باشيم :

 

1 – عدم وجود خطر تشعشع              5 – امکان اتوماسيون

2 – قيمت ارزانتر دستگاه ها             6 – سرعت خوانش بالا

3 – معرف های ارزان                   7 – امکان افزايش حساسيت روش

4 – نيمه عمر طولانی کيت های آنزيمی

 

شايد اولين گزارش در مورد تداخل در سنجش ايمنی در مورد هپاتيت B توسط Sgouris مطرح شد . وی در سنجش آنتی ژن مذکور اغلب دچار خطای مثبت کاذب می شد . در اين تحقيق ، مشکل با افزايش سرم حاوی ايمونوگلوبولين های طبيعی حل شد . به

دنبال اين گزارش گروهی از محققان به بررسی عميق تداخلات در سنجش های ايمنی و

و رفع آنها پرداختند. محققانی چون Kroli ، Elin ، Chapman سهم زيادی در اين زمينه داشته اند .

 

·        متغير ها قبل از سنجش

 

تمامی عواملی که قبل از انجام آزمايش و زمان انتخاب نوع نمونه ، شيوه نمونه گيری نگهداری و ارسال آن بر نتيجه سنجش تاثير داشته باشند را متغير های قبل از سنجش گويند

اين متغير ها بر دو نوع هستند:

1 – متغير های وابسته به بيمار           2 – متغير های وابسته به نمونه

توجه داشته باشيد که عواملی مانند زمان نامناسب نمونه گيری يا فاکتور های محيطی مانند سيگار کشيدن هر چند که آزمايش را تحت تاثير قرار می دهند اما به عنوان عامل مداخله گر نيستند .

 

·        متغير های وابسته به نمونه

 

محکم بستن يا طولانی شدن مدت تورنيکت بر روی وريدها باعث افزايش فشار و خروج مايعات از وريدها به فضای ميان بافتی گرديده ، غلظت برخی از آناليت ها را افزايش می دهد مثلاً اين شرايط باعث 5% افزايش در ميزان پروتئين فرد می شود و به تبع آنها ليگاندهای متصل به آنها نيز افزايش ميابد .

ماهيت نمونه : تقريباً تمام سنجش های ايمنی از سرم به عنوان نمونه مورد بررسی استفاده می کنند . در مواردی که بيمار نياز به آزمايشاتی مانند CBC دارد وجود پلاسما آزمايشگر را تشويق می کند تا از نمونه گيری مجدد پرهيز کند و از پلاسما به عنوان نمونه مورد سنجش استفاده نمايد . هر چند در اغلب سنجش های ايمنی تفاوتی ميان نتايج سرم و پلاسما وجود ندارد اما به هر حال با توجه به تفاوت زمينه ( Matrix ) اين دو نمونه ، اعتبار جايگزينی پلاسما به جای سرم بايد اثبات شده باشد .

استفاده از پلاسمايی که از ليتيم هپارين ( Li . Hep ) به عنوان ضد انعقاد در مورد آن استفاده شده در اکثر موارد قابل قبول است اما در مورد پلاسمايی که از EDTA به عنوان ضد انعقاد استفاده کرده اند بايد با احتياط بيشتری رفتار شود . آلودگی نمونه ها می تواند منشا خطا در سنجش باشد .

وجود غلظت های بالای هموگلوبين در نمونه های هموليز با بر هم کنش پروتئينی در به تعادل رسيدن واکنش آنتی ژن _ آنتی بادی تداخل ايجاد کرده ، زمان به تعادل رسيدن را افزايش می دهد .

اغلب آناليت ها پايداری خوبی دارند و حتی اگر گويچه های خونی از سرم جدا نشوند می توان بسته به نوع آناليت چند روز اين نمونه را در دمای 4 درجه سانتی گراد نگهداری نمود . به عنوان مثال هورمون های ، TSH ،  FT4 ، PRL ، LH ، FSH و PSA در نمونه سرمی به مدت دو هفته در دمای 4 درجه سانتی گراد پايدار می مانند .

 

·        تاثير معرف ها ( Reagents Effect )

 

قدرت يونی و PH بافر ها بسيار مهم است . خصوصاً زمانی که از آنتی بادی های مونوکلونال با PH ايزوالکتريک بين 5 تا 9 استفاده می شود . استفاده از PH و قدرت يونی مناسب ، اتصال غير ويژه به جداره ظرف واکنش را به حداقل می رساند . معمولاً در بافرها از مقدار کمی پروتئين و دترژان برای کاهش اتصال غير ويژه بهره گرفته می شود و اين عمل به افزايش دقت کمک می کند . استفاده از جابجا کننده ها ( Displacers ) سبب جدا شدن مولکول های آنتی بادی با اتصال ضعيف می شود . از آنجائيکه آنتی بادی ها معمولاً با پيوند غير کووالانس به سطوح جامد متصل می شوند ، استفاده از مقادير کنترل شده دترژان به کم شدن اتصالات غير ويژه کمک می کند اما اگر ميزان آن از حد معينی بيشتر شود سبب دناتوره شدن آنتی بادی ها و جدا شدن آنها از سطوح جامدی  می شود که بر روی آن تثبيت شده اند.

برخی از دترژان ها به دليل مسير واکنش سنتزشان ، حاوی پراکسيدهايی می باشند که قادر به تخريب واکنش آنتی ژن _ آنتی بادی هستند . از آنجائيکه محيط های بافر اغلب برای رشد ميکروارگانيسم ها بسيار مناسب هستند ، در صورتيکه ترکيبات نگهدارنده به محيط افزوده نشود مورد هجوم ساپروفيت ها و باکتری ها قرار می گيرند اما بايد مراقب بود که برخی از اين نگهدارنده ها مانند آزيد سديم در بخش های ايمنی آنزيمی که از پراکسيداز ها استفاده می کنند ، مهار کننده محسوب می شوند .

 

·        تاثير پروتئين ها :

 

مهمترين پروتئين هايی که سبب تداخل در برخی از سنجش های ايمنی می شوند ،عبارتنداز

آلبومين ، فاکتور روماتوئيد ، کمپلمان ، ليزوزيم و فيبرينوژن .

 

·        پروتئين های هورمون گير داخلی :

 

اينگونه پروتئين های هورمون گير با غلظت های متفاوت در تمام سرم ها و پلاسما ها وجود داشته ، می توانند منشا تداخل در سنجش های ايمنی باشند . هم نوع و هم غلظت اين  پروتئين ها تحت تاثير عوامل ارثی و اکتسابی قرار دارند . از ميان اين پروتئين ها آلبومين اهميت زيادی دارد چرا که هم بيشترين غلظت را داشته و هم به طيف وسيعی از آناليت ها از جمله هورمون ها متصل می گردد . برخی از پروتئين های هورمون گير عبارتند از :

1 ) گلوبولين تيروکسين گير؛ 2 ) گلوبولين کورتيکو استروئيد گير ؛ 3 ) گلوبولين گيرنده هورمون جنسی ؛ 4 ) آلبومين ؛ 5 ) پره آلبومين ؛ 6 ) ترنسفرين

يکی از رايج ترين و کارامد ترين روش های جدا سازی در سنجش های ناهمگون استفاده از فاز جامد يا تثبيت يکی از کمپلکس می باشد . با تثبيت آنتی ژن يا آنتی بادی ، کمپلکس به فاز جامد متصل می ماند ، لذا باشستشویساده مولکول سيگنال دهنده آزاد از محيط خارج می شود . تاکنون از فاز های جامد متعددی استفاده شده است :

1) دانه های ( Beads ) پلی استيرن ؛ 2 ) لوله های پلی استيرنی با چاهک های ( Wells ) مربوطه ؛ 3 ) سلولز ؛ 4 ) نايلون ؛ 5 ) ذرات مغناطيسی

روش های فوق بسيار ساده و عملی می باشند اما جذب غير اختصاصی مولکول نشاندار يکی از مشکلات اصلی می باشد که خوشبختانه با استفاده از محلول های شستشو گر حاوی املاح دترژان اين مشکل نيز تا حدود زيادی برطرف شده و در مواردی تثبيت آنتی بادی با کاهش فعاليت آن همراه است . اين موضوع کاربرد اين روش را کمی محدود می سازد .

 

·        طبقه بندی الايزا :

 

سيستم الايزا بر اساس شيوه شناسی تشخيصی به چند گروه تقسيم می شود که عبارتند از :

1 – الايزای مستقيم  ( Direct ELISA ) :

 

در اين روش آنتی ژن يا آنتی بادی موجود در نمونه که بايد تشخيص داده شود بطور

مستقيم بر سطح فاز جامد کوت می شود و سپس آنتی بادی يا آنتی ژن مکمل آن نشاندار شده است به سيستم اضافه می شود . در صورت وجود آنتی ژن يا آنتی بادی مورد نظر در نمونه سيگنال مناسب ايجاد می شود . اين روش کاربرد چندانی در کيت های تشخيصی ندارد و بيشتر در کاهای تحقيقاتی استفاده می شود .

 

2 – الايزای غير مستقيم ( Indirect ELISA ) :

 

اين روش برای تعيين آنتی بادی اختصاصی و يا تيتراسيون آنتی بادی در نمونه های سرم مورد استفاده قرار می گيرد . اساس آزمايش بدين نحو است که معمولاً سرم رقيق شده به آنتی ژن های کوت شده در فاز جامد ( ميکروول يا چاهک ) اضافه می شود . آنتی ژن کوت شده آنتی ژن اختصاصی مربوط به آنتی بادی است که قرار است در نمونه رد يابی شود ، پس از افزودن نمونه و طی زمان انکوباسيون و يک مرحله شستشو آنتی هيومن گلوبولين نشاندار شده با آنزيم به چاهک اضافه می شود بر حسب اينکه چه کلاسی از آنتی بادی برای رديابی اهميت دارد نوع آنتی هيومن مورد استفاده نيز متفاوت است مثلاً برای رديابی آنتی بادی کلاس IgG از آنتی هيومن IgG و برای رديابی کلاس IgA از آنتی هيومن IgA استفاده می شود . بهترين مثالها در مورد اين روش تعيين آنتی بادی بر عليه توکسوپلاسما ، روبلا ، ويروس سيتومگال و هليکوباکتر پيلوری از کلاس IgM ، IgA و IgG در سرم می باشد .

 

3 – الايزای ساندويچ :

روش ساندويچ الايزا خود به دو دسته تقسيم می شود :

 

الف ) روش Ag Capture يا Ab sandwich :

در اين روش يک آنتی ژن در بين دو آنتی بادی اختصاصی قرار می گيرد ، اين روش شايع ترين روش الايزا محسوب می شود ، در اين روش از يک  آنتی بادی برای به دام انداختن آنتی ژن بر روی چاهک های الايزا استفاده می شود و آنتی بادی دوم که با آنزيم نشاندار شده است به عنوان شناساگر عمل می کند .

قابل ذکر است که در اين روش آنتی ژن بايد دارای دو ناحِيه آنتی ژنيک متفاوت باشد تا قادر به اتصال به هر دو آنتی بادی باشد ، مثال های بارز اين روش اندازه گيری ،TSH  ، LH ،  FSH ، PSA ، HCG و ...

ب ) روش Antibody Capture :

 

·        Ag Sandwich or Direct Ab Capture :

 

اين روش برای تعيين سنجش آنتی بادی مورد استفاده قرار می گيرد بدين صورت که از يک آنتی ژن کوت شده بر روی فاز جامد به دام انداختن آنتی بادی اختصاصی آن استفاده می شود و همان آنتی بادی از طريق بازوی ديگر خود ( Fab ) پذيرای همان آنتی ژن اما به صورت نشاندار می باشد ، در نتيجه آنتی بادی اختصاصی در بين دو آنتی ژن ساندويچ می گردد . در اين روش تعيين آنتی بادی توتال از هر کلاس ايمونوگلوبولين ميسر است و يکی از اختصاصی ترين و حساس ترين روش ها برای تشخيص آنتی بادی در نمونه است . مثال بارز اين روش کيت اندازه گيری آنتی بادی بر عليه پلاسموديوم ويواکس و ترپونما پاليدوم و HBsAb می باشد.

 

4 – الايزای رقابتی يا مهاری

 

در روش های رقابتی اساس سنجش بر رقابت دو آنتی ژن يا دو آنتی بادی ( که يکی از آن دو نشاندار است ) برای اتصال ليگاند با مقدار محدود استوار است اگر هردو آناليت نشاندار و غير نشاندار با هم به سيستم اضافه شوند روش را رقابتی می نامند ولی چنانچه ابتدا آناليت اضافه شده و پس از يک دوره انکوباسيون آناليت نشاندار اضافه گردد روش را مهاری يا بلاکينگ می نامند . در روش مهاری ممکن است در بين دو مرحله و قبل از اضافه نمودن آناليت بعدی شستشو انجام شود يا انجام نشود ، مثال بارز روش های رقابتی و مهاری سنجش T4 و T3 می باشد .انواع روش هاای رقابتی عبارتند از :

 

الف ) روش سنجش رقابتی يا مهاری برای آنتی ژن :

 

اساس اين روش بر رقابت بين آنتی ژن نشاندار و آنتی ژن موجود در نمونه برای اتصال به يک آنتی بادی اختصاصی کوت شده در چاهک استوار است . در اين روش مقدار آنتی بادی کوت شده بايد محدود باشد و ملکول سيگنال دهنده همان آنتی ژن نشاندار است ، اساس روش RIA و EIA کلاسيک همين روش است .

در اين روش منحنی پاسخ – دوز به صورت معکوس خواهد بود ،  بدين معنی که آناليت نشاندار در حضور مقادير زيادی از آناليت غير نشاندار موجود در نمونه کمتر به آنتی بادی متصل می شود و در نتيجه سيگنال کمتری هم وجود خواهد آمد .

در برخی از موارد نشاندار کردن روی خصوصيات هاپتن اثر می گذارد در نتيجه در روش رقابتی برای تعيين آنتی ژن از يک آنتی بادی نشاندار استفاده می شود ، در اين از سنجش ها اين مطلب ضروری است که فاز جامد توسط آنتی ژن با مقدار کم و ثابت پوشيده می شود ، در اين روش آناليت موجود در نمونه با آناليت کوت شده در چاهک برای اتصال به آنتی بادی نشاندار رقابت می کند . در اينجا هم منحنی استاندارد معکوس است ، از اين روش بيشتر برای سنجش ايمنی به روش کمی لومينسانس استفاده می شود .

 

ب ) روش رقابتی برای آنتی بادی :

 

در اين روش رقابت بين دو آنتی بادی يکی در نمونه به صورت غير نشاندار و يکی به صورت نشاندار شده با آنزيم برای اتصال به يک آنتی ژن کوت شده در چاهک صورت می پذيرد ، بديهی است که هر چه مقدار آنتی بادی نمونه بيشتر باشد آنتی بادی نشاندار کمتری به چاهک ها متصل شده و سيگنال نيز کمتر خواهد بود و در نتيجه منحنی استاندارد نيز معکوس می باشد ، شاخص ترين مثال برای اين روش اندازه گيری آنتی بادی بر ضد HBc ( HBc Ab ) است .

 

·        وسايل شستشو

شستشو به دو صورت دستی و اتوماتيک صورت می گيرد .

 

1 – روش دستی :

ساده ترين روش برای شستشو ريختن مايع شستشو با پی پت بر روی چاهک ها و در ادامه خالی کردن آنها بر روی سينک می باشد . ولی اين روش وقتی که تعداد پليت ها زياد باشد بسيار طاقت فرساست . از سوی ديگر ، امروزه دستگاه های شوينده 8 و يا 12 کاناله که به پمپ اتصال می يابند وارد بازار شده اند که عموماً نيز دارای دو نيدل می باشند ؛ يکی برای ريختن و ديگری برای خالی کردن محلول شستشو.

اين دستگاه ها بسيار موثر و تقريباً سريع بوده و توسط افراد مجرب مورد استفاده قرار می گيرند.

 

2 – شستشوی اتوماتيک :

دستگاه های اتوماتيک به اشکال مختلفی وجود دارند . برخی از آنها 8 يا 12 کاناله بوده و برخی ديگر کل پليت را شستشو می دهند . بعضی از اين دستگاه ها تک سوزنه و بعضی دو سوزنه هستند که در انواع تک سوزنه تمامی اقدامات توسط همان سوزن صورت می گيرد . ولی در دستگاه های دو سوزنه يک سوزن بطور دائم در حال مکش است تا چنانچه مايع شوينده بيشتری در هنگام پر کردن وارد چاهک ها شد ، آنرا خالی نمايد.

 

·        الايزا ريدر يا خوانشگر الايزا (  ELISA Reader ) :

 

امروزه انواع مختلفی از خوانشگرها برای پليت ها ی الايزا در بازار موجود می باشند  اکثر اين خوانشگرها يک ستونی و يا 96 خانه (يک پليتی ) بوده و اکثراً اتوماتيک و تعداد اندکی نيز دستی هستند .

اين دستگاه ها در قسمت سيستم نوری خود از فيبرهای نوری بهره می برند .

در بسياری از خوانشگرها سيستم تک موج يا دو موج ( Dual beam ) بچشم می خورد که در سيستم اخير تصحيح جذب نوری جهت برطرف سازی نقص سيستم نوری ، تغييرات چاهک به چاهک حجم نهايی در چاهک ها بطور اتوماتيک صورت می گيرد . اين عمل توسط نوع خاصی از فيلترتحت عنوان فيلترهای افتراقی (Filters Differential) صورت می گيرد . در دستگاه های خوانشگر انتخاب طول موج توسط فيلترها و يا گريدها صورت می گيرد . گريد ها ساختارهايی هستند که با تابيده شدن نور به آنها ، تنها نور با طول موج خاصی ازآنها ساطع می شود .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:30  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

" واکنش زنجیره ی پلیمراز "

 

اين تکنِِيک در اواسط دهه ی 1980 بوسيله ی کری موليس معرفی شد . به دليل کاربردها و مزيت های بسيار زياد آن به سرعت در زيست شناسی مولکولی گسترش پيدا کرد . امروزه اين روش تقريباً در تمامی آزمايشگاهها ی زيست مولکولی جزو کارهای متداول می باشد و به صورت اتوماتيک بوسيله ی کامپيوتر انجام می شود.

اين تکنيک تمامی مشکلات قبلی در زيست مولکولی که ناشی  از عدم دسترسی به مقادير زياد از DNA يکسان بود را برطرف کرد . برای مثال قبلاً برای بدست آوردن نسخه های متعدد از يک ژن خاص می بايست اين
ژن را به داخل حامل مناسب وارد کرده و در يک باکتری تکثير کنند ولی امروزه اين کار را به سادگی و با استفاده از
PCR انجام می دهند.

PCR از نظر اصول عملی تشابه زيادی به همانند سازی DNA دارد و در واقع برگرفته از آن است . ياد آوری می شود که DNA پليمراز DNA تک رشته ای را از جهت

      3َ به عنوان الگو مورد استفاده قرار می دهد ورشته مکمل را در جهت 3َ     

می سازد . همچنين DNA پليمراز برای شروع احتياج به يک قطعه اوليه ( شناساگر ) دارد .

برای انجام PCR ، DNA پليمراز ، نوکلئوتيد تری فسفات ها و پرايمر لازم هستند . از آنجائيکه DNA دو رشته ای است ، دو نوع پرايمر در PCR مورد نياز است . اين دو پرايمر دو عمل انجام می دهند ، اول اينکه محل ژنی که بايد تکثير شود را مشخص می نمايند و دوم اينکه اندازه ی قطعات تکثير شونده را تعيين می کنند . عمل اول کاملاَ مشخص است ، در مورد عمل دوم بايد گفت که وقتی اين دو شناساگر به دو ناحيه ی مختلف DNA و به سمت هم قرار می گيرند DNA پليمراز تنها قطعات را در بين اين دو ناحيه همانند سازی می کند و به اين ترتيب طول قطعات ساخته شده تعيين می شود .

برای شروع PCR ، DNA الگو ، پرايمر ها و نوکلئوتيد تری فسفات ها و DNA پليمراز در يک لوله با هم مخلوط می شوند . سپس لوله را گرم می کنند تا دو رشته DNA از هم جدا شوند . سپس لوله را سرد می کنند تا پرايمر ها به نواحی مورد نظر متصل شوند و DNA پليمراز شروع به همانند سازی از روی DNA بنمايد . بعد از مدت زمان لازم برای همانند سازی بار ديگر پرايمر ها به نواحی مکمل خود متصل شوند . چون در مرحله ی قبل رشته DNA در ناحيه مورد نظر مضاعف شده است ، در اين مرحله چهار رشته ی الگو برای همانند سازی وجود دارد و در نتيجه در پايان اين مرحله

 

 

چهار نسخه از ژن مورد نظر حاصل می شود . بار ديگر سيستم گرم می شود و در اينجا هشت نسخه بوجود مي آيد ، و در مرحله ی بعد 16 نسخه و به همين صورت بطور تصاعدی تعداد نسخه های ژن ها زياد می شود .

در ابتدای طراحی PCR  از آنزيم DNA پليمراز E.coli استفاده شد ولی اين آنزيم به حرارت حساس می باشد و بنابراين پس از هر بار حرارت دادن محيط واکنش تا دمای 94 درجه ی سانتی گراد ، افزودن دوباره ی آنزيم تازه به محيط لازم بود . يکی از مهم ترين کشفيات در اين زمينه اين بود که باکتريهای چشمه های آب گرم دارای DNA پليمراز هايی هستند که نسبت به حرارت مقاوم بوده و حتی در دمای بالا فعاليت بهتری دارند . برای مثال باکتری  Thermus  aquaticus دارای DNA پليمرازی است که در دمای 94 درجه ی سانتی گراد کاملاَ پايدار است و همچنين دمای اپتيمم عمل آن نيز 72 درجه ی سانتی گراد می باشد ، اين DNA پليمراز که بطور خلاصه Taq پليمراز ناميده می شود باعث شد که براحتی PCR به صورت اتوماتيک انجام شود و با افزودن يکبار آنزيم Taq پليمراز ديگر نيازی به اضافه کردن مجدد آن نباشد .

مزيت بسيار مهم ديگر Taq پليمراز افزايش حساسيت و دقت PCR می باشد . در دمای پايين ( 30 درجه سانتی گراد ) ( که برای DNA پليمراز E.coli بکار می رفت ) پرايمر ها ممکن است به جايگاههايی که توالی تا حدودی مشابه دارند نيز متصل شوند ، زيرا در دمای پايين تعداد کمتری پيوند هيدروژنی برای اتصال پرايمر ها نياز است . بنابراين پرايمر ها با اتصال به نواحی نسبتاَ مشابه ، باعث ايجاد اشتباه در انجام مراحل PCR می شوند . ولی وقتی که واکنش در دمای 72 درجه ( دمای اپتيمم فعاليت Taq پليمراز )  انجام شود اتصال پرايمر ها به نواحی غير از ناحِيه ی اصلی کاهش می يابد . به اين صورت پس از پايان PCR رشته های DNA کاملاَ مشابه و خالص بدست خواهد آمد .

برای ديدن قطعات تکثير شده DNA می توان براحتی از الکتروفورز برای ژل آگاروز و رنگاميزی اتيديوم برومايد استفاده کرد .

 

 

 

 

·         کاربردهای PCR :

 

تکنيک PCR کاربردهای نا محدودی در عرصه های مختلف زيست مولکولی دارد ، علت اصلی اين امر اين است که DNA الگوی بکار رفته در PCR را می توان از منابع مختلف تامين کرده و مورد استفاده قرار داد .

بطور کلی PCR به دو منظور اصلی بکار می رود :

1 – تهيه ی  نسخه های متعدد از يک ژن

2 – بررسی حضور يا عدم حضور يک ژن خاص در يک قطعه DNA

 

·        تهيه ی نسخه های متعدد از يک ژن :

 

برای اين کار بجای اينکه هر دو پرايمر مورد نياز برای PCR را به يک ميزان به محيط واکنش اضافه کنند ، يکی از پرايمر ها را به تعداد کمتر پرايمر ديگر را به تعداد بيشتر اضافه می کنند . در هنگام انجام PCR ، در ابتدا هر دو رشته با هم همانند سازی می کنند ولی پس از تمام شدن يکی از پرايمر ها فقط رشته ديگر که هنوز پرايمر آن وجود دارد ساخته می شود و به همين دليل نسخه های بيشتری از اين رشته بوجود می آيد. پس از پايان PCR چند نسخه DNA دو رشته ای از ژن مورد نظر ايجاد خواهد شد که می توان به طور مستقيم در روش سانجر بکار برد .

مثال ديگری از کاربردهای PCR بررسی پيوستگی ژنها و تعيين فاصله ی بين ژنها بر روی کروموزومهای انسان است . در ژنتيک برای تعيين فاصله ی بين ژنها از بررسی تعداد نوترکيبها به نسبت فنوتيپ والدين استفاده می شود . اين روش برای مگس سرکه که زادآوری آن در هر نسل بسيار زياد و دوره ی رشد آن نيز کوتاه است به راحتی قابل انجام است ولی در مورد انسان که زاده های آن در هر نسل بسيار محدود و با فاصله ی زمانی زياد می باشد ، اين بررسی هابه سختی و با محدوديت بسيار انجام می گيرد . ولی امروزه دانشمندان با استفاده از PCR روش جديدی را برای اين کار پيدا کرده اند . برای اين کار از بررسی آللهای موجود در يک اسپرم استفاده می شود . از آنجائيکه اسپرمها هاپلوئيد بوده و در هر اسپرم از هر کروموزوم يک عدد وجود دارد ، با بررسی همزمان دو ژن بر روی يک کروموزوم و تعيين ميزان نوترکيبی بين اين دو ژن می توان فاصله ی ژنتيکی بين دو ژن را تعيين کرد . در واقع از نظر ژنتيکی بررسی 1000 اسپرم با بررسی 1000 فرزند يک خانواده برابر است . با استفاده از اين روش ثابت شده است که ميزان نوترکيبی کروموزومها در مردها با ميزان نوترکيبی در زنها متفاوت است .

 

·    بررسی حضور يا عدم حضور يک ژن خاص در مخلوطی از DNA :

 

به جرات می توان گفت که اين کاربرد دوم PCR مهمترين کاربرد آن و علت اصلی

گسترش روزافزون آن در کليه ی شاخه های علوم زيست مولکولی است . تعدادی از اين کاربردها عبارتند از :

 

الف ) تشخيص قبل از تولد بيماريهای ژنتيکی :

 

در اين روش تعدادی از سلولهای جنين را استخراج کرده و با پرايمر اختصاصی برای يک ژن بيماری مجاور مي کنند ، همچنين بطور جداگانه با پرايمر ژن سالم نيز مجاور می کنند و PCR انجام می دهند . پس از پايان PCR تفسير آزمايش چنين خواهد بود : اگر در هردو لوله سنتز DNA انجام شود ، جنين يک ژن سالم و يک ژن بيمار دارد يعنی حامل است ولی بيمار نيست . اگر سنتز DNA فقط در لوله ای که شناساگر مخصوص ژن بيمار وجود دارد انجام شود جنين بيمار است و بايد سقط شود . اگر سنتز DNA فقط در لوله ای که حاوی شناساگر ژن سالم است انجام شود ، جنين کاملاَ سالم است .

امروزه بسياری از بيماريهای ژنتيکی مانند هموفيلی ، کم خونی داسی شکل ، سيستيک فيبروزيز (Cystic Fibrosis ) ، تالاسمی ، سندرم لش – نيهان ، ديستروفی عضلانی دوشن ، فاويسم ، فنيل کتون اوری و غيره را می توان به کمک PCR تشخيص داد.

 

ب ) تعيين جنسيت جنين :

 

برای اين کار تعدادی از تخمک های زن را خارج مي کنند و در شرايط آزمايشگاهی با اسپرمها آميزش می دهند و هر يک از سلولهای تخم تشکيل شده را بطور جداگانه کشت می دهند تا اينکه جنين به مرحله ی 10 سلولی برسد . سپس از هر جنين يک سلول را جدا کرده و همراه با پرايمرهای اختصاصی برای کروموزوم y در لوله PCR وارد می کنند.سپس PCR و در پايان الکتروفورز انجام می شود . در هر يک از لوله ها که جنين نر ( يعنی کروموزوم y ) وجود داشته باشد ، سنتز DNA صورت می گيرد و در لوله ی ديگر نه . حال جنسيت تمامی جنين ها مشخص می باشد و می توان به اختيار خود پسر يا دختر را انتخاب کرده و جنين مورد نطر را به مادر انتقال داد . امروزه تکنيک فوق علاوه بر تعيين جنسيت برای خانواده هايی که در معرض خطر بيماريهای وابسطه به X ( مانند هموفيلی ) هستند نيز استفاده می شود . به اين صورت که جنين ها ی اوليه را از نظر وجود ژن بيمار با استفاده از پرايمر اختصاصی  آن مورد بررسی قرار می دهند و جنين سالم را به مادر منتقل می کنند .

شايد باورنکردنی باشد که تمامی مراحل بالا يعنی استخراج تخمک از مادر ، لقاح ، تکثير ، PCR و انتقال مجدد به مادر در مدت زمان يک روز قابل انجام است .

راه ديگر تعيين جنسيت جنين استفاده از خون مادر است . در طی دوران بارداری مقداری از سلولهای جنين وارد خون مادر می شوند . حال اگر PCR برای قطعه ی    DYZl ( در حدود 5000 نسخه از اين قطعه بر روی کروموزوم y قرار دارد ) بر روی خون مادر انجام شود و جواب مثبت باشد چون مادر کروموزوم y ندارد پس اين ژن مربوط به کروموزوم y جنين است و جنس جنين نر تعيين می شود .

 

·         بررسی عفونت های باکتريايی و ويروسی :

 

هم اکنون در بعضی از آزمايشگاهها از PCR برای تشخيص ايدز استفاده می کنند. برای اين کار از خون محيطی نمونه گيری می کنند و از توالی های اختصاصی ويروس HIV نيز به عنوان شناساگر استفاده می کنند ، سنتز DNA نشان دهنده ی عفونت ايدز است.

استفاده ديگر PCR در تشخيص بيماری سل می باشد . مايکوباکتريوم توبرکلوزيس يک باکتری بسيار کند رشد است و رشد معمولی آن در آزمايشگاه حدود 20 روز طول می کشد. در PCR بيماری سل از نمونه ی خلط فرد بيمار به همراه پرايمرهايی که برای توالی خاص مايکوباکتريومهای مکمل می باشند ، مورد استفاده قرار می گيرد . پس از انجام PCR قطعات DNA بدست آمده در مجاورت شناساگرهای اختصاصی برای سوشهای مختلف مايکوباکتريومها قرار می گيرد و به اين صورت گونه و سوش آن تشخيص داده می شود .

 

·         تشخيص جهش ها و سرطان ها :

 

در هر سلول معمولاَ از يک ژن فقط يک نسخه وجود دارد ، و در صورتی که اين ژن دچار جهش شود بررسی اين جهش بسيار مشکل خواهد بود ، زيرا در سلولهای انسان پيدا کردن يک ژن در ميان کل ژنوم انسان ، همانند پيدا کردن سوزن در انبار کاه خواهد بود و پس از پيدا کردن ژن جهش يافته نيز به دليل محدوديت نسخه های اين ژن بررسی کميت و کيفيت جهش در آن مشکل خواد بود .

ولی امروزه PCR کار را بسيار راحت نموده است . کافی است که يک سالم و يک سلول جهش يافته بطور جداگانه برای يک ژن خاص تحت PCR  قرار گيرند و محصولات حاصل با هم مقايسه شوند . به اين ترتيب به راحتی می توان محل جهش ، نوع جهش و هر نوع اطلاعات لازم ديگر را به دست آورد .

استفاده ديگر PCR در بررسی مراحل درمانی سرطان می باشد . داروهای مورد استفاده در درمان سرطان داروهای سيتوتوکسيک می باشد که عوارض جانبی بسيار زيادی به همراه دارند. به همين دليل نيز سرطان شناسان مايل اند که از مراحل بهبودی سرطان اطلاع داشته باشند تا به محض از بين رفتن سلول بدخيم درمان را متوقف نمايند ، ولی در صورتی که بهبودی کامل حاصل نشده باشد ، احتمال عود مجدد بيماری وجود خواهد داشت. با استفاده از PCR دقت تعيين سلولهای سرطانی بسيار بالا می رود که اهميت آن ناگفته پيداست و به همين دليل PCR منفی را می توان به معنای بهبودی کامل در نظر گرفت .

 

·         تعيين تواليهای کروموزومی انسان در سلولهای هيبريدی ( هتروکاريونها ) :

 

يکی از تکنيکهای بررسی ژنوم انسان ، تلفيق ( هيبريد کردن ) هسته های سلولهای انسانی با سلولهای حيوانات ديگر مثلاَ موش است . پس از انجام تلفيق دو هسته ، کروموزومهای انسان به تدريج حذف می شوند ، تا اينکه نهايتاَ يک کروموزوم در درون هسته هيبريدی باقی می ماند . حال گاهی به منظور بررسی های بيشتر لازم می شود که اين قسمتهای ژنوم انسان تکثير شوند ، مثلاَ وقتی که يک ژن خاص مورد بررسی قرار می گيرد . برای اين کار ازنوع خاصی از PCR که به Alu-PCR معروف است استفاده می شود.

در اين روش از پرايمرهايی استفاده می شود که مکمل تواليهای بسيار تکراری ژنوم ها می باشد ، اين توالی های 300 جفت بازی که گاهی تا 900000 بار در ژنوم انسان و ديگر پستانداران تکرار می شود را تکرارهای Alu می نامند . اين توالی ها بسيار متغير می باشند ولی در انسان قسمتی از اين توالی ها اختصاصی و ثابت است و به همين دليل به راحتی می توان از آن برای تکثير قطعات DNA که بين دو تکرار توالی Alu قرار دارند استفاده کرد . سپس اين DNA را می توان خارج نمود و از نظر نوع پروتئين مورد سنتز و يا تعيين توالی و غيره مورد بررسی قرار داد . مهمترين استفاده روش فوق تعيين مکان ژنتيکی ژنهای مختلف برروی کروموزومهای انسان است که تا قبل از اين روش تقريباَ

نا ممکن ويا بسيار مشکل بود .

 

·         مشکلات PCR :

 

با تمامی مزيت های فوق PCR مشکلات خاص خود را دارد . مهمترين مشکل PCR آلودگی نمونه های مورد بررسی است . به دليل حساسيت فوق العاده و قدرت تکثير زياد PCR هر قطعه DNA خارجی که وارد محيط PCR شود ، مورد تکثير قرار گرفته و نتايج عجيب و دور از واقعيتی به وجود خواهد آورد . برای مثال در مورد تحقيقی که در تعيين جنسيت با استفاده از خون مادران باردار بيان شد ، در بين جوابها يک مورد مثبت کاذب برای يکی از زنان غير باردار که به عنوان شاهد منفی استفاده شده بود ، وجود داشت . پس از بررسی معلوم شد که تعداد ناچيزی از سلولهای پوست يکی از کارکنان مرد آزمايشگاه وارد لوله ی PCR شده است . گاهی نيز باقيمانده ی قطعات DNA حاصل از تکثير DNA های قبلی باعث آلودگی PCR می شود که در اين مورد شستشوی زياد و دقيق مشکل گشا است .

 

 

 

        واکنش زنجيره ی پليمراز نسخه برداری معکوس :  RT-PCR

 

واکنش زنجيره پليمراز نسخه برداری معکوس ( RT-PCR ) تعديلی از واکنش زنجيره پليمراز PCR ) ) برای تقويت اطلاعات محتوی اسيد ريبو نوکلئيک (RNA ) توسط تبديل آن به DNA و سپس تقويت آن می باشد . رشته ی RNA در ابتدا به صورت معکوس به مکمل DNA خود يا DNA مکمل نسخه برداری می شود و با تقويت DNA حاصله با استفاده از واکنش زنجيره پليمراز دنبال می گردد . اين می تواند يک فرآيند 1 يا 2 مرحله ای باشد .

واکنش زنجيره پليمراز خودش فرآيندی است که برای تقويت نمونه های DNA بکار می رود ، از طريق پليمراز DNA با واسطه ی حرارت .

PCR نسخه برداری معکوس نبايد با واکنش زنجيره پليمراز زمان واقعی که غالباَ به صورت RT-PCR خريد و فروش می شود ، اشتباه شود .

 

 برگرفته از :www.yaabolfasl.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 1:6  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بازديد كنندگان محترم

فرا رسيدن عيد سعيد غدير خم را به تمامي مسلمين مخصوصا شما عزيزان تبريك مي گويم.

جواد سلطاني

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:2  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

با عرض پوزش در اولین فرصت متن فارسی  واكنش زنجيره پليمراز روي وبلاگ قرار مي گيرد.
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 23:59  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

Polymerase chain reaction

From Wikipedia, the free encyclopedia

(Redirected from PCR)
Jump to: navigation, search
A strip of eight PCR tubes, each containing a 100μl reaction.

The polymerase chain reaction (PCR) is a technique widely used in molecular biology. It derives its name from one of its key components, a DNA polymerase used to amplify (i.e., replicate) a piece of DNA by in vitro enzymatic replication. As PCR progresses, the DNA thus generated is itself used as template for replication. This sets in motion a chain reaction in which the DNA template is exponentially amplified. With PCR it is possible to amplify a single or few copies of a piece of DNA across several orders of magnitude, generating millions or more copies of the DNA piece. PCR can be performed without restrictions on the form of DNA, and it can be extensively modified to perform a wide array of genetic manipulations.

Almost all PCR applications employ a heat-stable DNA polymerase, such as Taq polymerase, an enzyme derived from the bacterium Thermus aquaticus. This DNA polymerase enzymatically assembles a new DNA strand from DNA building blocks, the nucleotides, using single-stranded DNA as template and DNA oligonucleotides (also called DNA primers) required for initiation of DNA synthesis. The vast majority of PCR methods use thermal cycling, i.e., alternately heating and cooling the PCR sample to a defined series of temperature steps. These different temperature steps are necessary to bring about physical separation of the strands in a DNA double helix (DNA melting), and permit DNA synthesis by the DNA polymerase to selectively amplify the target DNA. The power and selectivity of PCR are primarily due to selecting primers that are highly complementary to the DNA region targeted for amplification, and to the thermal cycling conditions used.

Developed in 1983 by Kary Mullis,[1] PCR is now a common and often indispensable technique used in medical and biological research labs for a variety of applications. These include DNA cloning for sequencing, DNA-based phylogeny, or functional analysis of genes; the diagnosis of hereditary diseases; the identification of genetic fingerprints (used in forensics and paternity testing); and the detection and diagnosis of infectious diseases. Mullis won the Nobel Prize for his work on PCR.[2]


Contents

[hide]

[edit] PCR principle and procedure

Figure 1a: An old thermal cycler for PCR
Figure 1a: An old thermal cycler for PCR
Figure 1b: A very old three-temperature thermal cycler for PCR
Figure 1b: A very old three-temperature thermal cycler for PCR

PCR is used to amplify specific regions of a DNA strand (the DNA target). This can be a single gene, a part of a gene, or a non-coding sequence. Most PCR methods typically amplify DNA fragments of up to 10 kilo base pairs (kb), although some techniques allow for amplification of fragments up to 40 kb in size.[3]

A basic PCR set up requires several components and reagents.[4] These components include:

  • DNA template that contains the DNA region (target) to be amplified.
  • One or more primers, which are complementary to the DNA regions at the 5' (five prime) and 3' (three prime) ends of the DNA region.
  • a DNA polymerase such as Taq polymerase or another DNA polymerase with a temperature optimum at around 70°C.
  • Deoxynucleotide triphosphates (dNTPs), the building blocks from which the DNA polymerases synthesizes a new DNA strand.
  • Buffer solution, providing a suitable chemical environment for optimum activity and stability of the DNA polymerase.
  • Divalent cations, magnesium or manganese ions; generally Mg2+ is used, but Mn2+ can be utilized for PCR-mediated DNA mutagenesis, as higher Mn2+ concentration increases the error rate during DNA synthesis[5]
  • Monovalent cation potassium ions.

The PCR is commonly carried out in a reaction volume of 15-100 μl in small reaction tubes (0.2-0.5 ml volumes) in a thermal cycler. The thermal cycler allows heating and cooling of the reaction tubes to control the temperature required at each reaction step (see below). Thin-walled reaction tubes permit favorable thermal conductivity to allow for rapid thermal equilibration. Most thermal cyclers have heated lids to prevent condensation at the top of the reaction tube. Older thermocyclers lacking a heated lid require a layer of oil on top of the reaction mixture or a ball of wax inside the tube.

[edit] Procedure

Figure 2: Schematic drawing of the PCR cycle. (1) Denaturing at 94-96°C. (2) Annealing at ~65°C (3) Elongation at 72°C. Four cycles are shown here.

The PCR usually consists of a series of 20 to 35 repeated temperature changes called cycles; each cycle typically consists of 2-3 discrete temperature steps. Most commonly PCR is carried out with cycles that have three temperature steps (Fig. 2). The cycling is often preceded by a single temperature step (called hold) at a high temperature (>90°C), and followed by one hold at the end for final product extension or brief storage. The temperatures used and the length of time they are applied in each cycle depend on a variety of parameters. These include the enzyme used for DNA synthesis, the concentration of divalent ions and dNTPs in the reaction, and the melting temperature (Tm) of the primers.[6]

  • Initialization step: This step consists of heating the reaction to a temperature of 94-96°C (or 98°C if extremely thermostable polymerases are used), which is held for 1-9 minutes. It is only required for DNA polymerases that require heat activation by hot-start PCR.[7]
  • Denaturation step: This step is the first regular cycling event and consists of heating the reaction to 94-98°C for 20-30 seconds. It causes melting of DNA template and primers by disrupting the hydrogen bonds between complementary bases of the DNA strands, yielding single strands of DNA.
  • Annealing step: The reaction temperature is lowered to 50-65°C for 20-40 seconds allowing annealing of the primers to the single-stranded DNA template. Typically the annealing temperature is about 3-5 degrees Celsius below the Tm of the primers used. Stable DNA-DNA hydrogen bonds are only formed when the primer sequence very closely matches the template sequence. The polymerase binds to the primer-template hybrid and begins DNA synthesis.
  • Extension/elongation step: The temperature at this step depends on the DNA polymerase used; Taq polymerase has its optimum activity temperature at 75-80°C,[8][9] and commonly a temperature of 72°C is used with this enzyme. At this step the DNA polymerase synthesizes a new DNA strand complementary to the DNA template strand by adding dNTP's that are complementary to the template in 5' to 3' direction, condensing the 5'-phosphate group of the dNTPs with the 3'-hydroxyl group at the end of the nascent (extending) DNA strand. The extension time depends both on the DNA polymerase used and on the length of the DNA fragment to be amplified. As a rule-of-thumb, at its optimum temperature, the DNA polymerase will polymerize a thousand bases in one minute.
  • Final elongation: This single step is occasionally performed at a temperature of 70-74°C for 5-15 minutes after the last PCR cycle to ensure that any remaining single-stranded DNA is fully extended.
  • Final hold: This step at 4-15°C for an indefinite time may be employed for short-term storage of the reaction.
Figure 3: Ethidium bromide-stained PCR products after gel electrophoresis. Two sets of primers were used to amplify a target sequence from three different tissue samples. No amplification is present in sample #1; DNA bands in sample #2 and #3 indicate successful amplification of the target sequence. The gel also shows a positive control, and a DNA ladder containing DNA fragments of defined length for sizing the bands in the experimental PCRs.
Figure 3: Ethidium bromide-stained PCR products after gel electrophoresis. Two sets of primers were used to amplify a target sequence from three different tissue samples. No amplification is present in sample #1; DNA bands in sample #2 and #3 indicate successful amplification of the target sequence. The gel also shows a positive control, and a DNA ladder containing DNA fragments of defined length for sizing the bands in the experimental PCRs.

To check whether the PCR generated the anticipated DNA fragment (also sometimes referred to as the amplimer or amplicon), agarose gel electrophoresis is employed for size separation of the PCR products. The size(s) of PCR products is determined by comparison with a DNA ladder (a molecular weight marker), which contains DNA fragments of known size, run on the gel alongside the PCR products (see Fig. 3).

[edit] PCR optimization

Main article: PCR optimization

In practice, PCR can fail for various reasons, in part due to its sensitivity to contamination causing amplification of spurious DNA products. Because of this, a number of techniques and procedures have been developed for optimizing PCR conditions.[10][11] Contamination with extraneous DNA is addressed with lab protocols and procedures that separate pre-PCR reactions from potential DNA contaminants.[4] This usually involves spatial separation of PCR-setup areas from areas for analysis or purification of PCR products, and thoroughly cleaning the work surface between reaction setups. Primer-design techniques are important in improving PCR product yield and in avoiding the formation of spurious products, and the usage of alternate buffer components or polymerase enzymes can help with amplification of long or otherwise problematic regions of DNA.

[edit] Application of PCR

[edit] Isolation of genomic DNA

PCR allows isolation of DNA fragments from genomic DNA by selective amplification of a specific region of DNA. This use of PCR augments many methods, such as generating hybridization probes for Southern or northern hybridization and DNA cloning, which require larger amounts of DNA, representing a specific DNA region. PCR supplies these techniques with high amounts of pure DNA, enabling analysis of DNA samples even from very small amounts of starting material.

Other applications of PCR include DNA sequencing to determine unknown PCR-amplified sequences in which one of the amplification primers may be used in Sanger sequencing, isolation of a DNA sequence to expedite recombinant DNA technologies involving the insertion of a DNA sequence into a plasmid or the genetic material of another organism. PCR may also be used for genetic fingerprinting; a forensic technique used to identify a person or organism by comparing experimental DNAs through different PCR-based methods.

Some PCR 'fingerprints' methods have high discriminative power and can be used to identify genetic relationships between individuals, such as parent-child or between siblings, and are used in paternity testing (Fig. 4). This technique may also be used to determine evolutionary relationships among organisms.

Figure 4: Electrophoresis of PCR-amplified DNA fragments. (1) Father. (2) Child. (3) Mother. The child has inherited some, but not all of the fingerprint of each of its parents, giving it a new, unique fingerprint.

[edit] Amplification and quantitation of DNA

Because PCR amplifies the regions of DNA that it targets, PCR can be used to analyze extremely small amounts of sample. This is often critical for forensic analysis, when only a trace amount of DNA is available as evidence. PCR may also be used in the analysis of ancient DNA that is thousands of years old. These PCR-based techniques have been successfully used on animals, such as a forty-thousand-year-old mammoth, and also on human DNA, in applications ranging from the analysis of Egyptian mummies to the identification of a Russian Tsar[12].

Viral DNA can likewise be detected by PCR. The primers used need to be specific to the targeted sequences in the DNA of a virus, and the PCR can be used for diagnostic analyses or DNA sequencing of the viral genome. The high sensitivity of PCR permits virus detection soon after infection and even before the onset of disease. Such early detection may give physicians a significant lead in treatment. The amount of virus ("viral load") in a patient can also be quantified by PCR-based DNA quantitation techniques (see below).

Quantitative PCR methods allow the estimation of the amount of a given sequence present in a sample – a technique often applied to quantitatively determine levels of gene expression. Real-time PCR is an established tool for DNA quantification that measures the accumulation of DNA product after each round of PCR amplification.

[edit] Variations on the basic PCR technique

  • Allele-specific PCR: This diagnostic or cloning technique is used to identify or utilize single-nucleotide polymorphisms (SNPs) (single base differences in DNA). It requires prior knowledge of a DNA sequence, including differences between alleles, and uses primers whose 3' ends encompass the SNP. PCR amplification under stringent conditions is much less efficient in the presence of a mismatch between template and primer, so successful amplification with a SNP-specific primer signals presence of the specific SNP in a sequence.[13] See SNP genotyping for more information.
  • Assembly PCR: Assembly PCR is the artificial synthesis of long DNA sequences by performing PCR on a pool of long oligonucleotides with short overlapping segments. The oligonucleotides alternate between sense and antisense directions, and the overlapping segments determine the order of the PCR fragments thereby selectively producing the final long DNA product.[14]
  • Asymmetric PCR: Asymmetric PCR is used to preferentially amplify one strand of the original DNA more than the other. It finds use in some types of sequencing and hybridization probing where having only one of the two complementary stands is required. PCR is carried out as usual, but with a great excess of the primers for the chosen strand. Due to the slow (arithmetic) amplification later in the reaction after the limiting primer has been used up, extra cycles of PCR are required.[15] A recent modification on this process, known as Linear-After-The-Exponential-PCR (LATE-PCR), uses a limiting primer with a higher melting temperature (Tm) than the excess primer to maintain reaction efficiency as the limiting primer concentration decreases mid-reaction.[16]
  • Colony PCR: Bacterial colonies (E.coli) can be rapidly screened by PCR for correct DNA vector constructs. Selected bacterial colonies are picked with a sterile toothpick and dabbed into the PCR master mix or sterile water. The PCR is started with an extended time at 95˚C when standard polymerase is used or with a shortened denaturation step at 100˚C and special chimeric DNA polymerase.[17]
  • Helicase-dependent amplification: This technique is similar to traditional PCR, but uses a constant temperature rather than cycling through denaturation and annealing/extension cycles. DNA Helicase, an enzyme that unwinds DNA, is used in place of thermal denaturation.[18]
  • Hot-start PCR: This is a technique that reduces non-specific amplification during the initial set up stages of the PCR. The technique may be performed manually by heating the reaction components to the melting temperature (e.g., 95˚C) before adding the polymerase.[19] Specialized enzyme systems have been developed that inhibit the polymerase's activity at ambient temperature, either by the binding of an antibody[7] or by the presence of covalently bound inhibitors that only dissociate after a high-temperature activation step. Hot-start/cold-finish PCR is achieved with new hybrid polymerases that are inactive at ambient temperature and are instantly activated at elongation temperature.
  • Intersequence-specific (ISSR) PCR: a PCR method for DNA fingerprinting that amplifies regions between some simple sequence repeats to produce a unique fingerprint of amplified fragment lengths.[20]
  • Inverse PCR: a method used to allow PCR when only one internal sequence is known. This is especially useful in identifying flanking sequences to various genomic inserts. This involves a series of DNA digestions and self ligation, resulting in known sequences at either end of the unknown sequence.[21]
  • Ligation-mediated PCR: This method uses small DNA linkers ligated to the DNA of interest and multiple primers annealing to the DNA linkers; it has been used for DNA sequencing, genome walking, and DNA footprinting. [22]
  • Methylation-specific PCR (MSP): The MSP method was developed by Stephen Baylin and Jim Herman at the Johns Hopkins School of Medicine,[23] and is used to detect methylation of CpG islands in genomic DNA. DNA is first treated with sodium bisulfite, which converts unmethylated cytosine bases to uracil, which is recognized by PCR primers as thymine. Two PCR reactions are then carried out on the modified DNA, using primer sets identical except at any CpG islands within the primer sequences. At these points, one primer set recognizes DNA with cytosines to amplify methylated DNA, and one set recognizes DNA with uracil or thymine to amplify unmethylated DNA. MSP using qPCR can also be performed to obtain quantitative rather than qualitative information about methylation.
  • Multiplex-PCR: The use of multiple, unique primer sets within a single PCR reaction to produce amplicons of varying sizes specific to different DNA sequences. By targeting multiple genes at once, additional information may be gained from a single test run that otherwise would require several times the reagents and more time to perform. Annealing temperatures for each of the primer sets must be optimized to work correctly within a single reaction, and amplicon sizes, i.e., their base pair length, should be different enough to form distinct bands when visualized by gel electrophoresis.
  • Nested PCR: increases the specificity of DNA amplification, by reducing background due to non-specific amplification of DNA. Two sets of primers are being used in two successive PCR reactions. In the first reaction, one pair of primers is used to generate DNA products, which besides the intended target, may still consist of non-specifically amplified DNA fragments. The product(s) are then used in a second PCR reaction with a set of primers whose binding sites are completely or partially different from and located 3' of each of the primers used in the first reaction. Nested PCR is often more successful in specifically amplifying long DNA fragments than conventional PCR, but it requires more detailed knowledge of the target sequences.
  • Quantitative PCR (Q-PCR): is used to measure the quantity of a PCR product (preferably real-time). It is the method of choice to quantitatively measure starting amounts of DNA, cDNA or RNA. Q-PCR is commonly used to determine whether a DNA sequence is present in a sample and the number of its copies in the sample. The method with currently the highest level of accuracy is Quantitative real-time PCR. It is often confusingly known as RT-PCR (Real Time PCR) or RQ-PCR. QRT-PCR or RTQ-PCR are more appropriate contractions. RT-PCR commonly refers to reverse transcription PCR (see below), which is often used in conjunction with Q-PCR. QRT-PCR methods use fluorescent dyes, such as Sybr Green, or fluorophore-containing DNA probes, such as TaqMan, to measure the amount of amplified product in real time.
  • RT-PCR: (Reverse Transcription PCR) is a method used to amplify, isolate or identify a known sequence from a cellular or tissue RNA. The PCR is preceded by a reaction using reverse transcriptase to convert RNA to cDNA. RT-PCR is widely used in expression profiling, to determine the expression of a gene or to identify the sequence of an RNA transcript, including transcription start and termination sites and, if the genomic DNA sequence of a gene is known, to map the location of exons and introns in the gene. The 5' end of a gene (corresponding to the transcription start site) is typically identified by a RT-PCR method, named RACE-PCR, short for Rapid Amplification of cDNA Ends.
  • TAIL-PCR: Thermal asymmetric interlaced PCR is used to isolate unknown sequence flanking a known sequence. Within the known sequence TAIL-PCR uses a nested pair of primers with differing annealing temperatures; a degenerate primer is used to amplify in the other direction from the unknown sequence.[24]
  • Touchdown PCR: a variant of PCR that aims to reduce nonspecific background by gradually lowering the annealing temperature as PCR cycling progresses. The annealing temperature at the initial cycles is usually a few degrees (3-5˚C) above the Tm of the primers used, while at the later cycles, it is a few degrees (3-5˚C) below the primer Tm. The higher temperatures give greater specificity for primer binding, and the lower temperatures permit more efficient amplification from the specific products formed during the initial cycles.[25]
  • PAN-AC: This method uses isothermal conditions for amplification, and may be used in living cells.[26][27].

[edit] History

A 1971 paper in the Journal of Molecular Biology by Kleppe and co-workers first described a method using an enzymatic assay to replicate a short DNA template with primers in vitro.[28] However, this early manifestation of the basic PCR principle did not receive much attention, and the invention of the polymerase chain reaction in 1983 is generally credited to Kary Mullis [29][30].

At the core of the PCR method is the use of a suitable DNA polymerase able to withstand the high temperatures of >90°C (>195°F) required for separation of the two DNA strands in the DNA double helix after each replication cycle. The DNA polymerases initially employed for in vitro experiments presaging PCR were unable to withstand these high temperatures. So the early procedures for DNA replication were very inefficient, time consuming, and required large amounts of DNA polymerase and continual handling throughout the process.

A 1976 discovery of Taq polymerase a DNA polymerase purified from the thermophilic bacterium, Thermus aquaticus, which naturally occurs in hot (50 to 80 °C (120 to 175 °F)) environments[8] paved the way for dramatic improvements of the PCR method. The DNA polymerase isolated from T. aquaticus is stable at high temperatures remaining active even after DNA denaturation,[9] thus obviating the need to add new DNA polymerase after each cycle. This allowed an automated thermocycler-based process for DNA amplification.

At the time he developed PCR in 1983, Mullis was working in Emeryville, California for Cetus Corporation, one of the first biotechnology companies. There, he was responsible for synthesizing short chains of DNA. Mullis has written that he conceived of PCR while cruising along the Pacific Coast Highway one night in his car.[29] He was playing in his mind with a new way of analyzing changes (mutations) in DNA when he realized that he had instead invented a method of amplifying any DNA region through repeated cycles of duplication driven by DNA polymerase. Mullis has credited the psychedelic drug LSD for his invention of the technique.[31]

In Scientific American, Mullis summarized the procedure: "Beginning with a single molecule of the genetic material DNA, the PCR can generate 100 billion similar molecules in an afternoon. The reaction is easy to execute. It requires no more than a test tube, a few simple reagents, and a source of heat."[32] He was awarded the Nobel Prize in Chemistry in 1993 for his invention,[2] seven years after he and his colleagues at Cetus first put his proposal to practice. However, some controversies have remained about the intellectual and practical contributions of other scientists to Mullis' work, and whether he had been the sole inventor of the PCR principle. (see main article: Kary Mullis)

[edit] Patent wars

The PCR technique was patented by Cetus Corporation, where Mullis worked when he invented the technique in 1983. The Taq polymerase enzyme was also covered by patents. There have been several high-profile lawsuits related to the technique, including an unsuccessful lawsuit brought by DuPont. The pharmaceutical company Hoffmann-La Roche purchased the rights to the patents in 1992 and currently holds those that are still protected.

A related patent battle over the Taq polymerase enzyme is still ongoing in several jurisdictions around the world between Roche and Promega. The legal arguments have extended beyond the life of the original PCR and Taq polymerase patents, which expired on March 28, 2005.[33]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 23:57  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

بهترین ارزوها برای هم کلاسی های عزیزم

فرا رسیدن عید سعید قربان و شب یلدا رو به همتون تبریک می گویم و برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم.                                                                  جواد سلطانی

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 1:13  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

سئوالات ایمنی آزمون کارشناسی ارشد ایمنی سال 86 - 1385

 
1 - کدامیک از سایتوکاین های زیر پروتئین Stat-6 که مسئول تمایز سلول های Th2 و سویچ سلول های B به IgE است را فعال می کند؟
1) IL-4
2) IL-6
3) IL-8
4) IL-10
2 - همه موارد زیر به عنوان نقش CD55); DAF) و CD35); CR1) محسوب می شود بجز:
1) جداسازی سریع C2a از C4b
2) جداسازی سریع Bb از C3b
3) تخریب سریع C3 کانورتاز
4) تخرییب سریع C5 کانورتاز
3 - کدامیک از موارد زیر در مورد اینتگرین ها صحیح نمی باشد؟
1) بر اساس زنجیره b به زیر خانواده هایی تقسیم می شوند.
2) دو زنجیره b و a توسط پیوندهای غیر کووالان به هم متصل می شوند.
3) زنجیره b در هر زیر خانواده ثابت ولی زنجیره a متغیر است.
4) از دو رشته همسان a و b تشکیل شده اند.
4 - کدام پروستاگلاندین بر اثر تجزیه PGH2 در ریه ایجاد شده موجب انبساط و افزایش نفوذپذیری عروق و جدا شدن پلاکت ها از یکدیگر می شود؟
1) PGI2
2) PFD2
3) PGG2
4) aPGF2
5 - کدامیک از سیتوکاین های زیر جهت بقاء لنفوسیت های بکر (Naive) مورد نیازند؟
1) IL-2
2) IL-4
3) IL-7
4) IL-15
6 - با چه روشی می توان ژن های کدکننده TCR در سلول های T بالغ را Knocked out (حذف) کرد؟
1) روش Cre-Lox
2) Targeted Point Mutation
3) روش TUNNEL
4) RT-PCR
7 - کدامیک از سلول های زیر مهمترین نقش را در ارائه آنتی ژن به لنفوسیت های B بر عهده دارند؟
1) Interdigitating Dendritic cells
2) Follicular Dendritic cells
3) Macrophages
4) B Lymphocytes
8 - کدامیک از مارکرهای زیر در شناسایی Lymphoid Dendritic cells از Myeloid Dendritic cells به کار می رود؟
1) CD8a
2) Sca-1
3) CD9
4) D16b
9 - کدامیک از تغییرات زیر به هنگام تبدیل یک سلول T Naive به یک سلول افکتور روی می دهد؟
1) افزایش بروز L-Selectin
2) کاهش بروز E-Selectin
3) افزایش بروز CD44
4) افزایش بروز CCR7
10 - در مهار سلول های B کدامیک از کلاس های ایمونوگلوبولینی نقش مهمتری دارند؟
1) IgA
2) IgE
3) IgG
4) IgM
11 - نقش یوبیکوئیتین در پردازش پروتئین های سیتوزولی چیست؟
1) چین های پروتئین ها را قبل از ورود به پروتئازوم از هم باز می کند.
2) موجب تجزیه پروتئین ها به پپتیدهایی می شود که مناسب اتصال با شکاف MHC-I هستند.
3) پپتیدهای آنتی ژن را به درون رتیکولوم آندوپلاسمیک حمل می کند.
4) Invarient chain را از داخل شکاف MHC-II خارج می کند.
12 - کدام گزینه در مورد سلول های NK اشتباه است؟
1) در اثر IL-2 فعال می شوند.
2) در پاسخ ایمنی از نوع ADCC مشارکت دارند.
3) عمل کشندگی آنها محدود به MHC است.
4) در سطح خود، مولکول CD16 را دارند.
13 - عملکرد اصلی CD6 چیست؟
1) موجب اتصال لنفوسیت های Th به سلول آلوده به ویروس می شود.
2) موجب اتصال لنفوسیت های T به سلول های اپی تلیال در تیموس می شود.
3) به عنوان Co-Receptor در سطح لنفوسیت های B ایفای نقش می کند.
4) ساختمان و عملی شبیه به CD1 دارد.
14 - برای فعال شدن لنفوسیت های B توسط لنفوسیت T همکاری کلیه مولکول های زیر لازم است، بجز:
1) اتصال CD40 در سطح لنفوسیت B با CD40 Ligand در سطح لنفوسیت T
2) اتصال B7 در سطح لنفوسیت B با CD28 در سطح لنفوسیت T
3) اتصال ICAM-1 در سطح لنفوسیت B با LFA1 در سطح لنفوسیت T
4) اتصال VCAM-1 در سطح لنفوسیت B با ICAM-1 در سطح لنفوسیت T
15 - علت بروز بیماری گرانولوماتوز مزمن چیست؟
1) کاهش فاکتور 3 سیستم کمپلمان
2) کاهش برخی از انواع ایمونوگلوبولین ها
3) عدم کارآیی نوتروفیل ها در کشتن باکتری های بلعیده شده
4) نقص در کموتاکسی
16 - کدامیک از میتوژن های زیر به طور مستقیم و بدون نیاز به کمک سلول های T، موجب تحریک سلول های B می شوند؟
1) Pokeweed mitogen
2) Staphylococcal protein A
3) Phytohemagglutinin
4) Concanavalin A
17 - از رنگ Nitro Blue Tetrazolium در بررسی کدامیک از عملکردهای نوتروفیل استفاده می شود؟
1) دگرانولاسیون
2) قدرت بلع سلول ها
3) کشتن درون سلولی
4) کموتاکسی
18 - کدامیک از سیتوکین ها نقش مهمی را در مراحل اولیه تکامل لنفوسیت های T و B بازی می کنند؟
1) اینترفرون گاما
2) IL-8
3) IL-7
4) IL-13
19 - همه موارد زیر در مورد LFA1 صحیح است، بجز:
1) دارای سه نوع لیگاند از نوع ICAM می باشد.
2) موجب اتصال سلول T به APC می باشد.
3) مهم ترین اینتگرین b1 می باشد.
4) روی بسیاری از سلول های خون ساز وجود دارد.
20 - با انتخاب گزینه مناسب محل استقرار سلول های (Folicular Dendritic Cells (FDC را در گره لنفاوی مشخص کنید؟
1) Mantle zone
2) Marginal Zone
3) Germinal Center
4) Corticomedulary Junction
21 - شبکه عروقی (High Endotelial Venules (HEV در همه بافت های لنفاوی یافت می شود ، بجز:
1) Lymph Node
2) Peyer's Patch
3) Spleen
4) Tonsils
22 - کدامیک از گیرنده های کموکاینی زیر موجب تجمع لنفوسیت های T Naive و سلول های دندریتیک در پاراکورتکس گره لنفاوی می شود؟
1) CXCR4
2) CCR2
3) CCR7
4) CCR1
23 - کدامیک از لوکوس های HLA دارای فراوانی آللی بیشتری است؟
1) HLA-A
2) HLA- B
3) HLA-DP
4) H LA-DQ
24 - شکاف MHC کلاس I از ترکیب کدام دومین های مولکول تشکیل می شود؟
1) a1 -a2
2) a2 - a3
3) a1 - b2M
4) a2 -b2M
25 - بیان مولکول MHC کلاس I توسط کدام سایتوکاین افزایش می یابد؟
1) IL-4
2) IL-15
3) IFN-g
4) TNF-a
26 - با انتخاب گزینه درست مولکول و سیتوکاین مهاری پاسخ ایمنی را مشخص کنید؟
1) IFN-g/CD28
2) TGF-b/CTLA-4
3) TNF-a/CD25
4) IL-4/CD16
27 - فرم سیتوپلاسمیک زنجیره مو (m) در کدامیک از مراحل تکوینی سلول B برای اولین بار ظاهر می شود؟
1) Pro-B cell
2) Pre-B cell
3) Immature-B cell
4) Centrocyte
28 - با کدامیک از نشانگرهای سطحی (Surface Marker) می توان لنفوسیت های B را شناسایی نمود؟
1) CD56
2) CD20
3) CD8
4) CD1
29 - همه سلول های زیر در زمره سلول های عرضه کننده آنتي­ژن (APC) محسوب می شوند، بجز:
1) سلول کوپفر
2) سلول دندریتیک
3) لنفوسیت B
4) سلول NK
30 - کدامیک از مولکول های زیر در ارائه آنتی ژن های فسفولیپیدی به لنفوسیت های T از نوع گاما - دلتا مشارکت دارد؟
1) CD1
2) CD3
3) HLA-I
4) HLA-II
31 - همه ویژگی های زیر در مورد مولکول TCR صحیح است بجز:
1) هر زنجیره مولکولی TCR دارای یک دومین ثابت و یک دومین متغیر است.
2) این مولکول دارای دو جایگاه برای اتصال به آنتی ژن است.
3) این مولکول با آنتی ژن، کمپلکس محلول تشکیل نمی دهد.
4) این مولکول فاقد بخش Fc می باشد.
32 - در مورد مولکول های MHC تمامی عبارات زیر صحیح است، بجز:
1) هر مولکول MHC در هر بار توانایی عرضه یک پپتید را دارد.
2) هر مولکول MHC فقط به عرضه یک پپتید مشخص اختصاص دارد.
3) مولکول های MHC کلاس دو قادر به عرضه پپتیدهای مشتق از میکرب های داخل سلولی هستند.
4) مولکول های MHC کلاس یک بر روی همه سلول های هسته دار بروز می یابند.
33 - در تعویض کلاس آنتی بادی ها (Isotype Switching) کدام ناحیه از آنتی بادی تعویض می شود.
1) ناحیه ثابت زنجیره سبک
2) ناحیه متغیر زنجیره سبک
3) ناحیه ثابت زنجیره سنگین
4) ناحیه متغیر زنجیره سنگین
34 - کدامیک از سلول های زیر Perforin تولید می کنند؟
1) پلاسماسل ها
2) سلول های NK
3) ماست سل ها
4) لنفوسیت های B
35 - نخستین سیگنال برای فعال شدن سلول های T کدامیک از موارد زیر است؟
1) کمپلکس پپتید-MHC
2) سیتوکاین IL-2
3) مولکول CD28
4) مولکول های اینتگرینی
36 - فعال شدن لنفوسیت ها بوسیله آنتی ژن های مربوطه در همه ارگان های زیر انجام می شود، بجز:
1) گره های لنفاوی
2) طحال
3) تیموس
4) روده بزرگ
37 - تمام موارد زیر مثال هایی از تیپ II واکنش ازدیاد حساسیت هستند، بجز:
1) واکنش های انتقال خون
2) بیماری همولیتیک نوزادان
3) ترومبوسیتوپنی خودایمنی
4) بیماری سرم
38 - کدامیک از اجزای زیر مولکول C4 را به C4a و C4b تبدیل می کند؟
1) C1q
2) C1s
3) C1s
4) C3
39 - کدامیک از یون های زیر برای باند شدن C4b به C2 ضروری است؟
1) ++Ca
2) ++Mg
3) +++Fe
4) ++Zn
40 - کدامیک از مارکر های زیر گیرنده LPS می باشد؟
1) CD3
2) CD10
3) CD14
4) CD23
41 - خانم خانه داری به حساسیت تماسی مبتلا شده است. برای تشخیص، کدامیک از تست های زیر را پیشنهاد می کنید؟
1) Prick Test
2) Patch Test
3) تعیین میزان IgE توتال سرم
4) ELISA
42 - جوان 28 ساله ای در داخل هواپیما به دنبال خوردن بادام زمینی دچار شوک آنافیلاکسی می شود. سلول موثر (Effector Cell) در این پدیده عبارت است از :
1) نوتروفیل ها
2) بازوفیل ها
3) پلاکت ها
4) NK سل ها
43 - با انتخاب گزینه درست مکانیسم ایجاد GVHD را مشخص کنید؟
1) فعال شدن سلول های B و تولید آلو آنتی بادی
2) تحریک سلول های بیگانه خوار تک هسته ای و تولید رادیکال آزاد.
3) فعال شدن لنفوسیت های T و تولید سیتوکاین
4) فعال شدن نوتروفیل ها با تولید پرفورین
44 - کدامیک از سلول های زیر در بی پاسخی سیستم ایمنی علیه ساختارهای آنتی ژنی تومور موثر است؟
1) لنفوسیت های Th1
2) لنفوسیت های Th2
3) لنفوسیت های تنظیمی
4) لنفوسیت های NKT
45 - کدامیک از سیتوکاین های زیر در بیماران مبتلا به آسم و آلرژی افزایش می یابد؟
1) IL-2
2) IL-5
3) IL-12
4) IL-17
46 - همه موارد زیر در حفاظت جنین در مقابل پاسخ ایمنی مادر دخالت دارد، بجز:
1) بیان HLA-G در سطح تروفوبلاست
2) ترشح IL-10
3) غیرفعال شدن سلول های NK
4) فعال شدن لنفوسیت های Th1
47 - همه موارد زیر در خصوص بیماری سرم (Serum Sickness) صحیح است، بجز:
1) کاهش میزان کمپلمان سرم در زمان بروز علائم بالینی
2) افزایش میزان کمپلکس های ایمنی در زمان بروز علائم بالینی
3) قابلیت اندازه گیری آنتی بادی آزاد (Free Antibody) در زمان اتمام علائم بالینی
4) مشاهده علائم بالینی با شروع تولید کمپلکس های ایمنی
48 - عاملی که سلول های NK را از لنفوسیت های CTL متمایز می کند، کدام مورد زیر است؟
1) فاگوسیت کردن باکتری ها است
2) قدرت کشتن سلول های فاقد MHC کلاسیک
3) عرضه آنتی ژن به لنفوسیت های T
4) کمک به لنفوسیت های B
49 - کدام گزینه در مورد لنفوسیت های Th2 صحیح است؟
1) آنتی ژن های غشایی CD8 دارند.
2) فاقد CD3 غشایی هستند.
3) سیتوکاین های محرک تولید آنتی بادی ترشح می کنند.
4) به جای تیموس در عقده های لنفاوی بالغ می شوند.
50 - کدام گزینه در ارتباط با آنتی بیوتیک پروتئین ها صحیح است؟
1) به صورت طیف وسیع علیه میکروارگانیسم ها عمل می کنند.
2) کاملاً شبیه آنتی بیوتیک های سنتتیک عمل می کنند.
3) تعدادی از آنها به صورت طیف محدود عمل می کنند.
4) فقط علیه باکتری های گرم مثبت عمل می کنند
51 - اتو آنتی بادی غالب در بیماری SLE کدام است؟
1) آنتی بادی ضد آنزیم های سیتوپلاسمی
2) آنتی بادی ضد سلول های گلومرولی کلیه ها
3) آنتی بادی ضد اجزای هسته ای
4) آنتی بادی ضد سلول های اندوتلیال عروق
52 - کدام یک از اتو آنتی بادی های زیر به طور اختصاصی در بیماری SLE دیده می شود؟
1) anti-dsDNA
2) anti-Ro
3) anti-La
4) anti-SSa
53 - تجویز داخل وریدی تمامی موارد زیر به انسان می تواند منجر به بروز بیماری سرم شود، بجز:
1) مونوکلونال آنتی بادی موشی
2) استرپتوکیناز
3) سرم اسب
4) گروه خونی A به فرد دارای گروه خونی B
54 - تمامی موارد زیر در خصوص هر دو نوع واکنش های تیپ دو و سه ازدیاد حساسیت صحیح است، بجز:
1) جلب لکوسیت ها توسط کمپلمان
2) فعال شدن لوکوسیت ها از طریق FcR
3) تخریب بافتی توسط آنزیم های نوتروفیلی
4) اختلال در عملکرد سلولی به واسطه آنتی بادی ضد گیرنده هورمونی
55 - کدامیک از اعمال اجرایی آنتی بادی بدون نیاز به ایمنی غیر اختصاصی انجام می شود؟
1) اپسونیزاسیون
2) ADCC
3) فیکساسیون کمپلمان
4) نوترالیزاسیون
56 - دیابت وابسته به انسولین (IDDM) در نتیجه کدام تیپ از واکنش های ازدیاد حساسیت شکل می گیرد؟
1) یک
2) دو
3) سه
4) چهار
57 - استفاده از کدامیک از سیتوکاین های زیر را جهت درمان بیماری های التهابی روده (Inflammatory Bowel Disease) پیشنهاد می کنید؟
1) TNF-a
2) IFN-g
3) IL-10
4) IL-13
58 - کدامیک از مشخصات زیر مربوط به سلول های (T Regulatory) می باشد؟
1) +CD4+/CD25
2) +CD4+/CD44
3) +CD8+/CTLA-4
4) CD8+/FoxP3
59 - لنفوسیت های T سیتوتوکسیک سلول های هدف خود را از طریق کدام یک از موارد زیر می کشند؟
1) کمپلمان و پروتئین های فاز حاد
2) گیرنده های لنفوسیت T
3) آنتی بادی و کمپلمان از طریق پدیده ADCC
4) پروتئین های Pore-forming و پروتئازها
60 - کدامیک از سیتوکاین های زیر در سویچ IgA نقش غالب را دارند؟
1) IL-10
2) IL-13
3) TGF-b
4) IL-4
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 1:58  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

                                                                                                  

 

                                     دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی  تهران

 

                                برنامه امتحانات پایان دوره ترم اول کارشناسی علوم آزمایشگاهی

 

ساعت

 

 

ایام هفته

 

 

۸/۳۰ 

 

 

۱۰ 

 

 

۱۳/۳۰

 

شنبه

۸۶/۱۰/۱۵

 

-

 

-

 

 

اندیشه اسلامی

 

دو شنبه

 

۸۶/۱۰/۱۷

 

 

فیزیک حیاتی

 

 

-

 

 

-

 

سه شنبه

 

۸۶/۱۰/۱۸

 

 

-

 

 

اصول فنی

 

 

-

 

شنبه

 

۸۶/۱۰/۲۲

 

 

دوشنبه

۸۶/۱۰/۲۴

 

 

 

چهارشنبه

۸۶/۱۰/۲۶

 

 

یکشنبه

۸۶/۱۰/۳۰

 

 

سه شنبه

۸۶/۱۱/۲

 

 

   چهار شنبه

   ۸۶/۱۱/۳

 

 

بیوشیمی

 

 

 

ویروس شناسی

 

 

 

 

            -

 

 

 

-

 

 

 

قارچ شناسی

 

 

 

-

 

 

-

 

 

           -

                         

 

 

 

آمار حیاتی

 

 

 

 

          -

 

 

 

-

 

 

 

-

 

 

-

 

 


-

 

 

 


          -

 

 

        انگلیسی

 

 

 


         

 

بهداشت عمومی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:10  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

راستش خيلي خوب مي شه حالا كه در روز دانشجو هستيم كمي به كلمه دانشجو فكر كنيم و ببينيم چقدر به اين عبارت نزديك هستيم.با خودمون حساب كنيم ببينيم آيا واقعا توانستيم حق اين كلمه رو ادا كنيم.بشينيم و با خودمون بگيم كه آيا در اخلاق و معنويت هم به مدارجي رسيديم. آيا انسانيت هم در وجود ما در حال پيشرفت و ترقيه يا فقط اومديم واحد پاس كنيم و بريم

 

خيلي خوب مي شه اگه تو اين روزها يه كمي به خودمون برگرديم و به اون رسالتي كه بخاطرش به دانشگاه اومديم فكر كنيم. از حاشيه ها دور بشيم و به همه چيز با نگاه علمي نگاه كنيم

 

خيلي خوب ميشه اگه به جاي اينكه به كار آيندمون فكر كنيم به وضع جامعمون نگاه كنيم. جامعه اي  كه به انسان هاي با سواد و با فرهنگ احتياج داره. جامعه اي كه تشنه عدالت و از خود گذشتگيه

 

خيلي خوب ميشه اگه كمي به تاريخ  گذشتمون فكر كنيم و تمدن چند هزار سالمون رو با فرهنگ امروزمون مقايسه كنيم و ببينيم چقدر در سرفرازي نام ايران نقش داشتيم

 

خيلي خوب ميشه اگه به خودمون اعتماد كنيم و مطمئن باشيم كه اگر بخواهيم ميتوانيم

 

خيلي خوب ميشه اگه تو هر كاري خدا رو فراموش نكنيم و يادمون باشه كه هميشه يه نفر بالاي سرمون نظاره گر اعمالمونه

 

خيلي خوب ميشه اگه..............!!!!؟؟

 

هميشه سلامت و تندرست باشيد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:17  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  | 

كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش     ره روي ره ز كه پرسي چه كني چون باشي

 

در ره منزل ليلي كه خطر هاست در آن            شرط اول قدم آنست كه مجنون باشي

 

بدينوسيله فرا رسيدن 16 آذر روز دانشجو- روز آزادي انديشه- روز عدالت و روز پيشروي كاروان علم و هنررا به تمامي دانشجويان كشور مخصوصا هم كلاسي هاي عزيزم تبريك عرض مي نمايم.

براي تمامي شما عزيزان آرزوي سلامتي سعادت و خوشبختي مي كنم

 

جواد سلطاني

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:17  توسط دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران  |